حکم بازداشت ملا هبت‌الله و قاضی‌القضات او

یادداشت روز

اطلاعات روز

دادستان ارشد محکمه‌ی کیفری بین‌المللی درخواست داده است که حکم بازداشت ملا هبت‌الله، رهبر طالبان، و قاضی‌القضات او (عبدالحکیم حقانی) صادر شود. روشن است که رهبر طالبان بازداشت نخواهد شد. او از قندهار بیرون نمی‌رود و هیچ کشوری هم قصد ندارد بر مقر او در قندهار حمله کند تا او را بازداشت کند. حقانی نیز می‌تواند در افغانستان بماند و خود را در معرض بازداشت قرار ندهد.

اهمیت این حکم در اجرا شدن آن نیست (چون اجرا نخواهد شد). اهمیت آن در معنای آن است: این که رهبر یک حکومت در کشور خود و در برابر شهروندان مملکت خود به «جنایت علیه بشریت» متهم می‌شود. معنای این حکم این است که حکومت طالبان فقط یک حکومت بد و ناکارآمد نیست که عیب‌ها و مشکلات معمول یک حکومت ضعیف را داشته باشد. معنای این حکم حتا این هم نیست که حکومت طالبان فقط «غیرمشروع» است. معنای این حکم بسی شدیدتر از این حد است. این حکم می‌گوید که رهبر طالبان و قاضی‌القضات او با محروم کردن شهروندان افغانستان از بنیادی‌ترین حقوق انسانی‌شان علیه این شهروندان مرتکب جنایت شده‌اند.

حال، یکی از پیامدهای بسیار آشکار صدور حکم بازداشت رهبر طالبان و قاضی‌القضات او این است که قضیه‌ی به رسمیت شناخته شدن حکومت طالبان را دشوارتر می‌سازد. حکومتی که رهبرانش به جنایت علیه بشریت متهم باشند و علیه‌شان حکم بازداشت در سطح بین‌المللی صادر شده باشد، چانس زیادی برای به رسمیت شناخته شدن توسط مهم‌ترین اعضای جامعه‌ی جهانی ندارد.

اما پرسش دیگری که در ذهن هر آدمی دارای هوش متوسط می‌گردد این است که چرا طالبان خود را در چنین موقعیت‌های بدی قرار می‌دهند. این پرسش منطق ساده‌ای دارد: چرا باید یک حکومت -که پیشاپیش با چالش‌های بین‌المللی فراوان روبه‌روست- عرصه را بر خود بیشتر تنگ کند و در برابر خود موانعی خلق کند که جز ضرر هیچ حاصل دیگری برایش نداشته باشد؟

حکمی که یک دادستان مشهور بین‌المللی در پی صدورش است، به خاطر اقدامات طالبان علیه زنان و دختران افغانستان و مجموعه‌ای از موارد نقض حقوق بشر در دیگر عرصه‌هاست. مجموع این سیاست‌ها و رفتارهای ضدانسانی در درخواست یادشده «جنایت علیه بشریت» نامیده شده است. حکومت طالبان به سادگی می‌تواند از ارتکاب این «جنایت»ها اجتناب کند و در نتیجه با چالش‌های سختی چون حکم بازداشت رهبران خود نیز مواجه نشود. کدام حکومت عاقل می‌خواهد خود را بدون هیچ ضرورتی در چنین تنگناهایی بیندازد؟

کثیری از مردم افغانستان از این که دختران و زنان خانواده‌ی‌شان حق ندارند درس بخوانند و کار کنند و از آزادی‌های ساده‌ی مدنی برخوردار باشند، عمیقا ناراضی و ناراحت‌اند. خود زنان و دختران افغانستان نیز (هم در داخل کشور و هم در بیرون) پیوسته اعتراض دارند و می‌خواهند که به حقوق انسانی‌شان احترام گذاشته شود. حتا در میان مقامات طالبان کسانی هستند که محرومیت همه‌جانبه‌ی زنان افغانستان از تمام حقوق انسانی‌شان را «غیرعادلانه» خوانده‌اند. ایستادن در برابر این همه انتقاد و اعتراض و روبه‌رو شدن با محاکم بین‌المللی (به خاطر این حق‌کشی‌ها) چه سودی برای طالبان داشته است؟ اگر طالبان به حقوق زنان احترام بگذارند، دست از تشدد و خشونت بردارند و شهروندان افغانستان را به بهانه‌های مختلف مورد تعرض و بی‌عدالتی قرار ندهند، چه خللی در قدرت‌شان می‌افتد؟ اگر جامعه‌ی جهانی رفتارها و سیاست‌های بهتری از طالبان ببینند و نگاه مثبت‌تری به حکومت این گروه پیدا کنند، چه ضرری به این گروه می‌رسد؟

نخوت و تعصب به جای عقلانیت

پاسخ به سوال‌های بالا آسان است. حکومتی که در آن کمترین جایی برای عقلانیت وجود داشته باشد، می‌کوشد تا در هر جا که باید هزینه بدهد (به هنگام ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر)، کمترین هزینه‌ی سیاسی را بدهد و در جایی که هیچ ضرورتی وجود ندارد، هزینه دادن‌های خود را به صفر برساند. اما حکومت طالبان از آن گونه حکومت‌ها نیست. در حکومت طالبان، نخوت و تعصب جا را بر عقلانیت تنگ کرده است. طالبان از یک سو فکر می‌کنند که تمام جهان را در میدان جنگ به زانو درآورده‌اند و از این پس نیز می‌توانند بدون کمترین انعطافی به خواست‌های قرون وسطایی خود برسند. از سویی دیگر، چون هویت خود را با زن‌ستیزی و تنگ‌نظری و افراطی‌گری تعریف کرده‌اند، فکر می‌کنند که عقب‌نشینی از این خصوصیات آنان را بی‌هویت خواهد ساخت. این در حالی است که طالبان اگر همین فردا دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها و نهادهای آموزشی دیگر را به روی زنان و دختران باز کنند و به آنان حق اشتغال و سفر و استفاده از آزادی‌های مدنی بدهند، فشارهای بین‌المللی در برابر خود را به نصف کاهش می‌دهند.

اما ملا هبت‌الله برای تعامل صحیح با مردم افغانستان و جامعه‌ی جهانی آماده نیست و هرگز آماده نخواهد شد. چرا؟ برای این که مجموع سازمانی که «امارت» خوانده می‌شود، برای ملا هبت‌الله وقتی کار خواهد داد که همین طور که هست باقی بماند. مردی متعصب، تنگ‌نظر، انعطاف‌ناپذیر و گذشته‌گرا در راس، لشکری از فدایی‌های زن‌ستیز، نادان و خشونت‌گر در پی و چارچوبی از نظم مبتنی بر فرمان‌های مذهبی و کُدهای قبیله‌ای پابرجا. تنها در چنین نظمی است که اقتدار ملا هبت‌الله (با تمام کیفیت قرون وسطایی‌ای که دارد) مستقر می‌ماند. برای ملا هبت‌الله هیچ اهمیتی ندارد که افغانستان در مسیری که او پیش پایش نهاده به کجا می‌رود و به چه سرنوشت دردناکی دچار می‌شود. همین که «شریعت» اجرا شود و مردم نتوانند دم به اعتراض برآورند و اقتدار مذهبی و قبیله‌ای او را به چالش بکشند، کافی است.

طالبان در دور اول حکومت خود از تحویل دادن اسامه بن لادن به امریکا خودداری کردند و حکومت خود را با فروپاشی روبه‌رو ساختند. شاید این بار نیز همان نخوت و تعصب به طریق دیگری راه زوال این گروه را هموار می‌کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه