بهدلیل خودداری طالبان از شرکت در نشست استانبول، این گفتوگوها تاکنون دوبار به تعویق افتاده است. درحالیکه قرار بود کنفرانس استانبول در ۲۴ آپریل به میزبانی ترکیه، قطر و سازمان ملل برگزار شود، اما بهدلیل شرکتنکردن طالبان به تعویق افتاد. گفته شده این نشست بعد از ماه رمضان برگزار خواهد شد، اما تاریخی برایش تعیین نشده است. موضع طالبان نیز هنوز تغییر نکرده و روشن نیست که این گروه به میز مذاکره برمیگردد یا نه. این گروه سیاست مذاکرات فرسایشی در پیش گرفته است. اینکه طالبان گفتهاند تا زمانیکه همهی نیروهای خارجی از افغانستان خارج نشوند، حاضر نیستند در کنفرانس استانبول شرکت کنند، در واقع تاکتیکی برای گریز از مذاکرات است. با خروج نیروهای خارجی اطمینانی وجود ندارد که طالبان متعهد به مذاکره و صلح بمانند.
نشست روز جمعهی وزرای خارجه افغانستان، پاکستان و ترکیه نوعی تلاش تازه برای قانعکردن طالبان برای برگشت به میز مذاکره است. هر سه طرف از طالبان خواستند برای دستیابی به یک راه حل سیاسی از طریق مذاکره تعهد خود را نشان دهند. در بیانیهای که سه جانب منتشر شد بر ضرورت آتشبس و ایجاد فضای مناسب برای گفتوگوها تأکید شده است. در کنار این سه کشور، این روزها بسیاری از کشورها و سازمانها با زبان دیپلماسی از طالبان میخواهند به مذاکرات برگردند و فرصت پیشآمده برای رسیدن به یک توافق سیاسی را درک کنند.
گروه طالبان با زبان دیپلماسی بیگانه است. تشدید حملات طالبان در سال گذشته و همزمان با جدیشدن مذاکرات صلح نشان میدهد که این گروه خشونت را بهترین اهرم فشار خود میداند. تلاشهای دیپلماتیکی برای برگشت طالبان به میز مذاکره در نشست استانبول بعید بهنظر میرسد کارساز واقع شود. این گروه تاکنون هر گونه تلاش و دیپلماسی صلحمحور را دور زده است. شاید طالبان زبان زور را بهتر میفهمند. رویکرد فعلی طالبان در مورد صلح، شبیه وضعیت پیش از توافق با امریکا است. طالبان در آستانهی توافق با امریکا و دیدار رهبران این گروه با ترمپ در کمپ دیوید در کابل دست به حملهای زدند که در آن ۱۲ نفر بهشمول یک سرباز امریکایی کشته شدند. ترمپ در واکنش به این کار برنامهی دیدار با طالبان را در کمپ دیوید لغو و گفتوگوهای صلح را متوقف کرد. اتفاقی که برای طالبان غیرمنتظره بود و باعث شد تا امروز طالبان هر نوع حمله را به نیروهای خارجی را از دستور کار خود خارج کنند.
بیگانگی طالبان با زبان دیپلماسی ایجاب میکند که برای کشاندن این گروه به میز و تعهد در مذاکرات به آنان فهمانده شود که همیشه شرایط به نفع این گروه نیست. وضع تعزیرات بینالمللی تازه بر طالبان و تهدید به سرکوب در صورت ادامهی سیاست خشونتمحور اهرمهایی است که طالبان از آن میترسند. تنها ترافیک دیپلماتیک کشورها و سازمانهای بینالمللی قطعا نمیتواند طالبان را پای میز مذاکره بکشاند. رفتار دیپلماسی عاری از تهدید به طالبان این ذهنیت را داده است که گویا همه تصمیم گرفته است که افغانستان را دودستی تقدیم طالبان کنند. بنابراین همانگونه امریکا بهطور قاطع به طالبان تفهیم کرد که قطع خشونت راه توافق است، مرحله دوم صلح نیز چنین است.
گروه طالبان اگر به دنبال بهانه نیست و آمادهی برگشت به میز مذاکره است، باید سناریوی جنگ را از دستور کار خود خارج کند. خروج نیروهای خارجی از افغانستان قطعی شده است. این تأخیر کوتاه بهانهای بیش نیست. مگر اینکه این گروه به دنبال یافتن راه حلی دائمی برای منازعات افغانستان نباشد واستراتژیشان این باشد که با خریدن زمان منتظر خروج نیروهای خارجی از افغانستان باشند و خواب فتح را در سر بپروراند. در نهایت اصل حرف این است که طالبان نمیتوانند درک کنند در جنگ همه بازنده است.