خادم فایز
آقاي ریيس جمهور كشور!
اين نامه را براي شما مينويسم. نميدانم، شايد مثلِ آقاي ریيس جمهور كرزي، نخواهيد نامهاي از شهروندان كشورتان را بخوانيد، يا فرصتي براي خواندنش نيابيد. ميدانم كه شما خيلي متفاوتتر از كرزي عمل ميكنيد؛ ولي باز هم اگر اندک فرصتی هم يافتيد، اين نامه را بخوانيد!
آقاي ریيس جمهور!
وقتي تاريخ سياسي افغانستان را به مطالعه ميگيريم، درمييابيم كه نزاع و كشمكشهاي خشونتآميز بر سرِ بهدست آوردن «قدرت» همواره عامل عمدهي بيثباتي در كشور بوده است و پيامدهاي جز حكومت خودكامه و استبدادي، جنگ و ويراني در پي نداشته است. خودكامههای تاريخ كشورمان به حدي تشنهي قدرت بودهاند كه حتا از سرِ جسدهاي مردم بيگناه عبور كردند، تا آن را بهدست آورند. ولي هرگز قدرت سياسي را به عنوان ابرازي براي خدمت نپنداشتند. اما بعد از سقوط طالبان، دورهی گذاري بهوجود آمد تا ما بتوانيم با استفاده از اين پُل، از بيثباتي به ثبات سياسي برسيم.
انتخابات سوم رياست جمهوري، با تمام مشكلاتش، نقطهي عطفي در تاريخ سياسي معاصر افغانستان است كه قدرت بهصورت قانوني و مسالمتآميز از يك ریيس جمهور به ریيس جمهور ديگر انتقال يافت. اما در اين دورهي انتقال، ریيس جمهور كرزي ميراث زيادي را براي شما برجا گذاشته است. دستآوردهاي مثبت وي قابل قدر اند و در تاريخ سياسي كشور با نقشِ زرين حك خواهند شد؛ اما در اين دوره مشكلات زياد ديگري نيز بهوجود آمدهاند كه حل آن را تاريخ بر دوش شما گذاشته است. فساد اداري، ناامني، اقتصاد مصرفي، قاچاق مواد مخدر، قاچاق جنگلات و آبدات باستاني، صادرات غيرقانوني، نبود ساختار منظم حكومتداري خوب، گسترش افراطيت و تروريزم، نهادهاي دولتي سمبوليك و ناكارا، خريد و فروش پستهاي دولتي، بياعتمادي و شكافهاي عميق ميان دولت و ملت، فقر و بيكاري و… ميراثهای ديگري اند كه حاكميت سيزده سالهی حامد كرزي به شما واگذارشان كرده است.
ریيس جمهور گرامي!
در اين دو هفتهاي كه از حكومت شما ميگذرد، من و جوانان ديگر اميد و شادابي تازهاي بر چهرههاي مردم اين ديار ميبينيم و خوشحاليم از اينكه شما عملاً بهسوي عملي كردن شعارتان كه «حق بايد به حقدار برسد و اصل حاكميت ضوابط بر روابط بهطور همهجانبه عملي گردد»، گام برميداريد. شما ميدانيد كه در حكومت كرزي، بعضي پستهاي دولتي خريداري يا به فروش ميرسيدند، يا هم براي مقرر شدن فرد در يك بست بسيار پايين، نياز به دهها امضاي ریيس حزب، وزير و وكيل بود. اما شما براي مبارزه با اين همه آفتها، نه تنها به مردم افغانستان وعده سپردهاید، بلكه با آنها پيمان بستهايد.
جناب ریيس جمهور!
شما ميدانيد كه معضل «بيكاري»، يك مسئلهي بسيار حادِ اقتصادي-اجتماعي كشور ماست كه امروز گريبانگير تمام اقشار جامعه شده است. من به عنوان يك شهروند جوان كشور، ميخواهم درد جوانان بيكار را براي شما به تصوير بكشم. جوانان، سرگردان بهدنبال كار ميگردند- از اين كارخانه به كارخانهی ديگر، از اين شركت به شركتِ ديگر، از اين مؤسسه به موسسهی ديگر و از اين وزارتخانه به وزارتخانهی ديگر.
جوانان ِتحصيلكرده وقتي براي ثبت نام به وزارتي ميروند، با روند بسيار طولاني استخدام روبهرو ميشوند، حتا براي امتحان گرفتن يك بستِ دولتي، دو تا چهار ماه طول ميكشد. آخرش هم كسي استخدام ميشود كه واسطهدار است. ولي جوانان با دردي كه دارند، آگاهانه در 16 حمل و 24 جوزا به شما راي دادند و من نيز يكي از آنها بودم. ما راي داديم، نه بهخاطر اينكه به مقامي دست يابيم، بلكه ميخواهيم همهي مشكلاتي كه دامنگيرِ افغانستان شدهاند را به ياريِ هم حل كنیم و براي توسعهی اقتصادي، سياسي و اجتماعي كشورمان گام برداريم.
آقاي ریيس جمهور!
شما با ما جوانان پيمان بستيد و در منشور انتخاباتيتان بهصراحت اعلام نموديد كه «از اين شعار كه جوان رهبرِ فرداست، به شعاري خواهيم رسيد كه جوان مدير امروز و زعيم فرداست». «اصلاحات در نظام اداري و كادري تنها وسيلهی دفع فساد نيست، بلكه وسيلهی تأمين وحدت ملي با مشاركت قشر جوان نيز است. بايد پروسهی اصلاحات در نظام اداري و كادري كشور به گونهاي عملي شود كه هر فرد افغان خود را بهحيث يك فرد در آن شامل ببيند و مطمئن شود كه بر اساس معيارهاي روشن و شفاف رقابت كرده و فارغ از هرگونه تبعيض و امتياز غيردموكراتيك، وارد بدنهی نظام كادري دولت گردد. فرهنگ دولتداري ما بايد مسئلهی هويتي بودن نظام كادري را ازميان بردارد و اصل حاكميت ضوابط بر روابط را بهطور دقيق و همهجانبه عملي سازد.» شما نه تنها در زمينهي اصلاحات نظام اداري و كادري براي ما وعده سپرده بوديد، بلكه دادن نقش جوانان در دولتسازي و حكومتداري خوب، تأمين صلح و ثبات، ارتقاي ظرفيت علمي و مسلكي، ايجاد روابط گستردهی جوانان با جهان و جذب استعدادهاي هنري و فرهنگي از طريق وزارت اطلاعات و فرهنگ را نيز تعهد كردهايد.
آقاي ریيس جمهور افغانستان!
از ميزان سال گذشته تابهحال قضاياي امضاي پيمان امنيتي با ايالت متحدهی امريكا و انتخابات باعث ايجاد بحران مالي-اقتصادي و فرار سرمايهها از كشور شده، كه اين زمينهساز بيكاري دورهاي، فصلي و ساختاري در كشور گرديده است. اما با در نظرداشت همهي اين مسايل، اميدوارم مسئلهي بيكاري در ميان جوانان تحصيلكرده و غيرتحصيلكرده از سوي حكومت وحدت ملي جدي گرفته شود و براي حل آن هرچه عاجلتر اقدام صورت گيرد. در اخير، ميخواهم بگويم كه آرزومندم در حكومتي كه شما رهبريت و مديريت آن را به عهده داريد، براي استخدام فردي، نيازي به آوردن امضا و مهر احزاب، وزير و وكيلي نباشد و پروسهي استخدام نيز تا سه-چهار ماه بهطول نیانجامد و اصل حاكميت ضوابط بر روابط و شايستهسالاري رعايت شود. به گفتهی خودتان، با مشاركت جوانان نه تنها دامنهي فساد برچيده شود، بلكه مشاركت جوانان و حضور آنان در نظام كادري، آيينهي تمامنماي وحدت ملي در كشور نيز باشد. و هر جواني بتواند از يكسو استعدادش را به نمايش بگذارد و ظرفيتهاي علمي و كادرياش را ارتقا بخشد، از سوي ديگر، بتواند در توسعهی همهجانبه و ايجاد صلح پايدار در كشورش نيز سهم داشته باشد.
به اميد موفقيتهاي هرچه بيشترتان!