در دسامبر ۲۰۲۱، اندونزیا دفتر نمایندگی خود را در کابل به منظور تسهیل ارسال کمکهای بشردوستانه به افغانستان بازگشایی کرد. این روشی هوشمندانه برای فعالیت در این کشور بدون به رسمیت شناختن دیپلماتیک دولت جدید طالبان بود.
جاکارتا هنوز مطمئن نیست. در نشست فوقالعاده وزیران سازمان همکاری اسلامی در اواخر دسامبر ۲۰۲۱، وزیر امور خارجه رتنو الپی مارسودی شرایطی را بیان کرد که راه را برای بهبود روابط دیپلماتیک هموار میکند. این شرایط شامل تشکیل یک دولت فراگیر، احترام به حقوق بشر، از جمله حقوق زنان، و حصول اطمینان از اینکه کشور به بستری برای پرورش تروریسم تبدیل نخواهد شد، بود.
واضح است که دولت اندونزیا در تعامل با افغانستان به رهبری طالبان با احتیاط عمل میکند. باید مطمئن شود که دولت جدید طالبان با دولت قبلی آن تفاوت قابل توجهی دارد و تعامل با طالبان باعث رشد رادیکالیسم اسلامی در اندونزیا نخواهد شد.
در طول اولین دورهی حکومت طالبان در افغانستان (۱۹۹۶-۲۰۰۱)، اندونزیا تعامل قابلتوجهی با حکومت آنها نداشت. در آن زمان اندونزیا درگیر بحران مالی آسیایی ۱۹۹۷-۱۹۹۸ و پیامدهای آن، از جمله انتقال سیاسی با سقوط سوهارتو بود. علاوه بر این، اسلام در اندونزیا با آنچه که توسط طالبان تبلیغ میشد بسیار متفاوت بود، حتا با وجود اینکه هر دو کشوری اکثریت مسلمان هستند.
در دورهی اول، طالبان پس از به دست گرفتن قدرت حکومت شرعی سختگیرانهای را تحمیل کرده بودند که شهروندان افغان را از آزادیهای مدنی و سیاسی محروم میکرد، با اقداماتی از جمله سرکوب زنان و گروههای اقلیت. در مقابل، اسلامی که در اندونزیا اجرا میشود، متنوعتر، فراگیرتر و بردبارتر است و در سالهای اخیر به عنوان نمونهای برجسته از «اسلام میانهرو» معرفی شده است.
جالب اینجاست که پس از سرنگونی طالبان توسط نیروهای تحت رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ بود که اندونزیا تحت عنوان تسهیل روند صلح، عمیقتر درگیر مسائل افغانستان شد. برخی از نقاط عطف کلیدی عبارتند از: مشارکت نهضتالعلما (NU)، بزرگترین سازمان اسلامی اندونزیا، در مذاکره برای آزادی گروگانهای کوریای جنوبی که توسط طالبان در سال ۲۰۰۷ دستگیر شده بودند؛ تأسیس مرکز اسلامی اندونزیا در کابل در سال ۲۰۱۰ به ریاست سوسیلو بامبانگ یودویونو. و راهاندازی شعبه نهضتالعلما در افغانستان در سال ۲۰۱۴.
اولی نشان دهنده وابستگی بین اسلامگرایان از افغانستان و اندونزیا بود. از طریق دو مورد اخیر، اندونزیا به دنبال ایجاد روابط دوجانبه برای ترویج شکل معتدلتری از اسلام در افغانستان بود. با این حال، چنین تلاشهایی برای معرفی الگوی اندونزیایی به افغانستان موفقیت بسیار محدودی داشته است؛ غیاب علمای وابسته به طالبان در یک کنفرانس سه جانبه با حضور علمای مسلمان از اندونزیا، افغانستان و پاکستان در سال ۲۰۱۸ شاهدی بر این مدعاست. با توجه به روابط نامنسجم اندونزیا با طالبان. قبل از تصرف افغانستان در سال ۲۰۲۱، بیدلیل نیست که دولت اندونزیا و جامعه مدنی در تعامل با دولت جدید طالبان محتاط عمل کنند.
حزب عدالت مرفه (PKS) از به دست گرفتن قدرت توسط طالبان در افغانستان حمایت کرد و از دولت اندونزیا خواست تا دولت جدید را به رسمیت بشناسد. اما PKS در اقلیت است. سایر بخشهای جامعه اندونزیایی بیشتر نگران رشد رادیکالیسم اسلامی در افغانستان و تأثیر بالقوه آن بر اندونزیا هستند.
سعید عقیل سراج، رییس کل نهضتالعلما از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱، به همه مسلمانان اندونزیا در مورد پتانسیل رژیم طالبان در تحریک رادیکالیسم اسلامی در اندونزیا هشدار داده است. محمدیه، دومین سازمان بزرگ مسلمانان اندونزیا، به اعضای خود هشدار داده که در مورد بازگشت طالبان به نتیجهگیری نپردازند. عبدالمعثی، دبیرکل محمدیه، به اعضا توصیه کرده است که نسبت به حجم عظیم اطلاعات بدون فیلتر که از طریق رسانههای اجتماعی میآید، نگاه منتقدانه داشته باشند. صیافی معارف، رهبر سابق محمدیه (۱۹۹۹-۲۰۰۵)، به مسلمانان اندونزیا پیشنهاد میکند که منتظر بمانند و ببینند که آیا طالبان فعلی واقعا با حکومت سابقش متفاوت است یا خیر.
اندونزیاییها با توجه به رابطه طولانی مدت طالبان با القاعده و جماعت اسلامیه (JI) دلیلی برای نگرانی دارند. از دهه ۱۹۹۰، القاعده با طالبان بیعت کرده است، و اعتراف طالبان به این تعهد به معنای تأیید برنامه القاعده برای جهاد جهانی است.
نصیر عباس، یکی از مربیان سابق جهادیهای افغان و یکی از چهرههای برجسته جماعت اسلامیه در اندونزیا، قبل از دستگیری و ریشهکن شدن این گروه توسط پلیس اندونزیا، توضیح داد که سرخوشی پیروزی طالبان در آگوست ۲۰۲۱ میتواند بر جذب نیروی جدید برای جماعت اسلامیه تأثیر بگذارد. نصیر استدلال میکند که جماعت اسلامیه میتواند رد به تصویر کشیدن پیروزی طالبان به عنوان یک پیروزی برای اسلام به شکلی قناعتبخش عمل کند و به نوبه خود از وابستگی بین مسلمانان اندونزیایی و برادران مذهبی افغان آنها استفاده کند.
سازمان اطلاعات اندونزیا (BIN) همچنین در مورد نقشی که طالبان مجددا میتوانند در الهام بخشیدن به رادیکالیسم اسلامی در اندونزیا ایفا کنند، هشدار داده است. در واقع، بسیاری از چهرههای مهم در پشت ظهور رادیکالیسم اسلامی و افراطگرایی خشونتآمیز در دو دهه اخیر در اندونزیا، مانند علی عمران و ابوثولت، به عنوان چهرههای جهادی در افغانستان شرکت کرده بودند. در پی پیروزی طالبان، آژانس ملی مبارزه با تروریسم(BNPT) نظارت خود را بر فعالیتهای اجتماعی و رسانههای اجتماعی در اندونزیا افزایش داده است.
واضح است که هم سازمانهای دولتی و هم سازمانهای اصلی اسلامی در اندونزیا نسبت به طالبان بدگمان هستند و نمیتوانند ارتباط چند دههای آن را با پرورش و صدور رادیکالیسم اسلامی نادیده بگیرند. اگر اندونزیا در معرفی نسخه خود از «اسلام معتدل» به افغانستان موفق نبوده، حداقل باید از پذیرش حکومت شرعی پیشنهاد شده توسط طالبان اجتناب کند. چگونگی ارتباط اندونزیا با افغانستان تحت رهبری طالبان صرفا یک موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه یک موضوع با پیامدهای داخلی برای اندونزیا است که در ایدئولوژی ملی خود پذیرای کثرتگرایی و همهشمولی است.