تنش در میان رهبران طالبان: علت چیست؟

اطلاعات روز

نشانه‌هایی که اختلاف در میان رهبران طالبان را نشان بدهند، وجود دارند. وقتی ملا محمدیعقوب (وزیر دفاع طالبان) می‌گوید که از هیچ‌کس نباید کورکورانه اطاعت کرد، نفس بر زبان آوردن چنین چیزی نشان می‌دهد که قصه‌یی جریان دارد. اگر سربازان و هواخواهان طالبان به‌صورت کورکورانه از رهبران خود اطاعت کنند، چنین اطاعتی برای گروهی چون طالبان چه ضرری می‌تواند داشته باشد؟ چرا باید ملا محمدیعقوب از چنین رفتاری ناراضی شود؟ وقتی که عباس استانکزی در سخنرانی خود می‌گوید که اطاعت از امیرالمؤمنین واجب است، سؤالی که پیدا می‌شود این است که اساسا چه نیازی به این تذکر در میان طالبان است؟ این تذکر فقط وقتی معنا و منطق پیدا می‌کند که «عدم اطاعت» به سطحی نگران‌کننده رسیده باشد. وقتی که سراج‌الدین حقانی می‌گوید باید به خواست‌های مشروع مردم توجه کرد، چرا این سخن را می‌گوید؟ لابد کسی یا کسانی از مقامات رده‌بالای طالبان به این خواست‌ها توجه نمی‌کنند (و طالبان را با مشکلات داخلی و بین‌المللی مواجه می‌سازند) که حقانی را وادار به گفتن چنان سخنی می‌کند.

اختلاف هست و جدی هم هست. اما چرا؟ علت این اختلاف چیست؟

آیا کسانی در میان طالبان واقعا به‌طور کلی از «اطاعت کورکورانه» در میان طالبان ناراضی است؟ پاسخ منفی است. اساسا کل حرکت طالبان براساس اطاعت کورکورانه‌ی لشکریان از رهبران استوار است. بنابراین، نمی‌توان گفت که در میان طالبان عده‌یی به تفکر انتقادی و انتخاب عقلانی افراد باور دارند و عده‌یی دیگر بر این باور نیستند و همین سبب اختلاف شده است. آیا کسانی در میان رهبران طالبان هستند که اطاعت از امیرالمؤمنین را لازم و واجب نمی‌دانند و آن عده با گروهی دیگر (که چنان اطاعتی را واجب می‌دانند) دچار اختلاف شده‌اند؟ پاسخ این سؤال هم منفی است. اگر قصه فقط اطاعت از خلیفه‌ی مسلمین بود، همه‌ی طالبان، اعم از لشکر و رهبر، قطعا در این مورد با هم توافق داشتند و دارند. آیا در میان طالبان واقعا عده‌یی به حقوق شهروندی افراد و مطالبات مشروع مردم باور دارند و عده‌یی دیگر چنان اعتقادی ندارند و این باعث اختلاف شده است؟ پاسخ این پرسش نیز منفی است. دیگر برای هیچ ناظر بی‌طرفی تردیدی نمانده است که در میان رهبران طالبان حقوق شهروندی و مطالبات مشروع مردم هیچ جایگاهی ندارند. اگر آن چیزها نزد رهبران طالبان محترم بودند، در تمام این سی سال گذشته نشانه‌یی از آن را می‌دیدیم.

پس علت اختلاف چیست؟

تنها توضیحی که در تحلیل اختلاف میان رهبران طالبان معقول به نظر می‌رسد، توضیحی مبتنی بر «جنگ قدرت در میان قبایل» است. به این شرح:

جنگ‌ها همیشه دو مرحله دارند: جنگ در مسیر قدرت و جنگ در دامن قدرت. جنگ در مسیرِ قدرت آن مرحله از جنگ است که در آن جنگ‌جویان هنوز به قدرت نرسیده‌اند و به‌سوی آن در حال حرکت هستند. جنگ در دامنِ قدرت وقتی است که جنگ‌جویان قدرت را قبضه کرده‌اند و مسیر جنگ به انتها رسیده است. هر کدام از این دو مرحله الزامات و مکانیسم‌های خاص خود را دارد.

در مرحله‌ی جنگ در مسیرِ قدرت، آنچه بسیار اساسی است «مدیریت روایت ذهنی» است (حفظ جذابیت ایدئولوژیک جنگ). در مرحله‌ی جنگ در دامنِ قدرت، ماجرای اصلی بر سر «مدیریت منابع عینی» است (توزیع قدرت، ثروت و منزلت).

طالبان در مرحله‌ی جنگ در مسیر قدرت می‌توانستند متحد باشند، چون گردآوردن رهبران و لشکریان بر محور یک روایت دینی از جنگ (جهاد مقدس) کار سختی نبود. ایمان و باور را می‌توان بی‌نهایت پخش و توزیع کرد. یک فرد مؤمن تا آن‌جا که ظرفیت دارد، می‌تواند خود را از یک روایت ایدئولوژیک یا از یک ایمان و باور مشبوع کند. در نتیجه، هیچ‌کس خود را بی‌بهره‌تر یا ضعیف‌تر و محروم‌تر از فرد دیگری احساس نمی‌کند. اما همین ماجرا در مرحله‌ی جنگ در دامنِ قدرت صادق نیست. وقتی که یک گروه جنگ‌جو به قدرت می‌رسد (انتهای مسیر)، مدیریت روایت ذهنی جای خود را به مدیریت منابع عینی می‌دهد. توزیع منابع عینی همواره تنش‌زاست. چرا؟ برای این‌که منابع عینی هیچ وقت برای همه کافی نیستند. کمیاب بودن خاصیت اصلی منابع عینی است. پول مقدار محدودی دارد. چوکی تعداد مشخصی دارد. تعداد وزارت بی‌انتها نیست. تعداد ولایت نامحدود نیست. به همین خاطر، وقتی که جنگ وارد فاز توزیع منابع عینی می‌شود، هرکس سعی می‌کند مقدار بیشتری از منابع را تحت کنترل خود دربیاورد. این اشتیاق به کنترل منابع امکان عملی شدن نمی‌یابد، مگر از طریق عقب راندن رقیبان. عقب راندن رقیبان چه‌گونه ممکن می‌شود؟

پاسخ این سؤال را در مورد طالبان بسنجیم:

افغانستان یک جامعه‌ی قبیله‌یی است. به این معنا که وضعیت یک رهبر قبیله‌یی همیشه در چارچوب مناسبات قبایل تعیین می‌شود. هر رهبری که از وفاداری و حمایت یک قبیله‌ی قدرتمندتر برخوردار باشد، می‌تواند مقدار بیشتری از منابع عینی را تحت کنترل خود درآورد و از ثروت، قدرت و منزلت سیاسی بیشتری برخوردار شود. طالبان به‌عنوان یک گروه قومی (با نودونه درصد ترکیب پشتونی) با اقوام دیگر در حال رقابت نیستند. اما این به هیچ رو مشکل رقابت بر سر منابع را برای آنان حل نمی‌کند. جنگ بر سر منابع عینی محدود در میان طالبان حالا در میان خود قبایل پشتون جریان دارد. این جنگ فقط وقتی فروکش می‌کند که انتظارات رهبران قبایل از سهم‌شان در منابع موجود به‌صورت قناعت‌بخش برآورده شوند. چنین چیزی امکان ندارد. چرا؟ به این‌خاطر که حکومت طالبان نمی‌تواند چند تا امیرالمؤمنین داشته باشد (تا هر کدام به تناسب ارزشی که برای خود قایل است بر منابع نیز تسلط اعظمی داشته باشد). حکومت طالبان نمی‌تواند ده وزیر دفاع داشته باشد. حکومت طالبان نمی‌تواند صد راهِ قاچاق مواد مخدر داشته باشد و بر همین قیاس. نتیجه همین وضعیتی می‌شود که نشانه‌های بحرانش اندک اندک بیرون می‌آیند.

فشرده‌ی این وضعیت از زبان هر ضلع این اختلاف این است:

«اگر به آن عهد نانوشته، یعنی دادن سهم مناسب به من و قبیله‌ام، وفا نشود، من صدایم را بلند خواهم کرد.» صداهایی که بلند شده‌اند نشان شکست مذاکرات داخلی در درون طالبان هستند. این اختلافات چون بر سر منابع عینی محدود هستند (و نه بر سر روایت‌های معنوی نامحدود) هیچ حلی ندارند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه