حدود ۴۰ دختر در اتاق درسی گرد هم آمدهاند که پردههای ضخیم بر دروازه و پنجرههای آن کشیده شدهاند. تصاویر دوربینهای مداربستهی بیرون از خانه بهصورت همزمان در داخل پخش میشوند تا در صورت نزدیک شدن افراد ناشناس یا نیروهای طالبان، مسئولان و دانشآموزان مرکز به سرعت آگاه شوند. فضای صنف بهگونهای تنظیم شده که فعالیت آموزشی آن از نگاهها دور بماند و رفتوآمدها جلب توجه نکند. این یکی از مراکز آموزش مضامین مکتب در شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ در شمال افغانستان است (با تمرکز بر زبان انگلیسی و کمپیوتر برای دختران). اطلاعات روز از ارائهی جزئیات بیشتر دربارهی موقعیت این مرکز خودداری میکند.
این دختران برای پنجمین سال متوالی از رفتن به مکتب محروم ماندهاند و اکنون این مرکز آموزشی مخفی، تنها روزنهی امیدشان برای رهایی از گوشهنشینی در خانه به شمار میرود؛ روزنهای که در دل ترس و محدودیت، امکان ادامهی یادگیری را برایشان فراهم کرده است.
مسعوده ۳۱ ساله (که اسم اصلیاش در این گزارش ذکر نمیشود)، یکی از آموزگاران این مرکز آموزشی است. او پس از دستور طالبان مبنی بر ممنوعیت کار زنان در نهادهای خارجی، خانهنشین شد؛ اما پس از مدتی تصمیم گرفت با ایجاد یک مرکز آموزشی زیرزمینی، به دختران محروم از آموزش کمک کند. او اکنون از اینکه میتواند نقشی هرچند کوچک در آموزش این دختران ایفا کند، احساس رضایت دارد.
بیش از دو سال از تأسیس این مرکز توسط او میگذرد. مسعوده میگوید انگیزهی اصلیاش از راهاندازی این مرکز، بهبود وضعیت روحی خواهرانش بوده است؛ «وقتی آموزش دختران تا امر ثانی بسته شد، من دو خواهر داشتم که بهخاطر این محرومیت هر روز ناامیدتر، افسردهتر و خستهتر میشدند. برای همین خواستم با اندکترین امکانات، صنفی برایشان بسازم تا سرگرم یادگیری باشند. اما خوشبختانه توانستم در کنار خواهرانم، به دیگر دختران هم فرصت آموزشی فراهم کنم. از این بابت بسیار خرسند هستم.»
در این مرکز، دختران در بخشهای زبانهای فارسی و انگلیسی، آموزش کمپیوتر و مضامین کیمیا، فیزیک و ریاضی آموزش میبینند. مضامین دینی هم تدریس میشوند؛ برنامهی درسی این مکتب ترکیبی از آموزش رسمی و غیررسمی است که قرار است خلاء ایجادشده در نظام آموزشی توسط طالبان را تا حدی جبران کند.
با وجود این تلاشها، ترس همواره بر فضای این مرکز سایه انداخته است. مسعوده از روزی میترسد که طالبان این مرکز را شناسایی و تعطیل نمایند. به همین دلیل، تدابیر امنیتی شدیدی در نظر گرفته شده است.
او میگوید: «ترس بخش بزرگی از زندگی ما در این روزها شده است. حتا در ذهن خود، بازداشت شدن را هم تصور کردهایم. اما نمیخواهیم قبل از رسیدن به این روز، دست از کار بکشیم. موارد امنیتی را جدی میگیریم. داخل صنف، زمانی که سایر مضامین را تدریس میکنیم، همیشه قرآن کریم و کتاب تفسیر هم نزد ما هست تا اگر کسی بیاید، ببیند که ما کتابهای دینی را هم در کنار مضامین دیگر درس میدهیم.»
برای رهایی از افسردگی
نذیره، دانشجوی رشتهی قابلگی در یکی از انستیتوتهای صحی در بلخ، پس از آنکه طالبان این مراکز آموزشی را مسدود کردند، به این مرکز آموزشی مخفی روی آورد. اکنون شش ماه از حضور او در این مرکز میگذرد و او نسبت به گذشته روحیهی بهتری دارد.
او میگوید که تمرکز اصلیاش را بر یادگیری زبان انگلیسی گذاشته و در کنار آن، با دوستانش بهصورت دورهای رمان میخوانند و دربارهی آنها بحث میکنند. این تنوع در روند آموزشی به او کمک کرده تا از وضعیت افسردگی ناشی از خانهنشینی فاصله بگیرد.
نذیره به روزنامه اطلاعات روز میگوید: «فکر میکنم مدت طولانی است که رویاهایمان را به خاک سپردهایم. در مدتی که طالبان بر سرنوشت مردم افغانستان، بهویژه زنان حاکم شدهاند، ما فقط قربانی شدیم، سرکوب شدیم، لتوکوب شدیم و زمین خوردیم. دیگر رویاهایی برای ما باقی نمانده است. اینجا برای رهایی از افسردگی میآییم.»
او همچنین نسبت به بازگشایی مکاتب و دانشگاهها بدبین است و میگوید: «طالبان همیشه میگویند که به حق زنان حرمت داریم، برایشان آزادی میدهیم؛ اما باور کنید بزرگترین آزادی برای ما دختران، روزی است که با بیکِ پر از کتاب و ذهن آرام و قلب استوار، روانهی تحقق رویاهایمان شویم و به دانشگاه برویم.»
ادامهی آموزش با هراس دائمی
نادیه، دانشآموز صنف نهم نیز یکی دیگر از دخترانی است که پس از ممنوعیت آموزش دختران، به این مرکز مخفی روی آورده است. او حدود یک سال است که در این مرکز درس میخواند و با وجود خطرات، به ادامهی آموزش مصمم است.
او میگوید: «وقتی طالبان دروازهی مکتب و دانشگاه را بهروی دختران بسته اند، هدفشان همین بود تا زنان رشد نکنند؛ ولی من هیچوقت تسلیم نمیشوم و بهخاطر رسیدن به رویاهایم میجنگم. برای همین تصمیم گرفتم در مکتب مخفی درس بخوانم.»
برای نادیه، رفتن به این مرکز همواره با احتیاط همراه است. او هر روز بهگونهای از خانه بیرون میشود که دیگران تصور کنند به مدرسهی دینی میرود؛ «همیشه با لباس مدرسه به مکتب میروم و کتابهای دینی در بکسام است. وقتی به مکتب میرویم، اگر گاهی فردی مشکوک بیاید، استاد ما از کمره میبیند و زود میگوید کتابهای دینی خود را باز کنید تا در خطر نیفتیم.»
او تأکید میکند که این مراکز پنهانی تنها راه ادامهی آموزش در شرایط کنونی است؛ «گاهی وقتها وقتی در اینجا میآیم، میترسم که اگر طالبان خبر شوند، چه میشود؛ اما با وجود ترس، بازهم ادامه میدهم، چون اگر امروز من درس نخوانم، فردا هیچ فرصتی برای ساختن آیندهی خود نخواهم داشت. به همین خاطر، با وجود تمام محدودیتها و ترس، هنوز امید خود را از دست ندادهایم.»
محرومیت سیستماتیک و نبود چشمانداز روشن
سال جدید تعلیمی در افغانستان آغاز شده است، اما برای پنجمین سال متوالی، دروازههای مکاتب بهروی دختران بالاتر از دورهی ابتدایی همچنان بسته مانده است. هیچ چشمانداز روشنی برای لغو این ممنوعیت از سوی طالبان وجود ندارد.
افغانستان در حال حاضر تنها کشوری در جهان است که در آن آموزش دختران بهگونهی رسمی ممنوع است. طالبان تا کنون دلیل مشخص و قانعکنندهای برای ادامهی این ممنوعیت ارائه نکردهاند و تنها تأکید کردهاند که این محدودیت «تا اطلاع ثانوی» ادامه خواهد داشت؛ در حالی که در هیچ کشور اسلامی چنین ممنوعیتی وجود ندارد.
در چنین شرایطی، مراکز آموزشی زیرزمینی به تنها روزنهی امید برای دختران محروم از آموزش تبدیل شدهاند. بااینحال، بسیاری از این مراکز بهصورت پولی فعالیت میکنند و خانوادهها باید برای ثبتنام دخترانشان هزینه بپردازند. این در حالی است که فقر و گرسنگی در افغانستان تحت حاکمیت طالبان افزایش یافته و همین امر باعث شده است که بسیاری از دختران از دسترسی به همین فرصتهای محدود نیز محروم بمانند.
آیا شما با نشر این مطلب واقعاً ادای دین در امر اطلاعرسانی کردهاید؟ این گزارش میتواند به بسته شدن همین روزنهی کوچک امید برای این دختران منجر شود. با انتشار چنین جزئیاتی، این نگرانی وجود دارد که طالبان بهدنبال شناسایی این مکان بروند و آن را مسدود کنند.