شنبه 27 جدی 1393

جنگ هم‌چنان ادامه دارد جنگ، برای بی‌جاشدگان افغانستان پایان نیافته است

منبع: فارین پالیسی نویسنده: دانیل مویلان برگردان: حمید مهدوی تاجور، زنی چادر‌پوش و با صورت چروک از ولایت کوهستانی و فقیر غور، دو ماه قبل بیوه شده […]

منبع: فارین پالیسی

نویسنده: دانیل مویلان

برگردان: حمید مهدوی

تاجور، زنی چادر‌پوش و با صورت چروک از ولایت کوهستانی و فقیر غور، دو ماه قبل بیوه شده بود. شوهرش که یک آشپز بود، با پا‌گذاشتن روی یک بمب کنار جاده، کشته شد. در همان هفته، برادرش که یک سرباز ارتش افغانستان بود نیز در جریان جنگ علیه یکی از گروه‌های مسلح مخالف حکومت در ولایت غور کشته شد. تاجور اخیرا به من گفت، در حالی که سوگوار مرگ شوهر و برادرش بود، یک گروه از مردان مسلح به خانه‌اش آمدند. این مردان ادعا کردند که شوهر تاجور بمبی را که هدفش ارتش افغانستان بود، ضایع کرده است و خواهان پرداخت غرامت شدند. برادرش علیه آن‌ها می‌جنگیده است. حتا خواهرزاده‌ی نوجوان او یک مشکل بود– موهای کوتاه او مدرکی بود که نشان می‌داد، او یک مسلمان نیست. این مردان خواستند که برای جبران این گناه‌ها، تاجور باید غذاها و تمام گاوها و گوسفندهایش را به آن‌ها واگذار کند. در یک لحظه، تمام ذخیره‌ی غذایی زمستانی تاجور که وی محتاطانه آن را برای به‌سر رساندن زمستان سختِ غور تهیه کرده بود، همراه با این مردان در کوه‌ها ناپدید شد.

تاجور بی‌دفاع که از بازگشت این مردان می‌ترسید، چهار کودک جوانش را گرفت و راهی جای نسبتا امنی در حوالی ولایت هرات شد و خانواده‌اش را بر جمعیت رو به ازدیاد بی‌جاشدگان داخلی افغانستان افزود. در سال 2014، حدود 140 هزار تن از افغان‌ها مجبور شده‌اند به دلیل جنگ از خانه‌های‌شان فراری شوند. اکثریت آن‌ها مانند تاجور به دنبال پناه‌گاهی در یکی از شهرهای بزرگ کشور؛ مانند کابل، هرات یا قندهار اند و امیدوارند که در این ولایت‌ها به امنیت، غذا و کار دست یابند.

ناتو در 28 دسامبر‌ به مأموریت جنگی سیزده ساله‌اش در افغانستان پایان داد و باراک اوباما «پایان مسئولانه‌ی» طولانی‌ترین جنگ امریکا را اعلان کرد. با این حال، برای مردم افغانستان جنگ از پایانش فاصله‌ی زیادی دارد. در واقع، از سال 2001 بدین‌سو، در هیچ مقطعی افغان بودن خطرناک‌تر از حال حاضر نبوده است.

تاجور را در خیمه‌ی کوچک و ساده‌اش در حومه‌ی شهر هرات دیدم؛ جایی که خیمه‌ی او با ده‌ها خیمه‌ی دیگر در امتداد یک سرک برپا شده‌اند. هزاران بی‌جاشده‌ی داخلی در امتداد این سرک زندگی می‌کنند. تعداد زیادی از کسانی که اخیرا به این‌جا آمده‌اند، در خیمه‌های موقتی‌ای زندگی می‌کنند که توسط سازمان‌های غیر‌دولتی تهیه شده‌اند. دیگران که تعدادی از آن‌ها بیش‌تر از یک دهه پیش بی‌جا شده‌اند، در خانه‌های ساده‌ای که با خشت‌های گلین ساخته شده‌اند و با سهولت‌های کوچکی چون صفحه‌های خورشیدی مجهز اند، مسکن گزیده‌اند.

همسایه‌های تاجور همه باشنده‌های ولایت غور، ولایتی در مرکز افغانستان که از دیر‌وقت بدین‌سو در محاصره‌ی خشونت‌های ضد‌حکومتی، عدم مصئونیت غذایی و خشک‌سالی بوده است، هستند که اخیرا به این‌جا رسیده‌اند. حاکمیت قانون به‌طور تاریخی در غور ضعیف بوده است؛ اما مهاجرت‌های دسته‌جمعی مداوم و رو به ازدیاد خانواده‌ها گویای خرابی اخیر امنیت در این ولایت است.

احمد فهیم قایم، فرمانده پولیس غور‌ در یک مصاحبه‌ی تیلفونی به من گفت که حد‌اقل 2500 جنگ‌جوی طالب در این ولایت وجود دارند و حد‌اقل 7600 میل اسلحه در اختیار دیگر مردان مسلح مخالف حکومت است. قایم با اشاره به دلایل امنیتی از ذکر تعداد نیروهای پولیس ملی که در غور مستقر اند، خودداری کرد (باور بر این است که در سال 2013 تعداد این نیروها حدود 1400 تن بوده است)؛ اما وی تأیید کرد که ولایتش منابع کافی برای بهبود وضع امنیتی ندارد.

آخرین نیروهای بین‌المللی- 200 تن از سربازان لتوانیایی- در سال 2013 از این ولایت رخت بربستند. جابه‌جایی داخلی ناشی از جنگ در افغانستان یک پدیده‌ی جدید نیست. ارقام محافظه‌کار نشان می‌دهند که نزدیک به 800 هزار تن بی‌جا‌شده‌ی داخلی در افغانستان وجود دارند. برخی از آن‌ها چندین سال پیش بی‌جا شده‌اند. اما انتقال تدریجی مسئولیت تأمین امنیت افغانستان از نیروهای بین‌المللی به نیروهای ملی– که در 28 دسامبر 2014 با برگزاری یک مراسم ساده در کابل به‌طور رسمی تکمیل شد– خونین‌ترین سال ثبت شده برای ملکی‌های افغانستان را رقم زد؛ ملکی‌هایی که گرفتار خشونت‌های فزاینده شدند و حد‌اقل 3188 تن آنان کشته شدند. به عین ترتیب، تعداد بی‌جاشدگان داخلی افغانستان نیز در حال افزایش است و بی‌جاشدگان خانواده‌هایی اند که از خشونت، آزار و اذیت و حتا سربازگیری اجباری توسط گروه‌های مخالف حکومت، به‌شمول طالبان که حیطه‌ی تحت کنترول‌شان را در سرتاسر کشور گسترش می‌دهند، فراری شده‌اند. تاجور برآورد کرد که دو سال قبل، حد‌اقل 200 خانواده در روستایش وجود داشت‌. وی گفت که اکنون کمتر از سی خانواده در روستایش باقی مانده است.

در یک خیمه‌ی گشاد در همسایگی تاجور، جان محمد که بی‌جاشده‌ی دیگری از غور است، با دختر هشت ساله‌اش، ظاهره، زندگی می‌کند؛ دختری که به تکرار و با مهربانی ریش دراز و خاکستری پدرش را نوازش می‌دهد. جان محمد پس از آن به هرات فراری شد که یک گروه محلی مخالف حکومت از پیوستن برادرش به ارتش افغانستان خشمگین شد‌ه و به خانه‌ی او آمدند و مالیات غیر‌قانونی خواستند. بحثی در‌گرفت و در نتیجه‌ی آن این مردان، زن جان محمد را در حضور او کشتند. جان محمد با یادآوری این‌که چگونه ظاهره را در آغوشش گرفته و در تاریکی فرار کرده است، گفت: «من حتا وقت نیافتم که زنم را دفن کنم».

جان محمد برای فرار کردن از غور به راننده‌ی یک لاری دست داد و قول داد که به‌خاطر سوار شدن موترش، به مجرد رسیدن به شهر، به او 2300 افغانی می‌دهد. وی که هیچ پولی نداشت، مجبور شد که بیش‌تر ‌لوازم اضطراری سازمان غیردولتی‌اش را به راننده بدهد. او اکنون به حسن نیت دیگران وابسته است و از برگشتن به خانه‌اش بسیار می‌ترسد. وی گفت: «آن‌ها ما را می‌کشند». اداره‌ی پناهندگی ناروی که من یک عضو آن هستم، یکی از چندین سازمان بین‌المللی است که به بی‌جاشدگان داخلی در هرات کمک می‌کند. اما فیض‌الله، مرد کوتاه و لاغری که از اجتماع کوچک بی‌جاشدگان غور نمایندگی می‌کند، گفت که کمک دریافت شده کافی نیست. مردان این اردوگاه 15 کیلومتر فاصله را طی می‌کنند و برای یافتن کار روزانه به مرکز شهر می‌روند؛ اما در بهترین حالت در هر هفته یک یا دو روز کار می‌کنند و روزانه 150 افغانی – 250 افغانی به‌دست می‌آورند. هوای سرد باعث شده است، تعداد زیادی در این اردوگاه مریض شوند و هرچند شفاخانه‌ها خدمات رایگان ارائه می‌دهند؛ اما فیض‌الله گفت، پولی ندارند که دوا بخرند.

رییس جمهور غنی به مسئله‌ی کلان بی‌جاشدگان داخلی افغانستان اذعان کرد و وعده کرد که در اوایل ریاست جمهوری‌اش بر آن تمرکز خواهد کرد. رولا غنی، بانوی اول کشور‌ نیز اعلان کرد که در این زمینه نقش مرکزی ایفا خواهد کرد. افغانستان تنها کشور جنوب آسیا است که برای رفع نیازمندی‌های فزاینده‌ی جمعیت بی‌جاشده‌اش که در ارزیابی حقوق اساسی‌شان به‌طور منظم با تبعیض مواجه می‌شوند، یک پالیسی ملی بی‌جاشدگان داخلی دارد. این پالیسی در اوایل 2014 رسما تصویب شد؛ اما به دلیل محدودیت منابع، تمرکز روی بحران طولانی انتخابات و انتقال نظامی، اجرای آن کند بوده است. در ضمن، هزاران خانواده‌ای که جدیدا بیجا شده‌اند، هر ماه به شهرهای کلان افغانستان می‌رسند؛ در حالی که ظرفیت حتا برای رفع نیازمندی‌های اساسی آن‌ها اندک است.

جنرال جان کمپبل، فرمانده ناتو در مراسم انتقال مسئولیت‌های امنیتی در 28 دسامبر اعلان کرد که «از این‌جا به بعد، همکاران افغان ما مسئولیت جنگ را برعهده خواهند گرفت و این کار را می‌توانند». اما در ولایت غور، پولیس افغانستان، به استثنای چند کیلومتر محدودِ‌ خارج از مرزهای شهر، کمتر مناطقی را تحت کنترول دار‌د و کوه‌های پهناور این ولایت پناه‌گاه عالی برای شورشیان است. فیض‌الله گفت: «ما می‌دانیم که [نیروهای بین‌المللی] افغانستان را ترک می‌کنند». «اگر آن‌ها افغانستان را ترک کنند، گروه‌های مسلح و طالبان پیشرفت خواهند کرد».

برای تاجور، جنگ بین گروه‌های مخالف حکومت، طالبان و نیروهای مسلح افغانستان که او را بیوه کرد و سرانجام وادارش کرد خانه‌اش را ترک کند، یک معما‌ست. وی گفت: «من یک زنم. من یک مادرم». «نان پخته می‌کنم. چای درست می‌کنم. از کودکانم مراقبت می‌کنم. این مردان به خانه‌ام آمدند و از جهاد گفتند. جهاد به من چه ربط دارد؟»

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of