چای بخورید، بخندید و فحش بدهید

امروز از نود و پنج سالگان کشور تقدیر به عمل آمد. ظاهرا به نظر می‌آید که تقدیر فقط به عمل می‌آید. تقدیر خوب هم می‌کند که به عمل می‌آید. وقتی که دیدار صورت می‌پذیرد و مشکل مورد توجه قرار می‌گیرد، تقدیر هم حق دارد به عمل بیاید. اما نپرسیدید که این نود و پنج سالگان چه کار کرده‌اند که ازشان تقدیر به عمل می‌آید.

قضیه از این قرار است که شاخص امید به زندگی در افغانستان 45 درصد است. یعنی مثلا این جانب تا پنج-شش سال دیگر دو باره مرغ باغ ملکوت می‌شوم و مراسم فاتحه که جنازه قبلا به خاک سپرده شده و باقی ماجراها. در همین کشوری که آدم‌ها باید طرف‌های چهل و پنج سالگی غریق رحمت شوند، کسانی پیدا می‌شوند که تا نود و پنج سالگی خشک و سالم سرشان را بیرون آب نگه‌ می‌دارند و هم‌چنان زندگی به عمل می‌آورند. حتما فکر می‌کنید که این افراد خیلی پول‌دار اند و غذاهای خوب می‌خورند و ورزش صبحگاهی‌شان ترک نمی‌شود. نه، این‌طور نیست. ما با یکی از این‌ها مصاحبه کردیم و ازش پرسیدیم که چطور شد این قدر سال در این دیار فانی ماند. جواب داد:

«زندگی کردن در این ملک کیف دارد بچیم. من زیاد می‌خندم. خنده عمر آدم را دراز می‌کند.»‌

وقتی از او پرسیدیم که به کجای این ملک می‌خندد، این‌جا که چیزی برای خنده نیست، او فقط خندید.

یکی دیگر از این نود و پنج سالگان طول عمر خود را به دواهای یونانی نسبت داد و گفت:

«من هر صبح یک مشت گوش خرِ کوبیده را با گل گاو زبان و دُمِ روباه یک‌جا می‌کنم و در چایبر می‌ریزم و تا ساعت دوازده چایبر را خالی می‌کنم. خیلی خوب است. عمر آدم را دراز می‌کند.»‌

یکی از مردان پیر نود و پنج ساله که تقدیرنامه‌ی خود را به همه نشان می‌داد، گفت:

«من به‌زور خود نود و پنج ساله شدم. من به دهن عمرِ کوتاه چیز می‌کنم. اگر عزرائیل پدرلعنت طرف‌های خانه‌ی من دور بخورد، به خدا قسم که می‌زنم ناکارش می‌کنم. کدام بی‌ناموس باشد که راه صد سالگی مرا بگیرد؟»

دولت افغانستان اعلام کرد که کسانی که بدون دریافت کمک از دولت خودشان را به عمر نود و پنج سالگی می‌رسانند، شایسته‌ی هرنوع تقدیر هستند. سخن‌گوی دولت گفت که حکومت قصد دارد خنده و چای علف و فحاشی را به عنوان عوامل دراز کننده‌ی عمر ترویج کند.