گرچند خشونت در برابر زنان در افغانستان همیشه بهعنوان یک چالش کلان اجتماعی وجود داشته است؛ اما با حاکم شدن طالبان بر افغانستان، خشونت در برابر زنان افزایش بیپیشینهای داشته است.
اگر از خشونتهای خانوادگی و انگیزههای اجتماعی آن بگذریم، حاکمان کنونی افغانستان خود یکی از بزرگترین ناقضان حقوق زنان اند. در حال حاضر زنان در افغانستان از اساسیترین حقوق شان محروم اند و گروه طالبان، محدودیتهای روزافزون را بر زندگی آنان وضع کرده است.
افغانستان در حال حاضر یگانه کشوری در دنیا است که در آن زنان حق تحصیل ندارند. فضای کار برای زنان بهویژه در نهادهای دولتی بیش از هر زمانی محدود شده است. انواع محدودیتها بر زندگی زنان افغانستان از سوی حکومت طالبان وضع شده است که نشاندهندهی ماهیت حکومتداران این گروه در رابطه به حقوق زنان است.
خشونت فیزیکی مانند لتوکوب، قتل، خشونت کلامی و روانی، ازدواج زیر سن، بد دادن و فروش دختران از دیگر موارد برجستهی خشونت در برابر زنان بهشمار میروند. گذشته از اینها، با حاکم شدن طالبان بر افغانستان خشونتهای خانوادگی و قتلهای ناموسی نیز افزایش چشمگیر داشته است.
در این گزارش، به موارد خشونتهای خانوادگی و قتلهای ناموسی پرداخته و انگیزهی این خشونتها را از کارشناسان پرسیدهایم.

درد دوری فرزندان
شکیبا (مستعار)، هنگامی که هنوز شانزده سال داشت، از سوی پدرش در ولایت سمنگان به عقد یک مرد پولدار در آورده شد که ۲۹ سال از او بزرگتر بود و در عربستان سعودی مشغول کارهای بازرگانی بود. با آنکه شکیبا از این ازدواج راضی نبود، اما رضایت او در این ازدواج مهم نبود؛ زیرا پدرش او را در بدل پول به یک مرد پولدار داده بود. پس از ازدواج، او مدت ده سال را با این مرد در عربستان سعودی زندگی کرد و از او صاحب چهار فرزند شد.
او میگوید که شوهرش هر روز او را مورد لتوکوب قرار میداد. خشونتهای دوامدار شوهرش سبب شد که از او جدا شده و به افغانستان بیاید. بهگفتهی شکیبا، تا پیش از حاکم شدن طالبان بر افغانستان همه چیز بهگونهای عادی به پیش میرفت و او با فرزندانش زندگی جدیدی را شروع کرده بودند. او صاحب کار شده بود و میتوانست به تنهایی مخارج زندگی خود و فرزندانش را تأمین کند.
تنها ده روز پس از حاکم شدن طالبان بر افغانستان، شوهر شکیبا به افغانستان آمده و با استفاده از نفوذی که در میان طالبان محلی در ولایت سمنگان داشت، فرزندان شکیبا را از مادر شان جدا کرد. تلاشهای شکیبا برای بدست آوردن فرزندانش بینتیجه ماند.
شکیبا میگوید که بارها به مراجع عدلی و قضایی دولت طالبان مراجعه کرد تا شاید بتواند از این طریق فرزندانش را بدست بیاورد؛ اما بهگفتهی او، در میان طالبان هیچکسی نبود که به صدای او گوش دهد. او افزود: «نزد هر مقام طالبان که رفتم، آنان صدایم را نشنیدند. آنان به من گفتند که من یک زن هستم و به همین دلیل نمیتوانم از فرزندانم مراقبت کنم. طالبان اصلا به این که یک زن نیز انسان است باور ندارند. آنان تمام احساسات مادرانهی من را نادیده گرفته و بارها و بارها من را سرزنش میکردند که چرا میخواهم در برابر شوهرم دعوی باز کنم. حالا ماهها است که هیچ کدام از فرزندانم را ندیدهام.»
تلاش کردیم در اینباره دیدگاه مقامهای محلی طالبان در سمنگان را داشته باشیم؛ اما آنان حاضر به پاسخ دادن به پرسشهای ما نشدند.
خشونت در برابر زنان
نسرین (مستعار)، از بستگان یکی از قربانیان خشونتهای خانوادگی در ولایت پروان است. داستانی که او روایت میکند متفاوت است. او داستان مردی از بستگانش را تعریف میکند که خانمش را با گذاشتن ماین بر روی شکماش منفجر ساخته و او را به قتل رسانده است. نسرین میگوید که «خواجهمحمد»، باشندهی «دره قولچ» ولسوالی سیاهگرد ولایت پروان پس از یک مشاجرهی لفظی نخست همسرش را با ضرب چاقو زخمی کرده و پس از بستن دستها و پاهایش، بر بدن او ماین کارگزاری کرده و او را منفجر نموده است. نسرین میافزاید که «خواجهمحمد» کارمند ریاست تطهیر ماین در ولایت قندهار بوده است.
بهگفتهی نسرین، با آنکه بیش از دو ماه از وقوع این رویداد میگذرد، اما قاتل هنوز آزاد است و اقدامی برای بازداشت او از سوی طالبان صورت نگرفته است. او افزود: «مشکلات خانوادگی آنان خیلی زیاد نبود. فقط مشکل مالی داشتند؛ اما خانم خواجهمحمد زن صبور بود و هیچگاه بهخاطر مشکلات مالی با شوهرش گفتوگو نمیکرد. اینکه چرا شوهرش او را با این بیرحمی کشت برای هیچکسی معلوم نیست. ما این را میدانیم که خواجهمحمد هنوز هم آزاد است و با وجودی که یک قاتل است، زندگیاش را در آزادی سپری میکند.»
در یک مورد دیگر ثمرگل ۶۳ ساله، که از زنان کارآفرین در ولایت کاپیسا و باشنده روستای «دُربافان» محمودراقی، مرکز کاپیسا بود، در درون خانهاش با تفنگ شکاری به قتل رسید. او که یک شرکت پروسس مواد غذایی را مدیریت میکرد و از این درک مخارج خانوادهاش را تأمین مینمود، روشن نیست که چرا و از سوی چه کسی به قتل رسیده است. بستگان ثمرگل میگویند که او هیچگونه خصومتی با کسی نداشت و انگیزهی قتل او مشکلات خانوادگی بوده است. یکی از بستگان ثمرگل در صحبت با روزنامه اطلاعات روز میگوید با آنکه ثمرگل بهگونهای بیرحمانه در درون خانهاش کشته شد؛ اما طالبان هیچگونه اقدامی برای بازداشت عامل این رویداد نکردهاند.
این منبع گفت: «اگر دشمنی میداشت چرا قبل از حکومت طالبان کشته نشد؟ قبلا او زندگی خیلی عادی داشت و در تمام نمایشگاههای محصولات دستی زنان اشتراک میکرد و پیشتاز بود. ما همینقدر را میدانیم که خالهثمرگل را به دلایل نامعلوم از بین بردند و حکومتی نیست که خون این مادر سالمند را بازخواست کند.»
هرچند منابع رسمی در اینباره چیزی نگفتهاند اما منابع نزدیک به خانم ثمرگل به روزنامه اطلاعات روز گفتند که او با برخی از خویشاوندان خود در گذشته مشکلاتی داشته است که ممکن است در نتیجهی همان مشکلات جان خود را از دست داده باشد. این منابع مشکلات او را مشخص نکردند.

اینها نمونههایی از موارد خشونت در برابر زنان پس از روی کارآمدن حکومت طالبان هستند که در هیچ کدام از این موارد، این گروه عاملان قتل یا خشونت در برابر زنان را مجازات نکرده است. بهباور فعالان حقوق زن، عدم پیگرد عاملان خشونت در برابر زنان از سوی طالبان، زمینه را برای افزایش چشمگیر موارد خشونت در برابر زنان فراهم کرده است.
