حل منازعه به روش معنوی

سخیداد هاتف

سابق تیوری‌های حل منازعه بسیار پیچیده بودند. خود منازعه‌ها هم پیچیده بودند. مثلا دو نفر سر این اختلاف داشتند که اگر همان یک چاهِ آب که در صد متری خانه‌ی آن دو نفر قرار داشت، به انحصار یکی از آن دو در بیاید، نفر دومی چه کار کند؟ در این حالت‌ها، نوزده نفر ریش‌سفید از قریه‌های مختلف جمع می‌شدند و میانجی‌گری می‌کردند. به نفر اول می‌گفتند که درست است که چاهِ آب سر زمین توست، ولی این بنده‌ی خدا شصت سال از آن‌جا آب خورده و پشت اندر پشت شریک آن چاه بوده، حالا درست نیست که تو او را از این حق محروم کنی. سر‌انجام، پس از این پلو بده، آن شوربا بده، این نرمش کن، آن انعطاف بورز، این اظهار ادب کن، آن ابراز شرم‌ نما، مشکل حل می‌شد و استفاده از چاه از سر گرفته می‌شد (تا دور بعدی اختلاف که معمولا شش هفت سال بعد می‌آمد). اما حالا وضعیت فرق کرده:

حالا دو نفر، از آن نفرهای لقب‌شان مزین به الله، سر این بحث دارند که اگر دولت افغانستان با تمام نیرو از وهابی‌های سعودی حمایت کند، آیا ما هم باید با تمام نیرو از حوثی‌های یمن حمایت بکنیم یا حمایت نبکنیم؟ بعد یکی از این دو نفر می‌گوید که حوثی‌های یمن بازماند‌گان قبیله‌ی بنی غفطان سابق اند که پدر‌کلان‌شان غونجوشت بن سانحه نام داشت. دیگری می‌گوید، ای گلاب به دهنت، راست می‌گویی و به همین دلیل ما باید از حوثی‌ها حمایت کنیم. آخر غونجوشت همان کسی بود که در فتنه‌ی الکشکش طرف امام علی را گرفته بود و پوز مخالفین آن حضرت را به خاک مالیده بود. این یکی عصبانی می‌شود و می‌گوید که ایشان – یعنی نفر دومی- غونجوشت زناکار را با ابوخولکوفت نجار اشتباه گرفته. آن ابوخولکوفت نجار بود که در فتنه‌ی الکشکش حماسه آفرید و نه غونجوشت زناکار. خلاصه، این دو نفر با هم وارد مناقشات عنیف می‌شوند و کار به ترکِ مباحثه می‌کشد و هرکس به خانه‌ی خود می‌رود. شب، این نفر دومی پیش باباجان، یعنی پسرِ گل خود می‌نشیند و می‌گوید که علی سینا جان، تو کدام راه‌حل بلد نیستی برای حل این منازعه؟ یک ساعت بعد علی سینا منازعه را حل می‌کند. یعنی دست طرفِ منازعه شکسته و به گردنش آویخته است، لبش جیزجیز می‌کند از سوز، دماغش آب‌چکان است و سینه‌اش آن‌قدر سینه زده شده که تا عاشورای سال شصت و چند هجری کسی سابقه‌اش را ندیده.

حلِ منازعه یعنی طرف منازعه را به حال نزع انداختن. نزع را که می‌دانید چیست؟ من در المنجد پالیدم، این آمد: نزع یعنی لت‌خوردن از طرف ایشان (هر کس که باشد)، بدان سان که پیاله‌ی چای را به مشکل بتوانید بردارید بی‌افتادن استخوان از ساعدِ شکسته‌ی‌تان.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه