هر دویِ ما روشنفکریم. او بیشتر، من کمتر. در یک حویلی زندگی میکنیم. البته حویلی نیست، خودِ ما آن را حویلی خطاب میکنیم؛ چون فکر میکنیم این کلمه ما را با وطن پیوند عمیقتری میدهد. دیروز گفتیم، چهطور است یک شوربای وطنی بخوریم. به مغازه رفتیم که گوشتِ حلال بخریم؛ چون میگویند گوشت حلال جز آنکه از نظر شرعی خوردنش واجب است، از نظر صحی برای بدن مفید «تمام میشود». رفتیم. گوشت گرفتیم. صاحب مغازه که مدعی است، پدرش در اردوی افغانستان مارشال بوده و بر کارهای ظاهرشاه نظارت میکرده، قسم خورد که گوشتی که به مردم میدهد، 99 درصد حلال است. گفتیم چرا 99؟ گفت که بعضی از این توزیعکنندگان گوشت حلال گاهی، در حد یک درصد، اشتباه میکنند و به جای گوشت گوسفند، گوشت خوک موک به ما میدهند. دلمان بد شد، ولی 1 درصد چیست دیگر. آدم 99 درصد درست زندگی کند، آن 1 درصد خودش گم میشود میرود. در ضمن، اگر آنچه که صاحب مغازه در مورد پدر خود میگفت، 99 درصد درست بوده باشد، چه فرقی میکند اگر ما 1 درصد دروغ هم شنیده باشیم؟
در وقت پولدادن چشم این دوست روشنفکر و همحویلیِ من به مجموعهای از مجلهها افتاد که در قفسهی کنارِ دخل مغازه گذاشته شده بودند. چشمان دوست من برق زدند. گفتم چه شده؟ گفت نمیبینی که اینجا چه نوشته؟ نوشته که جورج کلونی عاشق یک مدلِ زیبایی فرانسوی شده و قصد دارد خانم خود را طلاق بدهد. گفتم بسیار خوب. ولی میدانی که اینها شایعات اند. شایعه هم نباشند، به من و تو چه که جورج کلونی عاشق که شده. ما به عنوان آدمهای روشنفکر پرسشها و نگرانیهای مهمتری داریم. دوستم مثل اینکه اصلا نشنید من چه گفتم. گفت:
«این را ببین. انجلینا جولی باز هم لب خود را جراحی کرد. من فکر میکنم این زنکه تا زنده باشد همینطور خود را پوست کرده میرود. پول هم که زیاد شد، خوب نیست. جای مصرفش را که نیافتند، لبهای خود را جراحی میکنند…»
گفتم برویم که ناوقت میشود. بلا به پس انجلینا منجلینا. دوستم چند تا از این مجلات را خرید و بیرون آمدیم.
وقتی به حویلی برگشتیم، گفتم که حویلی نیست؟، برای دوستم زنگ آمد و او مجبور شد برود پدرِ خانمِ برادر خود را به شفاخانه ببرد. من نشستم و این مجلات را ورق زدم. جورج کلونی واقعا آدم احمقی بوده. البته کلِ داستان در این شماره نیست. باید هفتهی آینده بروم و شمارهی بعدی این مجله را بگیرم و ببینم که قضیه از چه قرار است. حالا تا هفتهی آینده که صبر کند؟ تف بر تو! آدم متأهل عاشق آن سگ میشود؟!