چرا طالبان به خواسته‌های جهان تن نمی‌دهند؟

اطلاعات روز

در میان اعضای رهبری طالبان کسانی هستند که عملا به دنیای امروز تعلق ندارند. آنان از هیچ جهتی این عصر و الزامات این عصر را نمی‌شناسند. رییس‌الوزرا یکی از آنان است. ملا هبت‌الله (اگر وجود خارجی داشته باشد) یکی دیگر. این را می‌توان از سخنان‌شان دریافت و در فرمان‌های بریده از زمان‌شان دید. برای رهبر طالبان جهان یعنی یک روستای قرن هجدهمی در بُن یک کوه یا بر کناره‌ی یک دشت. انسان در نگاه او دو گونه است: مسلمان و نمازخوان و رنج‌کش در برابر کافر و بی‌نماز و آلوده. اقتصاد در چشم او چند تخته زمین است برای کشت گندم و تربوز و پیاز. سواد یعنی همان که مردها در کودکی نزد ملا می‌آموزند. حقوق یعنی این زمین مال من است و آن یکی از فلان به علاوه‌ی وصیتنامه‌یی که یک مرد برای پسران خود برجا می‌گذارد. پیشرفت یعنی داشتن دستشویی سمنتی. زن موجودی است برای دیگ پختن و اولاد آوردن…

برای این تیپ از رهبران طالبان اصلا معنا ندارد که کشورهای دیگر بگویند ما شما را به رسمیت می‌شناسیم یا نمی‌شناسیم. اگر جهان حکومتی را در افغانستان به رسمیت بشناسد، چه می‌شود؟ هیچ. اگر جهان حکومتی را در افغانستان به رسمیت نشناسد، چه می‌شود؟ هیچ. مردم از جایی برای خود نان پیدا می‌کنند. کسی که وقت مرگش رسیده، می‌میرد. کسی که اجلش هنوز نرسیده، به زندگی خود ادامه می‌دهد. هوا گاهی گرم می‌شود و گاهی سرد. اگر تقدیر خداوند بر آمدن سیلاب قرار گرفته باشد، سیلاب می‌آید. اگر قضای الهی این باشد که برنج و آرد ارزان شوند، ارزان می‌شوند. وقتی که مریض می‌شوید، می‌روید از «درملتون» مقداری تابلیت می‌گیرید. اگر مریضی سختی داشتید و در کابل و مزار و غزنی و جلال‌آباد تداوی نمی‌شد، می‌روید به پاکستان. اگر خدا خواست خوب می‌شوید، اگر خدا نخواست در پیشاور یا جلال‌آباد یا کابل از دنیا می‌روید. دنیا همین است دیگر. اگر حکومتی به رسمیت شناخته شود، دنیا برای مردم کلدار توزیع می‌کند؟ نه. آیا در کشت خربوزه‌ی شما تفاوتی می‌آید؟ نه. چه می‌شود اگر به رسمیت شناخته شویم؟ هیچ.

اما در میان طالبان همه این‌گونه نیستند. کسان دیگری هستند که می‌دانند در این عصر یک حکومت نمی‌تواند حکومت باقی بماند و در همان حال نسبت به مناسبات بین‌المللی و قواعد نوشته‌شده و نانوشته‌ در روابط جهانی کاملا بی‌اعتنا باشد. این تیپ از رهبران طالبان به‌صورت واضح از جهان می‌خواهند که حکومت طالبان را به رسمیت بشناسد.

حال، پرسش این است: چرا طالبان به خواسته‌های جهان تن نمی‌دهند؟ کشورهای دیگر، مخصوصا آنانی که قدرت بین‌المللی در دست‌شان است، از طالبان چیزهای زیادی نمی‌خواهند. آنان به طالبان می‌گویند که دست از حمایت از گروه‌های تروریستی بردارند. طالبان می‌گویند ما این کار را کرده‌ایم و امارت ما از هیچ گروه تروریستی حمایت نمی‌کند. ولی جهان که کور نیست. سازمان‌های اطلاعاتی جهان در روزنامه‌ها اعلام نمی‌کنند که چه چیزهایی را در مورد حمایت طالبان از گروه‌های تروریستی می‌دانند. اما می‌دانند.

جهان به طالبان می‌گوید بگذارید دختران و زنان تحصیل کنند. طالبان می‌گویند ما این کار را کرده‌ایم (فقط کشور و فرهنگ ما مقداری با کشورهای دیگر تفاوت دارد). جهان نابیناست مگر؟ دنیا می‌بیند که طالبان نه فقط اجازه‌ی تحصیل به دختران نمی‌دهند که گروه‌گروه دختران را از دانشگاه‌ها اخراج می‌کنند و فعالان حقوق زن را مورد بازداشت و شکنجه قرار می‌دهند. جهان به طالبان می‌گوید که در حکومت خود به اقوام و احزاب دیگر افغانستان هم امکان مشارکت بدهند. طالبان می‌گویند این کار شده است. فکر می‌کنند دنیا نمی‌بیند که در میان هر هزار مقام طالبان یکی هم از اقوام و احزاب دیگر نیست. جهان به طالبان می‌گوید دست از تشدد و خشونت و آدم‌کشی بردارند. طالبان می‌گویند جنگ تمام شده و مردم افغانستان در صلح و آشتی زندگی می‌کنند. در همین حال، هر روز صفحات رسانه‌های جهان مملوست از خبرهای قتل و غارت و شکنجه‌یی که توسط طالبان بر مردم افغانستان اجرا می‌شود.

آیا طالبان (حداقل آنانی که دنیای امروزی را می‌شناسند) نمی‌بینند که جهان کر نیست؟ که دنیا کور نیست؟ که همه می‌بینند؟  

چرا برای طالبان این‌قدر سخت است که اجازه بدهند دختران درس بخوانند؟ چرا طالبان از مشارکت دیگران در ساختار حکومت و مدیریت کشور این‌همه می‌ترسند؟ از بازادشت کردن و مورد شکنجه قرار دادن و کشتن افراد چه سودی به طالبان می‌رسد؟ از حذف نهادهای مدنی و رسانه‌ها چه خیر و فایده‌یی حاصل می‌کنند؟ اگر به خواست‌های جهان و مردم افغانستان تن بدهند، چه زیانی را متحمل می‌شوند؟

به نظر می‌رسد گره اصلی در همان منبعی است که طالبان تمام قدرت خود را از آن کسب می‌کنند. این منبع میلیتاریسم قومی-مذهبی‌ای است که صورت عینی‌اش را در لشکر جنگ‌جوی طالبان می‌بینیم. رهبران طالبان برای رسیدن به قدرت به یک لشکر مؤمن جنگ‌جو نیاز داشتند که تمام توان و استعدادش بر ویرانگری و خونریزی و خشونت بی‌انتها متمرکز باشد. پاکستان چنان لشکری را در اختیار رهبران طالبان قرار داد و آنچه از نظر این رهبران باید می‌شد، شد. حالا همین رهبران برای ماندن در قدرت نیز به همین لشکر جنگ‌جوی کور و خشونت‌گر نیاز دارند. به همین خاطر، نمی‌توانند به عساکر و فداییان خود بگویند حالا وقتش هست که در مقام حکومتداری کمی انعطاف نشان بدهیم. می‌دانند که طالبان نمی‌توانند هم یک گروه تروریستی باقی بمانند و هم یک حکومت مشروع معمول در این زمانه باشند. به جهان نیاز دارند اما نمی‌توانند این را به لشکریان خونریز خود تفهیم کنند. به لشکریان خونریز خود نیاز دارند و نمی‌توانند این را به جهان بقبولانند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه