دختران بازمانده از آموزش در قندوز میگویند که در شرایط دشوار زندگی میکنند و آرامش روحی و روانی از آنان گرفته شده است. آنان میافزایند که با بستهشدن دروازههای مکتبها بهرویشان، از سوی خانوادهها تحت فشار قرار دارند که باید ازدواج کنند. اما برخی از خانوادهها استدلال میکنند که دخترانشان را در وضعیت بد روحی دیده نمیتوانند و مجبور اند برای تغییر این وضعیت، آنان را به ازدواج راضی کنند.
دختران دانشآموز در قندوز شکایت دارند که از یکسو از آموزش محروم هستند و از سوی دیگر با تصامیم ناخوشایند خانوادههایشان روبهرو هستند. زحل، دانشآموز صنف دوازدهم در قندوز که به رشتهی طب علاقهمند است، میگوید درصورتیکه دروازهی مکتب باز میبود امسال صنف دوازدهم را تمام کرده بود. او این روزها در خانه است و هیچ مصروفیت خاصی هم ندارد. زحل میافزاید که شب و روزش را گم کرده است، به ندرت بیرون میرود و احساس میکند در اتاقی حبس شده است.
بهگفتهی زحل، او ضمن آنکه از این بیسرنوشتی به ستوه آمده است، با تصامیم ناخوشایند خانواده نیز روبهرو شده است. این دانشآموز مکتب در قندوز گفت: «فامیل میگویند که حالا که درس نیست باید شوهر کنم، اما من اصلا آمادهی شروع زندگی مشترک در چنین سنی نیستم.»
رویا، دانشآموز دیگر در قندوز میگوید از زمانی که پایش از مکتب گرفته شده، زندگی به کامش تلخ و دنیا تاریک شده است؛ زیرا از یکسو آیندهی خود را نامعلوم و تاریک میبیند و از سوی دیگر، تحت فشار خانواده قرار دارد تا به ازدواج ناخواسته و اجباری تن دهد.
بهگفتهی این دانشآموز، رویایش این بود به رشتهی خبرنگاری راه پیدا کند و بتواند در آینده خبرنگار باشد، اما حالا رویایش به حسرت مبدل شده و امیدش نسبت به آینده را از دست داده است. رویا افزود: «شما میدانید اگر مکتب نرویم، تصمیمهای دیگری در خانواده گرفته میشود. فامیل برایم میگویند که باید ازدواج کنم و خانواده تشکیل بدهم. من با این تصمیم راضی نیستم. میخواهم تحصیل و پیشرفت کنم. فعلا در خانه بیکار هستم. آیندهام را بسیار خراب و تاریک میبینم.» او میخواهد که مکتبها بهروی دختران هرچه زودتر باز شوند تا آنان بتوانند دوباره به درس و تحصیل شان ادامه دهند.
نرگس، یکی دیگر از دانشآموزان در قندوز که تا صنف یازدهم درس خوانده است، چنان به نظر میرسد که شاید روزها خنده بر لبانش نقش نبسته باشد. نرگس با دل پر حسرت میگوید که ای کاش دروازهی مکتبها باز میبود تا او شبها به فکر آیندهی تاریک و روزها در غم بیسرنوشتی فرو نمیرفت. او روزها در فکر مصروفیت و سرگرمی است که خودش را از این حالت سردرگمی نجات دهد.
مادر نرگس اما میگوید که او سه دختر بازمانده از مکتب دارد که دو تای آنان تا صنف دوازدهم درس خواندهاند. بهگفتهی وی، یکی از دخترانش مجبور به نامزدی با پسری شده است که نمیخواست، اما در شرایط کنونی راهی جز این را هم نداشت. او میگوید سالهای گذشته چهرهی شاد و لبِ خندان دخترانش را وقتی از مکتب برمیگشتند میدید و خوشحال بود و نگرانی از آيندهی آنان نداشت.
بهگفتهی او، حالا دخترانش هر روز در خانه با وضعیت بد روحی و روانی دستوپنجه نرم میکنند. مادر این دانشآموز میافزاید که نگرانی بهخاطر آیندهی دخترانش هر روز او را پیر و پیرتر کرده است. او گفت: «سه دختر در خانه دارم. دو نفر شان تا صنف دوازدهم درس خواندهاند. مجبورم آنان را نامزاد بسازم. یکی شان میخواست انجنیر شود، دیگرش داکتر. آنان روزها گریه میکنند و میگویند ما خانهنشین شدیم. تاچه زمانی اینطور باشند. یک روز، دو روز، تا چه زمان؟»
ازدواج زیر سن، بدون رضایت و اجباری دختران دانشآموز و بازمانده از مکتب این روزها بهعنوان یک گزینه از سوی برخی از خانوادهها برای دختران در نظر گرفته میشود؛ آنچه که نه از سوی دختران استقبال میشود و نه هم آگاهان اجتماعی و روانشناسان به آن رأی مثبت میدهند.