ساره سیرت، فعال حقوق زن اهل کاپیسا که اکنون در آلمان زندگی میکند، میگوید رهایی زندانیان طالبان از زندانها در حکومت پیشین یکی از دلایل افزایش خشونتهای خانوادگی است؛ زیرا زندانیان رها شده تحت تأثیر وضعیت روحی و روانی خاصی که تجربه کردهاند، در خانه از خشونت کار میگیرند. او گفت: «دلیل دومی که خشونتها در برابر زنان افزایش یافته است این است که عاملان خشونت در برابر زنان مورد پیگرد قرار نمیگیرند. کسانی که دست به خشونتهای خانوادگی میزنند، از عدم پیگرد قانونی اطمینان دارند و به همین دلیل، آزادانه زنان خانواده را مورد خشونت قرار میدهند.»
بهگفتهی خانم سیرت، دلیل سوم افزایش خشونت در برابر زنان افزایش فقر است. فقر خودش یکی از دلایل خشونتهای خانوادگی است. مردان زمانی که در شرایط دشوار مالی قرار میگیرند و راهی برای بیرونرفت از مشکلات ندارند، دست به خشونت با اعضای خانواده میزنند.
خانم سیرت باور دارد که اگر طالبان به حقوق زنان تمکین کنند و زمینه برای فعالیت نهادهای مدافع حقوق زنان در افغانستان فراهم شود، میتوان از افزایش خشونتها در برابر زنان در افغانستان جلوگیری کرد. بهگفتهی او، در حال حاضر هیچ نهادی نیست که صدای زنانی که قربانی خشونت شدهاند را بشنود. از سوی دیگر، حکومت طالبان نیز در برابر حقوق زنان بیتفاوت است.
نگاه به آینده
با توجه به طرز دید طالبان نسبت به زنان و بنیانهای فکری آنان، به نظر نمیرسد طالبان به این زودی محدودیتهای وضع شده بر زنان را بردارند یا برای فراهم ساختن زمینه برابری حقوق زن و مرد گام بردارند. اینکه طالبان در آیندهی نزدیک به خواستهها و حقوق زنان تمکین خواهند کرد یا نه نیز روشن نیست اما برخی از کارشناسان رفتار طالبان با زنان را ریشهدارتر از چیزی که معلوم میشود، میدانند.
محمد محق، پژوهشگر علوم دینی میگوید طالبان زن را موجود درجه دو میدانند و مساوات مرد و زن را بخشی از تفکر غربی و انحرافی میبینند؛ این را در بیانیهها و متون شان میتوان به وضوح دید. بهگفتهی او: «تفکر طالبان نسبت به سایر گروههای اسلامی بدویتر، عقبماندهتر و در عین حال خشنتر است. از این لحاظ حتا داعش از طالبان مترقیتر است. نباید امیدوار باشیم که طالبان تغییر میکنند. نصوص دینی بهگونهای است که دارای تعبیرهای مختلف میباشد. اینها (طالبان) از بین نصوص دینی چیزهایی را انتخاب میکنند که با رویکرد خودشان همخوانی داشته باشد.»
او میگوید تنها چیزی که میتواند طالبان را وادار به تغییر کند این است که یا مردم همبستگی نشان دهند و مقاومت کنند و با اعتراضات گسترده واکنشهای سراسری رخ بدهد تا آنان تمکین کنند یا کشورها فشار بیاورند و پول و امکانات را بالای طالبان مسدود کنند یا حملهی نظامی بالای طالبان انجام شود. تنها در زمانی که آنان خطر جدی احساس کنند و ببینند که تمام داشتههایشان با خطر روبهرو است طبیعی است که معامله میکنند.
با آنکه جامعهی جهانی بارها از طالبان خواسته است که حقوق زنان را رعایت نموده و به روند منزوی ساختن از جامعهی افغانستان پایان دهند؛ اما طالبان از موقف خود در برابر زنان پا پس نکشیده و نه تنها که محدودیتها بر زنان را کاهش ندادهاند، بلکه این محدودیتها را روزبهروز گسترش میدهند. در حال حاضر در افغانستان زنان از آموزش، کار، گشتوگذار، ورزش، رفتن به پارک، سفر، آزادی در انتخاب حجاب و دیگر آزادیها محروم شدهاند.