جنگ مزه دارد

سخیداد هاتف

یکی از نامزدهای وزارت سخن شیرینی گفته بود و آن این‌که تجارت صلح می‌آورد. اولا، من فکر می‌کنم یکی از عللی که این نامزد نتوانست در مجلس رای کافی بگیرد، همین سخن گفتنش از صلح بود. صلح با ما زاویه‌ی خوبی ندارد. هر بار که ما می‌خواهیم اسپ بنشیند، خر می‌نشیند (با استفاده از ترمینولوژی بُجُل‌بازی). با صلح بسیاری از ما کار‌و‌بار خود را از دست می‌دهیم و در این‌جا منظور از «ما» یعنی همین چند هزار نفری است که در جنگ معاش‌مان زیاد می‌شود و در صلح چنان بی‌محل می‌شویم که مردم در دو متری آدم دست‌شان را بر سر چشم‌شان سایبان می‌کنند و می‌گویند، «هی، این کیست؟» ثانیا (و بدانید که هر اولا یک ثانیا دارد، حتا اگر میان‌شان فاصله افتاده باشد)، من که به تجارت فکر کردم، به صادرات و واردات هم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که از روی آنچه وارد می‌کنیم و صادر می‌کنیم، بعید است‌ صلحی بیاید:

– آفتابه وارد می‌کنیم؛ اما تشناب نداریم. فکر کنید که فردا هر فرد غیور افغان یک آفتابه‌ی پر‌آب بگیرد و تشناب بجوید و تشناب نباشد، چه جنگی در خواهد گرفت. بی‌ادبی معاف، ولی فکر می‌کنید وقتی که افغان‌ها در همان چند ثانیه‌ی اول دعوا می‌گویند، «ای به قبر بابایت بشاشم»، چرا این طور می‌گویند؟ از لحاظ انتروپولوژیک، مجبور هم هستند. از بس در قبرستان این کار را کرده‌اند، ملکه‌ی ذهن‌شان شده.

– مهاجر صادر می‌کنیم و بعد این جناب مهاجر که پایش به استرالیا و انگلستان و امریکا رسید، اول می‌رود یک مسجد کلان پیدا می‌کند که ملایش خوب حنجره‌ی غرا داشته باشد. آن‌گاه پای وعظ او آن‌قدر می‌نشیند که تروریسمِ خونش به‌شدت بالا می‌رود. یک سال بعد می‌بینی که آقا ریش گذاشته تا نواحی ناف و چند تا از دنیا بی‌خبر را گروگان گرفته و می‌گوید، «همین حالا، در همین دکانی که من مردم را گروگان گرفته‌ام، باید خلافت اسلامی ساخته شود».

البته این دو مورد فقط نمونه بودند. ولی اگر تو خود حدیث مفصل خواندن از این مجمل را بلد باشی، متوجه می‌شوی که تجارت زیاد هم صلح نمی‌آورد. همین یک‌ماه پیش، یک نفر به یک نفر دیگر پیش‌نهاد یک تجارت داد و به او گفت که حاضر است گرده‌اش را به مبلغ 50 هزار افغانی بخرد. نفر گرده‌ی خود را فروخت و حالا با وجودی که پول خود را گرفته، از سر صبح تا شام با مردم جنگ می‌کند. علتش هم شاید این است که بیش‌تر اتفاقات زند‌گی ما در گرده می‌افتند. از گرده‌کفک شدن در اثر خنده که بگذریم، در تمام ممالک از سنگ برای ساختمان استفاده می‌کنند؛ اما نوبت که به ما رسید‌، گرده‌ی ما سنگ می‌آورد. این هم از رابطه‌ی تجارت و صلح.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه