با سقوط ولسوالیها و شدتگرفتن جنگ، بسیج مردمی علیه طالبان بیسابقه است. مردم خودانگیخته در مقابل طالبان سلاح برداشته، در کنار نیروهای امنیتی علیه طالبان میجنگند. در بیشتر ولایتها هستههای مقاومت مردمی علیه طالبان شکل گرفته است. حضور نیروهای مردمی در کنار ارتش و پولیس تا حدودی بار جنگ را از دوش نیروهای امنیتی افغانستان برداشته و مانع پیشروی سریع طالبان شده است. با به صحنهآمدن مردم دیگر طالبان در جنگ با دولت شانس پیروزی ندارند. زیرا حمایت مردم میتواند از نظر سیاسی و نظامی پایان جنگ را به نفع دولت افغانستان رقم بزند.
مردم به صحنه آمدهاند، حالا نوبت نیروهای عمده سیاسی است که این وارفتگی سیاسی را جمعوجور کند. واقعیت این است که بخش بزرگی از جناحها و قشر سیاسی کشور هنوز روایت یکدست سیاسی ندارند. هنوز حکومت قادر نشده که شورای عالی دولت را تشکیل دهند. درحالیکه شورای عالی دولت میتوانست مجال و امکانی برای خلق اجماع سیاسی واقعی باشد. دلیل اینکه شورای عالی دولت تشکیل نمیشود، رقابت و کشمکش بر سر قدرت است. رییسجمهور غنی در وضعیتی که افغانستان در آتش جنگ میسوزد و طالبان حتا تا دروازه شهرها رسیدهاند، حاضر نیست که خودکامگی در سیاست را کنار بگذارد. او در حساسترین لحظات تاریخ افغانستان دست به اقدامات تحریکآمیز میزند که پیامد آن تشتت سیاسی در حوزه جمهوری اسلامی است. نشانهی آن مقاومت در برابر اعتراضات یک ماه اخیر مردم در برابر تعیینات است که مورد قبول شهروندان نبوده است. حکومت تا جایی پیش رفته که مدتها در شرایط حساس جنگی امور یک ولایت را راکد نگهداشته یا حتا در ولایت دیگر، بر معترضان شلیک کرده است.
بسیج مردم علیه طالبان تاکنون خودانگیخته است. این بسیج محصول نفرتی است که شهروندان از طالبان بر دل دارند. اما بسیج عمومی علیه طالبان زمانی به ثمر کامل میرسد که میان نیروهای سیاسی و رهبری دولت اجماع نظر بهوجود بیاید. حکومت به تنهایی قادر نیست که از ظرفیت عظیم نیروهای ضد طالب استفاده کند. زیرا هزاران نیروهای بومی و ضد طالب به رهبران سیاسی، نظامی و قومی وفادارند. این واقعیت مسلم است که هیچ حلقهی سیاسی به تنهایی نمیتواند امور مربوط به حکومتداری، صلح و جنگ را رهبری کند. از جمله ارگ ریاستجمهوری با ادامهی تکروی در سیاست و جنگ نمیتواند از خطر سقوط نظامی پیشگیری کند. در نتیجه برای غلبهی نظامی بر طالبان، افغانستان بیش از هر زمانی به وحدت و انسجام سیاسی میان حکومت و نیروهای سیاسی ضرورت دارد. مهار فشار نظامی طالبان و مدیریت درست میدانهای جنگ، نیازمند خلق یک انسجام سیاسی واقعی و فراگیر میان حکومت و نیروهای سیاسی است.
تاکنون بازی حوزه جمهوری اسلامی افغانستان در روند صلح فاجعهبار بوده است. رهبری حکومت هرگز نتوانسته با نیروهای سیاسی کنار بیاید. در نتیجه هر دو طرف تلاش کردهاند که در این بازی حداکثر سود سیاسی را به نفعشان رقم بزند. در این میان، چیزی بهنام مصلحت مردم و خواست شهروندان در این بازی جایی نداشته است. اختلاف نظرهای جدی و عمیق در خصوص چگونگی پیشبرد روند صلح و منافع و دیدگاههای متضاد در حوزه جمهوری اسلامی برای طالبان سود سرشاری داشته است. بیمورد نیست اگر بگوییم طالبان به غلبه سیاسی رسیده است. این اتفاق نباید در میدان جنگ تکرار شود. اگر شکافهای عمیق سیاسی برطرف و جلو سقوط سیاسی گرفته نشود، غلبه نظامی طالبان نیز دور از تصور نیست.
دو روز پیش رییسجمهور غنی نشستی را با نیروهای مطرح سیاسی در ارگ ریاستجمهوری برگزار کرد. او از رهبران سیاسی خواست مردم را در حمایت از نیروهای امنیتی و نظام جمهوری بسیج کنند. امیدواری بر این است که وضعیت حساس کشور آقای غنی را از خواب بیدار کرده باشد و این اقدام یک تلاشی واقعی برای خلق انسجام سیاسی باشد، نه ادامه بازی ارگ برای پاسخ مقطعی به فشارهای سیاسی. افغانستان اکنون به انسجام واقعی نیاز دارد و ادامهی این بازی سخیف سیاسی به قیمت کلیت نظام تمام میشود.