خشم عمومی علیه طالبان

خشم عمومی علیه طالبان

زورآزمایی دولت و طالبان در میدان جنگ، گرم و خونبار است. برپایه‌ی گزارش‌های رسمی در حال حاضر دست‌کم در ۸۰ ولسوالی جنگ میان نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان در جریان است. نیروهای امینتی افغانستان و گروه طالبان هردو در این جنگ هر روز متحمل تلفات می‌شوند. گاهی این تلفات سنگین است. در روزهای گذشته طالبان دست‌کم ۴۰ ولسوالی را سقوط داده‌اند. برخی از ولسوالی در روز میان نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان دست‌به‌دست می‌شود. این وضعیت نگرانی مردم افغانستان را برانگیخته و به خشم عمومی علیه طالبان دامن زده است. به‌ویژه پس از این‌که طالبان با سقوط برخی ولسوالی‌ها زیربناها را نابود و به اذیت و آزار مردم پرداخته‌اند. به‌عنوان مثال گروه طالبان در ولسوالی پاتوی ولایت دایکندی پس از این‌که به چندین قریه دست یافتند، دار و ندار مردم را نابود، خانه‌ها، حاصلات زراعتی و سرمایه ساکنان این مناطق را به آتش کشیدند.

با شعله‌ورشدن آتش جنگ در افغانستان در کنار نیروهای امنیتی، شهروندان افغانستان نیز در حال بسیج‌شدن علیه طالبان‌اند. در حال حاضر در بیشتر ولایت‌های که آتش جنگ شعله‌ور است نیروهای مردمی سلاح گرفته و علیه طالبان در سنگرها می‌جنگند. چتر بسیج و خشم عمومی علیه طالبان در حال بزرگ‌ترشدن است. دست‌کم در چند نقطه‌ی افغانستان، نیروهای مردمی یا به تنهایی یا در کنار نیروهای امنیتی افغانستان راه پیشروی طالبان را سد کرده‌اند. گروه‌های زیادی برای ایستادگی علیه طالبان اعلام موجودیت کرده‌اند. نیروهای مردمی از یک طرف ظرفیت بسیج فوری علیه طالبان را دارند و از طرف دیگر، به وضعیت منطقه آگاهند و می‌توانند با تاکتیک‌های چریکی به جنگ علیه طالبان بروند. بنابراین، وقت آن رسیده است که نیروهای ضد طالب تجهیز و اعتماد میان رهبری سیاسی جنگ در ارگ ریاست‌جمهوری و نیروهای بومی ضد طالب دوباره احیا شود.

چند روز پیش مجلس نمایندگان از حکومت خواست که مردم را در مقابل طالبان مسلح و بسیج کنند. شماری از نماینده‌های مجلس در حال حاضر گروه‌های مردمی ضد طالب را عملا در میدان‌های جنگ رهبری می‌کنند. به‌نظر می‌رسد حکومت نیز به این خواست مجلس توجه کرده است. به‌تازگی سرپرست جدید وزارت دفاع از مردم درخواست کرده است که در کنار نیروهای امنیتی بسیج شود و حکومت تسهیلات جنگ و ایستادگی را فراهم می‌کند. مشکل اصلی نیروهای خیزش مردمی و ضد طالب کمبود جنگ‌افزار است. اگر این خلا پر شود، بسیار زود طالبان متوقف و ورق جنگ برخواهد گشت. ارگ ریاست‌جمهوری اگر واقعا نگران سقوط ولسوالی‌ها است از تیغ بران خشم عمومی علیه طالبان بهره ببرد و گفتمان ضدیت با طالب و دشمنی با این گروه در حرف و عمل تقویت و حاکم ‌گردد. حاکمیت گفتمان ضد طالب در حرف این است که حکومت به‌جای اتهام‌بستن به منتقدان به نگرانی‌ها و انتقاد گوش و به افکار عمومی پاسخ روشن دهد. در عمل نیز باید چهره‌های ضد طالب تجهیز و تقویت شوند.

جنگ طالبان در واقع علیه مردم است. شهروندان افغانستان حاضر نیستند که تابع اراده سیاسی طالبان شوند. طالبان در نظر مردم افغانستان تنها یک گروه خشونت‌طلب است که برنامه‌ای برای سازندگی و خدمات حکومت‌داری ندارد. بسیاری از ارزش‌های که در نزدیک به دو دهه‌ی گذشته مردم افغانستان تجربه کرده مثل آزادی بیان، رعایت حقوق شهروندی، آزادی فردی و اجتماعی، توجه به مطالبه‌ی شهروندی، حق اعتراض و انتخاب برای طالبان بیگانه است. گروه طالبان این ارزش‌های شهروندی را به رسمیت نمی‌شناسد. روی این حساب ایستادگی علیه طالبان قطعا اولین گزینه مردم افغانستان است.

اشتباه فاجعه‌بار حکومت، مخصوصا در زمان زعامت اشرف غنی خصومت رهبری سیاسی جنگ در ارگ ریاست‌جمهوری با نیروهای ضد طالب است. آقای غنی در چند سال گذشته بسیار کوشید که نیروهای ضد طالب را از ساختار حکومت تجرید کند و با چهره‌های ضد طالب بیرون از حکومت با رویکرد خصمانه برخورد کرد. این سیاست از بینش کوتاه سیاسی رییس‌جمهور غنی ریشه گرفت. نتیجه آن شد که هرنوع رابطه و اعتماد میان رهبری سیاسی جنگ در ارگ ریاست‌جمهوری و نیروهای بومی ضد طالب شدیدا آسیب دید و این بی‌اعتمادی به رابطه حکومت و شهروندان نیز سرایت کرد.