در ادامهی سقوط پیهم ولسوالیها، صبح روز شنبه (۲۹ جوزا) خبر سقوط پنج ولسوالی دیگر بهدست گروه طالبان در چندین ولایت منتشر شد. منابع محلی تأیید کردند که ولسوالیهای بهارک در تخار، مردیان در جوزجان، خواجهسبزپوش در فاریاب، درهصوف پایین در سمنگان و میرزکه در پکتیا بهدست گروه طالبان سقوط کرده و دهها نظامی و شمار زیادی تجهیزات در اختیار این گروه قرار گرفته است. به دنبال آن گزارش شد که نیروهای امنیتی و دفاعی از ولسوالیهای اناردره و پشتکوه ولایت فراه نیز عقبنشینی کردهاند.
بهصورت عموم طی حدود دو ماه اخیر دستکم ۳۵ ولسوالی در ولایتهای زابل، ارزگان، بلخ، جوزجان، سمنگان، نورستان، پکتیا، غزنی، بادغیس، فراه، غور، هرات، میدان وردک، لغمان، بغلان، سرپل، تخار، قندوز و فاریاب از کنترل دولت خارج و به تصرف گروه طالبان درآمده است. در نتیجهی سقوط این ولسوالیها، مقدار زیاد تجهیزات جنگی، بهشمول اسلحه سبک و سنگین، بهدست طالبان افتاده است. علاوه بر این دهها نیروهای نظامی کشته، زخمی و یا بهدست طالبان اسیر شدهاند. تصاویر ویدیویی زیادی نیز منتشر شده است که سقوط این ولسوالیها و در مواردی تسلیمشدن گروهی سربازان ارتش و یا پولیس را نشان میدهد.
پاسخ سخنگویان حکومت افغانستان، بهویژه نهادهای امنیتی تاکنون این بوده است که این ولسوالیها سقوط نکرده بلکه در نتیجهی «عقبنشینی تاکتیکی» تخلیه شده است. امرالله صالح، معاون اول رییسجمهور نیز در یک مورد در واکنش به تخلیه یک پایگاه ارتش در ولایت زابل گفته است که «نحوه تخلیه منسوبین دلیر اردو از ولسوالی شینکی در ولایت زابل یک راز اطلاعاتی است. در این لحظات نیاز نیست محرمیتهای عملیاتی زیرنام آزادی بیان فاش شود و دشمن از آن بهره بردارد.»
سقوط پیهم ولسوالیها همزمان شده است با خروج نیروهای خارجی از افغانستان. در آغاز انتظار میرفت با خروج نیروهای خارجی از کشور، طالبان برای تصرف برخی از مناطق تلاش کنند. اما مقامهای حکومتی همواره استدلال میکردند که توان دفاع مستقلانه را دارند و طالبان به پیروزی نمیرسند. حالا آنچه در عمل اتفاق میافتد، مردم شاهد سقوط پیهم ولسوالیها، تخلیه پاسگاهها و قرارگاههای نظامی، تسلیمشدن گروهی سربازان و افتادن تجهیزات نظامی بهدست طالبان است. دوام این وضعیت و عقبنشینی پیهم حکومت و پیشروی طالبان در یک نگاه کلی میتواند سه پیامد ذیل را داشته باشد.
نخست، حکومت افغانستان جغرافیای بیشتر را از دست میدهد. طالبان قلمرو بیشتری را تصرف میکنند و حاکمیت دولت در نقاط مختلف کشور محدودتر و کمتر میشود. گسترش قلمرو طالبان و کاهش قلمرو حکومت زمینه را برای قدرتمندشدن بیشتر طالبان فراهم میکند. طالبان با استفاده از تصرف ولسوالیها میتوانند در گام بعدی برای حمله بر مراکز ولایات و یا سقوطدادن برخی از ولایات و حتا محاصره کابل اقدام کنند. نیاز است حکومت افغانستان و بهویژه رهبری نهادهای امنیتی هرچه زودتر برای مهار این وضعیت اقدام کنند و دستکم اگر نمیتوانند ولسوالیهای از دسترفته را بازپس بگیرند، از سقوط بیشتر ولسوالیها جلوگیری کنند.
دوم، طالبان با در اختیارگرفتن کنترل ولسوالیها و پاسگاههای نظامی در دو ماه اخیر مقدار زیاد تجهیزات جنگی بهدست آوردهاند. این تجهیزات شامل وسایط نقلیه، مهمات نظامی و لوجستیکی میشود. طالبان با استفاده از این تجهیزات نظامی بیشتر تجهیز میشوند و در واقع با دست پر به دوام جنگ و حملات بیشتر اقدام میکنند. اگر عقبنشینیها به شکل کنونی ادامه یابد و تجهیزات نظامی بیشتر بهدست طالبان بیفتد، نیروهای امنیتی و دفاعی در ادامه برای مقابله با طالبان با چالشهای جدیتر مواجه خواهند شد. امکانات جنگی که طالبان از در اختیارگرفتن پاسگاهها و مراکز نظامی و ولسوالیها بهدست میآورند، میتواند دست نهادهای امنیتی را خالی و جبهه طالبان را تقویت کند. لذا نیاز فوری است که بهجای عقبنشینی تاکتیکی و واگذاری مهمات و تجهیزات نظامی به طالبان، تدبیر جدید و فوری دیگر روی دست گرفته شود.
سوم، پیامد دیگری که تاکنون بهصورت جدی هم در جامعه و هم در رسانهها و شبکههای اجتماعی احساس میشود، جنبه تبلیغاتی جنگ است. طالبان با نشر گستردهی تصاویر و اخبار مرتبط به سقوط پاسگاهها و مراکز ولسوالیها و یا تسلیمشدن نیروهای امنیتی و دفاعی، توانستهاند بهلحاظ جنگ تبلیغاتی بر روان مردم و نیروهای امنیتی و دفاعی تأثیر بگذارند. وقتی مردم در این ویدیوها میبینند که طالبان پیهم ولسوالیها را میگیرند و یا سربازان بهصورت گروهی تسلیم و یا کشته میشوند، بیشتر دچار ترس و ناامیدی میشوند. دوام این وضعیت روحیه نیروهای امنیتی و دفاعی را نیز تضعیف میکند. برای مهار این وضعیت هم اگر میشود، حکومت و رهبری نهادهای امنیتی و دفاعی باید هرچه زودتر اقدام کنند و از گسترش بیشتر ترس و ناامیدی در جامعه و صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی جلوگیری کنند.