امارت اسلامی افغانستان در سلسله رفتارهای منطقی مختص خود، نام شهر چاریکار را تغییر داد. والی امارت اسلامی برای ولایت پروان گفت: «چاریکار نه کدام کلمهی فرهنگی است و نه کدام کلمهی علمی یا تاریخی»، به همین خاطر نام این شهر را به «امام ابوحنیفه» تغییر دادهایم.
کمی آنسوتر از چاریکار، مجاهدین امارت اسلامی دهها فرد ملکی را بهصورت علمی اسیر گرفتند و در همان ساعت اول چنان در حق شان لطف کردند که جلد شان رنگ ارغوانی به خود گرفته است. یکی از مجاهدین در خصوص این رفتار طالبان به رسانهها گفت: «چرا که ما بالای آنها شک داشتیم و لباس شان مثل بغاوتگران معلوم میشدند. ما ضُرورت دانستیم که آنها را گرفتار کنیم و با مشتولگد علمی، شلاق فرهنگی و قنداق تاریخی بزنیم تا برای ما ثابت شود که آیا به راستی بغاوتگر میباشند یا فقط از دور بغاوتگر معلوم میشوند. فعلا صد فیصد ثابت نشده، یک چند روز دیگر هم به وقت ضُرورت است. اگر کدامتایشان مُرد، معلوم میشود که بغاوتگر بوده و آنهایی که زنده میمانند، بیگناه هستند و مجاهدین ما براساس راپورهای اشتباه استخباراتی آنها را دستگیر کرده. ما قول میدهیم آنها را در بدل ضمانت و پرداخت پول آزاد کنی.»
کمی از چاریکار اینطرفتر، تروریستان بر هتلی حمله کردند که گفته میشود اکثر ساکنین آن چینیها بودند. اما سخنگوی امارت اسلامی افغانستان در ساعات اول حمله، برای اینکه فرهنگ والای مجاهدین را حتا در حالات اضطراری به نمایش بگذارد، گفت: «این هتل کدام جای مهم نیست. مردم عام در آن زندگی میکنند.» در حالیکه مردم عام حتا اجازهی ورود به آن هتل را ندارند، اما سخنگوی امارت اسلامی چنین گفت. وقتی از وی پرسیدند که چرا چنین گفتی؟ فرمود: «میخواستم بگویم این حمله کدام اتفاق مهم نیست. برای اینکه ثابت کنم این اتفاق مهم نیست، مجبور شدم بگویم مردم عام در آن زندگی میکنند. مردم عام مهم نیستند، ما هزاران نفر شان را از خانه و زمین و زندگیشان بیرون کردیم، هیچ گپی هم نشد. چرا؟ بهخاطری که مهم نیستند. نه در گذشته اهمیت داشتند، نه حالا دارند و نه هم در آینده خواهند داشت.»
همینگونه در بغل چپ چاریکار که بامیان موقعیت دارد نیز مردم شاهد رفتارهای آلوده به علم و فرهنگ و تاریخ طالبانی بودهاند. تعدادی از مجاهدین بامیان که اکنون لوای امارت اسلامی را بر شانه و لویهای امارت اسلامی را در خانه پذیرایی میکنند، رقیبان گذشتهیشان را لیست کرده به کمیسیون امنیت ملی طالبان تقدیم کرده و یکی یکی آنها را به بهانهی داشتن سلاح به زندان و زیر شلاق و قنداق میکشند. آنها را چنان علمی لتوکوب میکنند که اکثریت شان مجبور میشوند اعتراف تاریخی به داشتن سلاح کنند و دار و ندار شان را بفروشند تا سلاح مورد نظر امارت اسلامی را از فرهنگیانِ سلاحفروش این گروه در بازار بخرند و دوباره به این گروه تسلیم کنند.