ایرانیها یک «گل شیفته» دارند که گاهگاه عریان میشود و دل ما را خون میکند. البته نه از آن جهت که شما خیال کردید، همین اکنون. از یک جهت دیگر. از این جهت که ما هم مشتی شیفته داریم که اصلا عریان نمیشوند و بنابراین، هیجکس نمیداند زیر قبایشان چیست.
طول شیفته:
ما یک رییس جمهور داریم و یک رییس اجرائیه. این دو نفر به ارتفاع عنایتی ندارند، به عرض توجهی نمیکنند؛ اما شیفتهی طول اند. انتخابات را این قدر طول دادند که جان کری- رییس کمیسیون مستقل انتصابات- از رفت و آمد به افغانستان خسته شد. حالا تشکیل کابینه را طول میدهند. هر روز میگویند که تا هفتهی آینده کابینه اعلام خواهد شد. اما هفتهی آینده ارفاق نمیکند. هرچه ما به آن نزدیک میشویم، دورتر میرود. حضرات هم از بس وعده میدهند و وفا نمیکنند، قریب است تنپوششان بیفتد و خدای نخواسته بیپرده شوند.
پول شیفته:
ما یک عده پول شیفته داریم که هر وقت میلشان شد، لباس وام و قرضه میپوشند و میروند و به کابل بانک و نود و هفت میلیون دالر از آنجا میگیرند و تشریف میبرند. بعد رییس جمهور ما قسم میخورد که اینها را عریان خواهد کرد و طشت رسواییشان را از بام خواهد انداخت. محکمه تشکیل میشود، اما بعد از ماهها هیچکسی عریان نمیشود. همه در پرده میمانند.
جل شیفته:
یک عده آدم دیگر هم داشتیم که در فصل انتخابات میغریدند و پا بر زمین میکوفتند و تهدید میکردند که اگر بهزودی به خواستههای مدنیشان توجه نشود، زمین را شش و آسمان را هشت خواهند کرد. حالا خواست مدنی که هیچ، همان کابینه که خواست خود کلانهاست هم تشکیل نمیشود. این عده که گفتم هم رفتهاند زیر جل و نمیدانم چرا بیرون نمیآیند. احتمالا عریان اند که هی زیر جل گم اند. بعضی میگویند، اینها روابط نهان با دستگاه قدرت پیدا کردهاند و از همینرو خاموش اند. هر کوفت و زهرماری که هست، هست. حرف که نمیزنند.
وضعیت طوری شده که از تمام دعاهایی که مردم ما به سوی آسمان میفرستند، تنها همان دعایی اجابت میشود که میگوید، «خدایا! پردهی ما را ندر». خداوند هم تا میبیند در دولت ما فسادی شده، فورا روی آن پرده میاندازد و سترِ عیب میفرماید. کسی خبر دارد بقیهی دعاهای ما کجا میرود؟