پیآمدها
روانشناسان، آگاهان آموزش و فعالان اجتماعی ازدواج دختران را در سنی که آنان رویاها و اهداف آموزشی را در سر میپرورانند، مناسب نمیدانند. از نظر آنان، بسته شدن دروازهای مکتبها بهروی دختران دلیلی برای ازدواج آنان شده نمیتواند تا خانوادهها در این شرایط از هر طریقی دخترانشان را به درس و تعلیم مصروف بسازند.
واجده نیازی، روانشناس و مشاور خانواده میگوید افسردگی و اختلالات، آیندهی نامعلوم و ترس از وادار شدن به ازدواجهای ناخواسته و اجباری، در میان دخترانی که از مکتب محروم شدهاند، حتا میتواند باعث تصمیمهای خطرناکی گردد. بانو نیازی افزود: «بر اساس نگرانیهایی که فامیلها در مورد دخترانشان دارند، نباید دختران را مجبور به ازدواج کنند، زیرا این کار از لحاظ روحی و روانی صدمهی بزرگی به دختران وارد میکند. دختران در سن کم نمیتوانند زندگی مشترک را به پیش ببرند.» این روانشناس از خانوادها و بهخصوص پدران میخواهد که مواظب وضعیت دخترانشان باشند و آنان را مورد لطف و محبت قرار دهند تا احساس کمبودی نکنند.
کارشناسان آموزش و پرورش نیز به این باور هستند که محرومیت تعلیم دختران جبرانناپذیر است و در عصر کنونی که دختران در حال پیشرفت در یک کشور و جامعه هستند منع آموزش فرصت رشد را از آنان صلب میکند.
بهادرحسین فلک، کارشناس آموزش در قندوز میگوید دختران در عرصهی آموزش بیشتر از پسران تلاش میکنند تا به اهداف شان برسند. بهگفتهی وی، هدر رفتن فرصت تعلیم به دختران یک صدمهی بزرگ و جبرانناپذیر وارد میکند. او تأکید میورزد که نباید این مسأله دستکم گرفته شود چون این مسألهی یک شخص نیست بلکه موضوع نصف قشر جامعه است. آقای فلک گفت: «در این راستا باید تلاش بیشتر صورت بگیرد. اگر دلایل سیاسی وجود نداشته باشد باید برای دختران فرصت داده شود. مسائل حجاب و دیگر ملاحظات رعایت شود و با رعایت قوانین اسلامی حق تعلیم و تحصیل مهیا شود تا زنان و دختران در پیشرفت و ترقی کشور سهیم باشند.»
رحمت بهروز، از فعالان اجتماعی در قندوز میگوید نزدیک به دو سال میشود که حق تحصیل دختران از آنان گرفته شده است. بهگفتهی او، این اقدام غیرمنصفانه برعلاوهی اینکه چالشهای روحی و روانی زیادی را برای آنان ایجاد کرده، حقوق آنان و رویاهایشان را نیز صلب کرده است. او میافزاید درصورتیکه دروازهی مکتبها بسته نمیشد، در پایان همین سال بیشتر از دخترانی که حالا خانهنشین هستند میتوانستند برای فراگیری آموزش وارد دانشگاهها شوند.
آقای بهروز به روزنامه اطلاعات روز گفت: «هیچ حکومت و گروهی در دنیا بدون رعایت حقوق دختران و زنان پایدار نبوده و تدوام این چنین اقدامهای تبعیضآمیز، نسلهای زیادی را بیسواد خواهد کرد. در قرن ۲۱، افغانستان تنها کشوری است که به قرنهای گذشته عقبگرد کرده و در گودالی فرو رفته است که تبعیض جنسیتی، افراطیت، تطبیق قوانین سختگیرانه در برابر مردم و زندگی آنان و دهها موارد اقدامات دیگر در آن هماکنون بیداد میکند.»
در این میان اما مسئولان معارف قندوز با آنکه تأیید میکنند که یک سال قبل هیچ نوع مشکلی در این ولایت فراراه آموزش دختران وجود نداشت، اما در اولین روز شروع سال تعلیمی امسال، رییس معارف طالبان در این ولایت اعلام کرد که دختران بالاتر از صنف ششم نباید تا امر ثانی در مکتب حاضر شوند.
مولوی اسماعیل ابواحمد، رییس معارف طالبان در قندوز در شروع سال تعلیمی به رسانههای محلی گفته بود: «امسال امر همینگونه شده است. دختران تا صنف ششم درس بخوانند. اینکه تا امرثانی چه گپ میشود، بعد گپ میزنیم.» هرچند مسئولان طالبان همواره تأکید کردهاند که با فراهم شدن شرایط مناسب اسلامی، برای تمام دختران اجازهی آموزش داده خواهد شد، اما بیش از دو سال است که دروازهی مکتبها و به تعقيب آن دانشگاهها بهروی دختران بسته شده و آنان به دور از درس و تعلیم، خانهنشین شدهاند.