روز پدر بود. فقط در این روز میتوان فهمید که افغانستان از لحاظ پدر چهقدر غنی است. به نظر من، بهشت زیر پای پدران افغان است. یک لحظه فکر کنید:
آیا امکان داشت این مملکت از نظر سواد بعد از سویدن و ناروی سومین کشور پیشرفتهی جهان شود، اگر پدران افغان برای باسوادشدن فرزندان خود این همه زحمت نمیکشیدند؟ آیا ممکن بود جوانان افغان شروع کنند به اختراعکردن دوبارهی طیارهای که صد سال پیش اختراع شده، اگر پدرانشان به رشد علمی فرزندان میهن علاقهای نمیداشتند؟ آیا میشد درآمد سرانهی شهروندان در سال به سیوپنج میلیون افغانی برسد، اگر پدران ما از همان آغاز تأسیس کشور در پنج هزار سال پیش فکری به حال آیندهی اولاد وطن نمیکردند؟ آیا ما میتوانستیم امروز از کشورهای فقیر و ضعیف خلیج فارس حمایت کنیم، اگر پدران افغان در وجود ما روحیهی حمایت از اعراب ناتوان را نهادینه نکرده بودند؟
بعضی وقتی میبینند که همه از پدران خود ستایش میکنند، در خود فرو میروند و میپرسند: اگر همهی پدرها اینقدر خوب اند، پس چرا مردم ایرلند شمالی در روز روشن و در وسط شهر زنها را آتش میزنند؟ چرا مردم استرالیا گوش و بینی دختران خود را میبرند؟ چرا در بلجیم تعصب مذهبی و نژادی هی زبانه میکشد؟ چرا در امریکا هیچکاری را نمیتوان بدون رشوه پیش برد؟ چرا در فرانسه مردم برای سفر از یک ولایت به ولایت دیگر کفن میپوشند و شهادتین خود را، به زبان عربی، میخوانند؟ و صدها سوال دیگر از این قبیل.
این دوستان البته حق دارند این سوالات را بپرسند. افغانستان کشور آزادی است و در آن جز آنکه گاهی بعضی کتابها ممنوعالخروج میشوند، مانعی بر سر راه آزادی بیان وجود ندارد. اما سخن این است که ما را به فرانسه و ایرلند و… چه کار؟ آنها لابد پدرسگ و جاهل اند که آن کارها را میکنند. ما در بارهی وطن خود حرف میزنیم. در وطن ما، شما هرگز پدری را دیدهاید که هم وجود داشته باشد و هم خشن و جاهل باشد؟ شده که با پدری روبهرو شوید که ذرهای دارای بیمنطقی باشد؟ هیچ شنیدهاید که پدری از جنگ و خونریزی خوشش بیاید یا دفاع کرده باشد؟ خوب، اجانب سالهاست که پدران ما را با هم جنگاندهاند. اما حرف ما بر سر پدران خود ماست. اجانب که خیلی بیپدرند.
پس اثبات گردید.