وقتی در کشور دیگری انتخابات برگزار میشود، ما (شهروندان افغانستان) دوست داریم چهکسی برنده شود؟ در ترکیه چهکسی برنده شود، خوب است؟ در امریکا چهطور؟ در ایران؟ در پاکستان، ازبیکستان…؟
واقعیت این است که هرکسی که در کشورهای دیگر سر قدرت بیاید، افغانستان را فقط در حد یک «ابزار» میبیند نه در حد یک کشور. به بیانی دیگر، تا وقتی که افغانستان همین است که هست، حکومتهای دیگر دنیا تنها در حد یک ابزار برای آن ارزش و اهمیت قایل خواهند بود. فرقی هم نمیکند که در آن کشور دیگر چه کسی قدرت و حکومت را در دست داشته باشد.
صورت دیگر این مسأله این است: استفاده از سازمانهای تروریستی دیری است که بخشی از مناسبات قدرت در سطح بینالمللی شده است و این روند تا دیرها در مناسبات جهانی باقی خواهد ماند. تقریبا تمام حکومتهای قدرتمند و نیمهقدرتمند دنیا به سازمانهای تروریستی محلی و بینالمللی نیاز دارند که برای اهداف کوتاهمدت و بلندمدت منطقهیی و جهانی قابل استفاده باشند.
منطق این رفتار کاملا قابل فهم است. حکومتها برای اینکه بتوانند در مناسبات جهانی سهم بیشتری از قدرت داشته باشند، نیاز به شریکان بینالمللی دارند. این شریکان میتوانند حکومتهای دیگر و شهروندان کشورهای دیگر باشند. مشکل اما این است که خود همان شریکان در عین حال رقیبان هم هستند. آنان نیز سعی میکنند از قدرت منطقهیی و بینالمللی سهم بیشتری حاصل کنند. به همینخاطر، تاریخ کهن و مدرن جهان پر است از همکاریها/رقابتهای ناپایدار. این تجربهی تاریخی به تمام قدرتها یک نکتهی بسیار اساسی را یاد داده است. آن نکته این است:
باید همیشه یک یا چند «نیروی فشار احتیاطی» را در اختیار داشته باشی که بتوانی در مواقع خطر از آن در برابر شریکان و رقیبان خود استفاده کنی.
وصف دیگر این قضیه به زبان ساده همان حمایت از سازمانهای تروریستی است. یک سازمان تروریستی میتواند به علل و دلایل مختلف در یک کشور پدید بیاید. اما، فارغ از آنکه خواست آن چه باشد، نفس پدید آمدنش نشان میدهد که در آن کشور انقطاب و انشقاق بسیار جدی وجود دارد. این شکاف به حکومتهای دیگر علامت میدهد که در آن کشور نزاع قدرت جاری است و در این نزاع قدرت حداقل یک طرف «قابلاستفاده» نیز هست که ظرفیت خشونتورزی سازمانیافته دارد. از میان سه گروه حکومت، شهروندان و سازمان تروریستی، آن گروهی که میتواند به مؤثرترین ابزار فشار سریع تبدیل شود، سازمان تروریستی است. به همینخاطر، از منظر رقابت بر سر قدرت که نگاه کنیم، وجود هر سازمان تروریستی در یک کشور فورا این پرسش را در ادارات استخباراتی کشورهای دیگر فعال میکند که «این سازمان تروریستی به چه درد ما میخورد؟»
فایدهی این بحث چیست؟
فایدهی این بحث این است که بر نوع رفتار حکومتها با سازمانهایی چون «گروه طالبان»، داعش و دیگر گروههای رادیکال در کشورهای اسلامی روشنی میاندازد. از باب مثال، اکنون تصور عمومی این است که حکومت پاکستان میخواهد طالبان بهعنوان حکومت مشروع افغانستان به رسمیت شناخته شود. یا باور عمومی این است که امریکا و اروپا طالبان را به اینخاطر به رسمیت نمیشناسند که طالبان حاضر نیستند حقوق زنان را ایفا کنند، حکومت فراگیر تشکیل بدهند و به حمایت از گروههای تروریستی دیگر پایان دهند.
اکنون، روی دیگر ماجرا، در همین دو نمونه:
اگر حکومت طالبان در سطح جهان به رسمیت شناخته شود و از نظر داخلی نیز به درجهی قابل قبولی از مشروعیت ملی برسد، پاکستان چه موضعی در برابر این حکومت خواهد گرفت؟ اگر طالبان حقوق زنان و حقوق بشر را رعایت کنند، حکومت فراگیر تشکیل بدهند و حمایت از گروههای تروریستی دیگر را پایان بدهند، دولت امریکا با این حکومت چهگونه رفتاری را در پیش خواهد گرفت؟
آن وقت تازه به این مرحله خواهیم رسید که حکومت به رسمیتشناختهشدهی طالبان برای پاکستان و امریکا کار خواهند کرد یا نه. به محضی که روشن شود که این حکومت با پاکستان و امریکا همراهی کامل نخواهد کرد، آن بحث «نیروی احتیاطی/سازمان تروریستی» دوباره مطرح خواهد شد. در عراق و سوریه قصه همین بود. داعش در عراق دشمن مطلق بود، اما در سوریه برای نابود کردن رژیم اسد «سمتدهی» میشد.
اگر به پرسش اول در این نوشته برگردیم، برای مردم افغانستان واقعا تفاوت زیادی نمیکند که در انتخابات کشورهای دیگر چهکسی برنده شود. ما تا یک «کشور» نشویم و حکومت کارآمد ملی نداشته باشیم، همیشه به عنوان یک «ابزار» مقطعی مورد مطالعه و استفادهی حکومتهای دیگر خواهیم بود. این ابزار گاهی برای دیگران کار میدهد (نتیجه: حمایت مقطعی دیگران) و گاهی کار نمیدهد (نتیجه: مخالفت مقطعی دیگران). فعلا انتظار همهی کشورهای ذیدخل در افغانستان این است که گروههای تروریستی فعال در این کشور برایشان استفاده داشته باشند. امریکا هر هفته چهلودو میلیون دالر میفرستد، روسیه از ضرورت گفتوگو صحبت میکند، ایران سفارت افغانستان را به طالبان میدهد، پاکستان برای طالبان در سطح جهانی لابیگری میکند، ترکیه زیگنال رفاقت میفرستد، ترکمنستان به مردم نیازمند پول میدهد… همه امیدوار اند که یک گروه تروریستی زنده و قوی در افغانستان ضربهیی به رقیبان بزند یا حداقل روی تفنگ خود را فعلا به سمت دیگری بگرداند.