اشرف غنی احمدزی امروز هفتم جوزای 1399 شمسی در گفتوگویی با رادیو «وطنجار» تأکید کرد که دورهی ریاست جمهوری او دورهی طلایی تاریخ افغانستان بود. وی گفت که چنانچه او قدرت را بهدست نمیگرفت، این امکان وجود داشت که کشور امروز هم در شمار کشورهای جهان سوم محسوب شود. آقای احمدزی در پاسخ به این سوال که چرا هنوز کشمش افغانستان به مارکیتهای جهانی صادر نمیشود، گفت:
«در این قسمت صدای مرا جعل کردهاند. من هیچوقت نگفتم که ما به جهان کشمش صادر خواهیم کرد. شما فکر کنید. اگر کسی یک ذره هوش داشته باشد، چنین حرفی میزند؟ کشمش؟ صادر کردن؟ من این را نگفتهام و از دولت تقاضا کردهام که عاملان صنعت جعل صدا را بهزودی دستگیر کنند و به محاکمه بکشند». خبرنگار رادیو وطنجار از آقای احمدزی پرسید:
«ولی چرا صادرات آهن نداریم؟ اگر اشتباه نکنم، شما در آغاز ریاست جمهوری خود گفتید که افغانستان یکی از بزرگترین ذخیرهگاههای آهن است. با این وصف، در دوران ریاست جمهوری شما هرگز به معادن آهن افغانستان توجهی نشد، چرا؟»
آقای احمدزی در پاسخ به این سوال گفت:
«درست است. ولی ما با مسایل بهصورت علمی برخورد میکنیم. بر اساس تحلیلهای معتبری که ما کردیم، جهان تا هفتاد و پنج سال دیگر کاملا از آهن خالی میشود. اگر ما یک کمی صبر کنیم، هفتاد و پنج سال مثل برق و باد میگذرد. نظر ما این شد که این مدت را صبر کنیم و وقتی که جهان کاملا به گدایی آهن افتاد، آهن خود را استخراج کنیم و مثل طلا به بازارهای جهان بفروشیم. فعلا کوههای خود را قفل کنیم و خوشحال باشیم».
در پاسخ به این سوال که «روابط شما در این روزها با دشت برچی چهگونه است؟» آقای احمدزی گفت:
«ما با کشور همسایه، دوست و برادر خود دشت برچی روابط حسنه داشتیم و این روابط حسنه را ادامه خواهیم داد. من هنوز بر این باور هستم که تنشهایی که بین ما و شهروندان این کشور همسایه وجود داشت، باید حل شوند».
آقای احمدزی در این گفتوگو تأکید کرد که برای بهبود بخشیدن وضعیت «زندان هزارهجات»، کارهای چشمگیری کرده است. در آن میان، وی گفت:
«ببینید، وقتی که من رییس جمهور شدم، این زندان بزرگ طبیعی تقریبا نه گارد داشت و نه دیوارهای قابل اطمینان. تعداد زندانیانش هم کم بود. در طول دورانی که قدرت در دست من بود، من هزاران نفر از برادران دیگر نقاط کشور را هم به این زندان فرستادم. فعلا الحمدالله این زندان با زندان کارتاهینای مکسیکو برابری میکند».
آقای احمدزی در قسمت دیگری از این گفتوگو از خاطرات خود با آقای مجددی یاد کرد و گفت:
«اگر آن حضرت امروز زنده میبود، ما از نظر اکادمیک به مدارج بالاتری از دانش استخارولوژی صعود میکردیم».