حکومت به‌مثابه‌ی فرصت دزدی

یادداشت روز

اطلاعات روز

تا فرصتی هست، سهمت را بردار و به جای امنی منتقل کن. به نظر می‌رسد که در سه دهه‌ی اخیر این فلسفه‌ی حکومت‌داری در افغانستان بوده است. به این معنا که کمتر کسی در این ملک در این اندیشه بوده که در حکومت و ساختار قدرت وارد شود و از این طریق یک آرمان بزرگ‌تر از خود را تحقق ببخشد. در این چارچوب، نقشه‌ی ذهنی اکثر افراد اهل سیاست و عضو حکومت در ملک ما چنین بوده:

بیشترین فرصت دزدی در کجاست؟ در حکومت. کوتاه‌ترین راه ورود به مجاری قدرت حکومتی چیست؟ نمایندگی قومی. امن‌ترین شیوه‌ی دزدی چیست؟ شراکت با دزدان دیگر. خوب‌ترین لنگرگاه برای نگه‌داری دارایی‌های دزدیده‌شده در کجاست؟ در خارج از کشور. فکر عملیاتی در حکومت‌داری سه دهه‌ی پسین در افغانستان همین بوده است. وارد قدرت شو، تا آنجا که می‌توانی بدزد، سهم شرکا را بده و سهم خودت را به جای امنی در بیرون از کشور منتقل کن- برای روزی که دیگر حکومتی در کار نباشد.

این نگرش دزدی‌محور در بیست سال اخیر دامنه و عمق بیشتری یافت. در این دوره، اکثر کسانی که در مقام‌های حساس و مهم حکومتی بودند، معاش‌های دولتی مشخصی داشتند؛ اما دارایی‌های‌شان معمولا بیشتر یا خیلی بیشتر از آن چیزی بود که حقوق دولتی‌شان می‌توانست برای‌شان فراهم کند. اختلاس و فساد و دزدی در این بیست سال بارها سوژه‌ی گفت‌وگوها و بازرسی‌های داخلی و بین‌المللی شدند. ولی چون به قول معروف دامن همه تر بود، هرگز کسی نگفت که آن دیگری کی و در کجا چه‌قدر دزدیده است. برای این که هرکس که کشتی فساد را سوراخ می‌کرد، خودش هم در همان کشتی بود و لاجرم باید چیزی از دست می‌داد. کار به جایی رسیده بود که یکی از رییس‌جمهوران این دوره، حامد کرزی، از سر وطن‌پرستی خطاب به دزدان گفت که هرچه می‌توانند بدزدند مشکلی نیست؛ فقط پول‌های دزدیده‌شده را به خارج منتقل نکنند. طبعا دزدان به این توصیه‌ی او گوش ندادند. چرا؟ به این خاطر:

در میان مردم افغانستان، از عامی و عالم، این به عنوان یک اصل موضوعه پذیرفته شده که این کشور برای همیشه بی‌ثبات خواهد بود و هیچ حکومتی در این ملک برای مدت زیادی دوام نخواهد آورد. آشوب‌های پیوسته‌ی نیم قرن اخیر در این کشور مفهومی به نام ثبات را از ذهن‌ها زایل کرده‌ است. همه فکر می‌کنند که «هرکسی پنج روزه نوبت اوست» و در این پنج روز هوشیار کسی است که سهم بزرگی از فرصت به‌دست‌آمده بردارد و راهش را بگیرد و برود.

در کشورهای دیگر، در جاهایی که حکومت‌داری محملی برای تطبیق یک فلسفه‌ی سیاسی است، افرادی که در ساختار قدرت وارد می‌شوند و به اصطلاح «سیاست می‌کنند»، چشم‌اندازی از اقتصاد و فرهنگ و جامعه و آینده در ذهن خود دارند و می‌کوشند آن چشم‌انداز را تحقق بخشند. در نزد آنان، صورت‌بندی مسأله‌ی ورود به قدرت و سیاست این‌گونه است: من می‌خواهم در جامعه‌ای زندگی کنم که در آن اقتصاد و فرهنگ و سیاست و روابط و حقوق فردی و امنیت و… به فلان وجه تنظیم شده باشند. من می‌خواهم فرزندان من و نسل‌های بعدی در کشوری زندگی کنند که چنین یا چنان باشد. در افغانستان، اکثر کسانی که در قدرت و سیاست وارد می‌شوند، چنان چشم‌انداز یا آرمانی ندارند. صورت‌بندی قضیه در ذهن آنان این‌گونه است: این وضعیت و این حکومت که دوام نمی‌آورد؛ مبادا فردا همه چیز برباد برود و من از فرصتی که مدتی در اختیارم بوده نفعی نبرده باشم و مال و مکنتی نیندوخته باشم. برای همین، حکومت‌داری در این ملک (مخصوصا در این سه دهه‌ی اخیر) پیوسته به عنوان فرصتی برای دزدی از امکانات و دارایی‌های حکومتی و غیرحکومتی فرض شده است. این تنها در نزد مقامات حکومتی و افراد متصل به مراکز قدرت نیز نبوده است. حتا شهروندانی که در بیرون از دایره‌ی قدرت هستند، وقتی می‌شنوند که فلانی وزیر یا وکیل و رییس شده، اولین چیزی که به خاطرشان می‌رسد این نیست که «عالی، چه فرصت مناسبی برای خدمت به وطن و مردم در اختیارش قرار گرفت»؛ اولین فکر مردم هم این است: «والله نوش جانش، کارش جور شد». مردم به تجربه می‌دانند که «آدم عاقل» برای این وارد حکومت نمی‌شود که گرهی از کار مردم بگشاید. آدم عاقل می‌رود که از «فرصت» حاصل‌شده سهم جیب خود را بردارد.

آیا این وضعیت در حاکمیت طالبان متفاوت خواهد بود؟ بعید است. طالبان نیز پرورده‌ی همان نظم سیاسی-اجتماعی هستند که در آن بهزیستی جمعی درازمدت و آینده‌ی روشن نسل‌های بعدی در آن جایی ندارد. فارغ از گزارش‌هایی که در باره‌ی فساد مالی و اداری در حکومت طالبان منتشر شده‌اند، زورگیری‌ها و اخاذی‌های شتابناک آنان از شهروندان نیز نشان‌دهنده‌ی این ذهنیت در میان طالبان است که تا تنور گرم است و مجالی هست باید نانی برای خود پخت.

حکومت‌داری در افغانستان -تحت هر اسمی- دیری است که فرصتی برای دزدی و فربه کردن منافع شخصی و گروهی محسوب می‌شود. این نگرش در میان قدرتمندان و شهروندان چنان گسترده است که هیچ خبری از اختلاس و دزدی مقامات حکومت‌های قبلی و فعلی نباید مایه‌ی شگفتی باشد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه