نوبل ما کجاست؟

سخیداد هاتف

غربی‌ها هیچ فرصتی برای نژادپرستی را از دست نمی‌دهند. این جایزه‌ی نوبل دادن‌شان یکی از آن فرصت‌هاست. جایزه‌ای ساخته‌اند و آن را در عرصه‌هایی می‌دهند که خودشان در آن عرصه‌ها خوب اند. به همین خاطر، هیچ نشد که روزی یک نفر افغان جایزه‌ی نوبل ببرد. اگر غربی‌ها می‌خواهند واقعا منصفانه رفتار کنند،  در زمینه‌های ذیل نیز جایزه‌ی نوبل ایجاد کنند و ببینند که افغان‌ها می‌درخشند یا نمی‌درخشند:

جایزه‌ی نوبل سید جمال‌الدین افغانی: هیچ کشوری تا کنون به اندازه‌ی افغانستان یک نفر به نام سید جمال‌الدین افغانی نداشته است. شما دور جهان را بگردید و کاوش کنید و ببینید که در این جهان چه کسی در این زمینه که سید جمال به کشورش تعلق می‌زده، شایسته‌تر است. اگر افغان‌ها را شایسته‌تر نیافتید، ما خودمان را آتش می‌زنیم. البته بی این مسئله هم حاضریم خودمان را آتش بزنیم، بهانه‌گیر نیستیم.

جایزه‌ی نوبل ارتفاع سلسله جبال هندوکش: افغانستان از چهار طرف محاط به خشکه می‌باشد و به همین خاطر، چیز است، یک رقم چه قسم بیان کنم، بسیار اولاد غریب می‌باشد. اگر این طور نمی‌بود، چرا هیچ‌کس اعتراف نمی‌کند که ما تنها مردمی در دنیا هستیم که در طی قرون و اعصار و با وجود کارشکنی‌های اجانب، توانسته‌ایم سلسله جبال هندوکش همچنان ارتفاع زیادی داشته باشد. هم‌چنین در کشور عزیز ما افغانستان وقتی که فصل زیبای خزان فرا‌می‌رسد، برگ‌های درختان زرد گردیده و بر زمین می‌افتند که یک صحنه‌های بسیار دل‌انگیز ایجاد خواهیم شد.

جایزه‌ی نوبل عنعنه: اگر عنعنه ماشین تیلی می‌بود، حالا بسیاری از کشورها کنارش نشسته بودند و گریه می‌کردند، چرا که عنعنه‌ی‌شان با هیچ تدبیری روشن نمی‌شد و راه نمی‌افتاد. عن عن عن عن می‌کرد و پوف خاموش می‌شد. ما در همین پنج‌شنبه‌ی آینده جشن پنج هزارسالگی عنعنه‌ی خود را می‌گیریم. هیچ مشکلی هم نداریم. عنعنه‌ی ما خاموش نمی‌شود که هیچ، حالا قدرت و سرعتش زیادتر هم شده. فقط کمی دود می‌کند که فضا را تاریک می‌سازد و به همین خاطر، مردم هم‌دیگر را نمی‌بینند. البته این مشکل بزرگی نیست. مردم هم‌دیگر را نمی‌بینند که نمی‌بینند. حتما باید ببینند؟ همین که سرفه‌های هم‌دیگر را می‌شنوند و مطمئن اند که همه هستند، الحمدالله چه قدر مایه‌ی خوش‌وقتی است.

جایزه‌ی نوبل بیا بغریم: مسئله‌ی غرش در افغانستان مسئله‌ی پیش پا افتاده‌ای است. مردمان دیگر جهان در هنگام صحبت کردن معمولا مثل پشک میو میو می‌کنند. اما در افغانستان همه به‌صورت عادی می‌غرند. بر اساس یافته‌های مجله‌ی نشنال جیوگرافیک، وقتی که شیرها می‌خواهند رجز بخوانند و دیگر حیوانات را بترسانند، می‌گویند: «ما افغانیم، افغان». البته افغان‌ها هم گاهی می‌گویند: «ما شیر‌یم». در این زمینه میان ما و شیرها نوعی برادری و حس احترام متقابل حیوانی وجود دارد که توانسته منافع طرفین را به‌خوبی تأمین نماید. اما با دریغ و درد، هنوز به غریدن جایزه‌ی نوبل نمی‌دهند. به قول شاعر:

آن‌که می‌غرد سزاوار هزاران جایزه است

لیک در دنیای فانی جنسِ فش فش می‌چلد

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه