طالبان بارها گفتهاند که اکثر کشورهای جهان تحت تاثیر مناسبات خود با امریکا از به رسمیت شناختن طالبان و عادیسازی روابط خود با این گروه اجتناب میکنند. معنای این سخن این است که (از دید طالبان) وقتی امریکا روابط خود را با طالبان عادی بسازد، بسیاری از اعضای جامعهی جهانی از پی امریکا روابط عادی خود را با حکومت طالبان برقرار خواهند کرد. با این حساب، برای طالبان خیلی مهم است که همین یک گره سخت، یعنی نداشتن ارتباط عادی با امریکا، را حل کنند تا گرههای دیگر بدون زحمت زیادی باز شوند. این نگاه به نقش جهانی امریکا به طالبان میگوید که هرطور شده راهی برای عادی ساختن روابط خود با امریکا پیدا کنند.
از آن سو، امریکاییها نیز درگیر مسایل بزرگتری هستند که قضیهی افغانستان را در چشمشان کمرنگ میسازند. در یک دورهی طولانی، امریکا شدیدا به افغانستان و مسایل آن مبتلا بود. اما چرخ روزگار و سیاست امروز بر محورهای دیگر میچرخد و افغانستان، چنان که انتظار میرفت، به حاشیه لغزیده است. حالا که تمرکز امریکا بیشتر بر ایران است، خصومت فعالانه با طالبان سودی برای امریکا ندارد؛ در حالی که عادیسازی روابط با این گروه در کوتاهمدت میتواند (چنانچه جنگی میان اسرائیل و ایران در بگیرد) بر تنگناهایی که از قبل ایران را میفشارند، یک تنگنای جدید بیفزاید. برای ایران خوب است که در آن سوی مرز شرقی خود یک حکومت بدبین به امریکا داشته باشد تا یک حکومت همسو با امریکا. امریکا البته وقتی بخواهد وارد درگیری نظامی تمامعیار با ایران شود، میتواند این کار را بدون کمک طالبان هم بکند. اما همراهی درازمدت طالبان با امریکا، همزمان با فرسایش روابط حسنه میان طالبان و ایران، چشماندازی است که قطعا امریکا از آن استقبال خواهد کرد.
آیا طالبان در جنگ امریکا و ایران (که در واقع جنگ اسرائیل و ایران خواهد بود) با امریکا همسو خواهند شد؟ پاسخ این سوال بستگی به این دارد که «بستهی مشوقها»ی امریکا برای طالبان چهقدر باکیفیت و بزرگ باشد. فعلا به نظر میرسد که تفاهمی میان امریکا و طالبان در حال شکل گرفتن است که از حد تفاهم حاصلشده از مذاکرات دوحه (در سال سقوط جمهوریت) نیز فراتر میرود. آسوشیتد پرس و رویترز گزارش دادهاند -از قول منابع طالبان- که امریکا جایزهی ده میلیون دالری برای دستگیری سراجالدین حقانی و دو تن از همراهان او را حذف کرده است. این خود جایزهی بزرگی به طالبان، مخصوصا به شاخهی تعاملگرای این گروه، است. طالبان نیز اخیرا یکی از اسیران امریکایی خود را به هیئت امریکایی تحویل دادند.
طالبان، چنان که گفته شد، هم به عنایت سیاسی امریکا نیاز شدید دارند و هم به زنجیرهی پیچیدهای از تراکنشهای اقتصادی که فقط با رضایت امریکا قابل دستیابی است- به این دلیل ساده که امریکا میتواند کشورها و نهادهای معاملهکننده با طالبان را به سختی مجازات کند. آنچه در ماههای پیش رو مسیر تعامل طالبان با امریکا و امکان همسویی با سیاستهای امریکا در منطقه را تعیین خواهد کرد، البته فقط نیاز شدید طالبان به تعامل نیست. شاخهی قدرتمند قندهاری طالبان، به رهبری ملا هبتالله، چندان خوشحال نخواهد شد که امریکا به شبکهی حقانی جایزه بدهد (با حذف آن جایزهی ده میلیون دالری). یکی از راههای کاستن از قدرت حقانیها همان عقیم کردن رابطهی آنان با امریکا و دیگر بازیگران غربی است. به همین خاطر، ملا هبتالله سعی خواهد کرد دروازهی حکومت خود را به روی سیلابی که اسمش تعامل با امریکاست باز نکند. چرا که میدان این تعامل بیشتر در اختیار حقانیها و متحدان درونگروهیشان قرار خواهد گرفت و نه در اختیار قندهاریها.