صائمه فتحی
هفتهای که گذشت یکی از پرتنشترین مقاطع در تعاملات بیرونی طالبان پس از بازگشت آنان به قدرت بود؛ هفتهای که سایهی جنگ، ترس و بیاعتمادی بر بعضی مناطق کشور گسترده شد. در حالی که جامعه هنوز از شوک قطع سراسری اینترنت به دستور رهبر طالبان در ماه گذشته بیرون نیامده بود، شعلههای جنگ تازهای در مرزهای شرقی زبانه کشید؛ جنگی که نه به تصمیم و آگاهی مردم بلکه در نتیجه مناسبات پنهان و آشکار طالبان و دوستان ایدئولوژیکشان با پاکستان رقم خورد.
آغاز ماجرا
صبح روز شانزدهم میزان سال روان میلادی، در یکی از مسیرهای منطقهی اورکزی در ایالت خیبر پختونخوا پاکستان، کاروان نظامی ارتش این کشور هدف یک کمین حسابشده و پیچیده قرار گرفت. مهاجمان با انفجار یک بمب کنار جادهای و شلیکهای متوالی از مواضعی از پیش تعیینشده، ستون نظامی را از هم گسستند. این حمله که با دقت تاکتیکی بالا اجرا شد، نشان از توانایی اطلاعاتی و عملیاتی گروههای مخالف دولت بهویژه تحریک طالبان پاکستان داشت؛ گروهی که در سالهای اخیر بارها ضعف امنیتی پاکستان در مناطق مرزی را آشکار کرده است. در نتیجهی این عملیات، 11 نظامی پاکستانی، از جمله دو افسر ارشد کشته شدند. این رویداد بخشی از الگوی رو به افزایش حملات سازمانیافته علیه نیروهای دولتی پاکستان بود که بعد از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان بهطور خیرهکنندهای افزایش یافته است و خشم مقامهای حکومت پاکستان را برانگیخته است.
یک روز بعد آسمان کابل شاهد یک اقدام نظامی بیسابقه از سوی پاکستان بود. ساعت حدود ۱۰ شب به وقت کابل در نهم اکتبر، شرق پایتخت از صدای شکافنده جتها و انفجارهای متوالی لرزید. صدای وحشتناک چندین بمب منفجرشده در این حمله، در تمام نقاط شهر کابل شنیده شد. صدای انفجار به حدی بلند و وحشتناک بود که فردای شب انفجار، همه در مورد حمله حرف میزدند.
انفجار در ناحیهی هشتم، حوالی میدان عبدالحق و مسیر منتهی به جاده جلالآباد، رخ داده بود و شعلههای آن تا فاصلهی زیادی دیده میشد. باشندگان محل از لرزش شدید شیشهها و صدای ممتد هواپیماها خبر دادند. در همان زمان، منابع محلی در خوست و کنر نیز از حملات هوایی مشابه گزارش دادند. ارتش پاکستان ساعاتی بعد اعلام کرد که عملیاتی با هدف نابودی «مخفیگاههای طالبان پاکستانی» انجام شده است؛ اما به حمله به افغانستان اشارهای نکرد.
«پاکستانیها در افغانستان چه کار میکنند؟»
فردای حمله، هنگامی که به محل انفجار در شرق کابل رفتیم، هیچ نشانهای از رویداد شب گذشته باقی نمانده بود. سرکها شسته شده بود و آثار تخریب پاک شده بودند. باشندگان محل با احتیاط حرف میزدند و افراد طالبان حضور سنگینی در محل داشتند. گزارشها میگفتند که چند موتر مورد حمله قرار گرفته است؛ ولی هیچ چیزی قابل تأیید نبود. در عین حال هیچ رسانهی داخلی اجازهی پوشش آزادانهی صحنه را نیافت و خبرنگاران هم در حاشیه نگاه داشته شدند. طالبان در یک بیانیهی کوتاه، بدون ارائهی جزئیات، وقوع انفجارها را تأیید کردند و تنها گفتند: «خیر و خیریت است.» این سکوت سازمانیافته، همراه با پاکسازی کامل آثار حمله، بر ابهام حادثه افزود و پرسشهای جدیتری را دربارهی ماهیت و ابعاد واقعی عملیات پاکستان در قلب کابل مطرح کرد.
همزمان با سکوت رسانهای شدید در پایتخت، بسیاری از رسانههای پاکستانی گزارش دادند که در جریان حملات هوایی نهم اکتبر به کابل، نورولی محسود، رهبر گروه طالبان پاکستانی، هدف قرار گرفته و کشته شده است. این خبر برای بسیاری از باشندگان پایتخت چندان دور از ذهن نبود؛ چرا که از زمان بهقدرترسیدن طالبان در افغانستان، حضور چهرههای خارجی، بهویژه پاکستانیها و چینیها، در کابل و شهرهای بزرگ محسوستر شده است. این حضور، پندار حمله به یک چهرهی برجسته شبهنظامی در داخل پایتخت را به امری قابل باور تبدیل کرده است. یکی از دکانداران که دکانش نزدیک محل انفجار قرار داشت، صبح روز بعد هنگامی که دکان بههمریخته و شیشهشکستهاش را نگاه میکرد با عصبانیت میگفت: «پاکستانیها در افغانستان چه کار میکنند؟ چرا به آنان اجازه داده میشود علیه پاکستان از کابل استفاده کنند؟» این پرسشی است که این روزها نهتنها در کوچه و بازار بلکه در فضای عمومی کابل طنینانداز شده است.
ماجرا اینجا ختم نمیشود
فردای حملهی هوایی پاکستان به کابل، جنگ به مرز افغانستان و پاکستان در دیورند منتقل شد. نیروهای گروه طالبان، در واکنش به آنچه «نقض حاکمیت ملی» خواندهاند، مواضع ارتش پاکستان را هدف آتش سنگین قرار دادند. مناطق مرزی کرم، وزیرستان شمالی و جنوبی و اسپینبولدک اولین صحنههای نبرد مستقیم بودند. این درگیریها نشان داد که بحران تازه وارد مرحلهای فراتر از هشدار و تهدید شده و به یک «جنگ متقابل مرزی» تبدیل گردیده است.
شب یازدهم اکتبر، شدت درگیریها به اوج خود رسید. منابع رسمی طالبان اعلام کردند که در حملات مرزی، ۵۸ سرباز پاکستانی کشته شدهاند. پاکستان نیز مدعی شد بیش از ۲۰۰ جنگجوی طالبان در پاسخ به حملات، از پای درآمدهاند و چندین اردوگاه شبهنظامیان منهدم شده است. در همین راستا، طالبان ادعا کردند که توانستهاند ۲۵ پاسگاه مرزی پاکستان را تصرف کنند. در نتیجه، گذرگاههای تجاری و عبور غیرنظامیان در نقاط مرزی تورخم و چمن کاملا مختل شد.
روز 22 میزان، درگیریها مجددا شعلهور شد. طالبان با حمله به مواضع ارتش پاکستان در منطقهی کرم، آتش متقابل را برانگیختند و ارتش پاکستان نیز با استفاده از سلاحهای سنگین و حملات هوایی پاسخ داد. گزارشها حاکی از تلفات متعدد هر دو طرف و تخریب برخی مواضع بود.
در پسازچاشت روز 23 میزان، انفجاری مهیب در منطقهی تایمنی، پایتخت افغانستان را لرزاند. موج انفجار به حدی بود که پنجرهها در مناطق دورتر نیز شکسته شدند. براساس مشاهدات میدانی، این انفجار در یک خانهی مسکونی رخ داده بود و براساس گزارش رسانهها، منجر به کشتهشدن حداقل پنج نفر و زخمیشدن ۳۵ نفر دیگر شد. این حمله در آستانهی توافق آتشبس ۴۸ ساعته میان طالبان و پاکستان صورت گرفت و به تشدید نگرانیها در مورد امنیت شهروندان انجامید.

مقامهای گروه طالبان ابتدا این آتشسوزی را بهدلیل انفجار یک تانکر نفتی اعلام کردند و از مردم خواستند نگران نباشند. اما این حادثه ناشی از حملهی هوایی بود. این حمله در حالی رخ داد که تنشها میان افغانستان و پاکستان در حال افزایش بود و درگیریهای مرزی جریان داشت.
در حالی که حملهی چند شب پیش در نهم اکتبر به کابل پوشیده و بدون امکان دسترسی رسانهها ماند، در این حمله طالبان اجازه دادند خبرنگاران به محل نزدیک شوند و مردم حاضر در منطقه نیز عکس و فیلم بگیرند. این رفتار از سوی طالبان غیرمعمول است، زیرا طالبان قبلا مانع پوشش رسانهای و ثبت تصاویر در صحنهی عملیاتهای حساس میشدند. اجازه دادن به ثبت تصاویر و دسترسی نسبی رسانهها، نشاندهندهی یک تغییر تاکتیکی در مدیریت رویدادهای امنیتی توسط طالبان بود و پرسشهای جدیدی دربارهی اهداف روانی و سیاسی این اقدام ایجاد کرد؛ گویی طالبان این بار میخواستند مورد تهاجم بودن «افغانستان» را به روایت اصلی روز تبدیل کنند.
در پسازچاشت ۲۳ میزان، آتشبسی ۴۸ ساعته میان طالبان و پاکستان برقرار شد؛ اما تنها دو ساعت پس از پایان آن، ارتش پاکستان حملات تازهای را بر پکتیا آغاز کرد. همزمان، رسانه «Nation» گزارش داد که ارتش پاکستان جمعهشب مواضع گروه حافظ گل بهادر را در نزدیکی وزیرستان شمالی و جنوبی هدف حملات هوایی گسترده قرار داده است. در نتیجه، بیش از ۷۰ جنگجو، از جمله فرماندهان ارشد و بمبگذاران انتحاری، کشته شدهاند. این عملیات پس از موجی از حملات مرزی شبهنظامیان از خاک افغانستان انجام شد.
در حملهی هوایی پاکستان بر ولسوالی ارگون پکتیکا، سه بازیکن کریکت بهنامهای کبیر، صبغتالله و هارون همراه با پنج غیرنظامی دیگر جان باختند و هفت نفر زخمی شدند. این حمله، آتشبس شکننده را عملا بیاعتبار کرد و تنشها را به مرحله تازهای کشاند.
گروه طالبان اما در واکنش به حملهی پاکستان ضدحملهای انجام نداد. سخنگویان این گروه اعلام کردند که به احترام نشست هیأتی مشترک از وزارت دفاع و ادارهی استخبارات طالبان با مقامهای پاکستانی در قطر، عملیات تلافیجویانه موقتا متوقف شده است.
تمدید آتشبس
پس از پایان آتشبس ۴۸ ساعته، این آتشبس دوباره تمدید شد و گفتوگوهای رسمی میان هیأت بلندپایهی طالبان و مقامهای پاکستانی در دوحه، پایتخت قطر آغاز شد؛ مذاکراتی که با میانجیگری قطر و ترکیه انجام گرفت و در نهایت به امضای یک توافقنامهی آتشبس انجامید. هیأت طالبان را محمدیعقوب مجاهد، وزیر دفاع این گروه، و هیأت پاکستانی را خواجه محمد آصف، وزیر دفاع آن کشور، رهبری میکردند. تمرکز اصلی این نشست، کاهش فوری تنشها، ایجاد کانال ارتباطی منظم و یافتن راهکاری برای مهار فعالیت گروههای مسلح ضدپاکستان مستقر در افغانستان خوانده شد. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، اعلام کرد که در این مذاکرات دو طرف توافق کردند هیچ اقدام خصمانهای علیه یکدیگر انجام ندهند و از فعالیت یا حمایت گروههایی که علیه پاکستان دست به عملیات میزنند، جلوگیری کنند. بهگفتهی او، دو طرف بر تعهد به صلح، احترام متقابل و حسن همجواری تأکید کرده و خواستار حل اختلافات از طریق گفتوگو شدند.
محمد اسحاق دار، وزیر خارجهی پاکستان، در پیامی در ایکس از این توافق استقبال کرد و آن را «اولین گام در مسیر درست» خواند. او تأکید کرد که کشورش «مشتاقانه منتظر ایجاد یک مکانیسم نظارتی مشخص و قابل تأیید» است تا تهدیدهای ناشی از خاک افغانستان بهصورت عملی رصد و کنترل شود. قرار است این سازوکار در نشست بعدی که به میزبانی ترکیه در ۲۵ اکتبر برگزار خواهد شد، نهایی شود. وزیر دفاع پاکستان نیز در پی این توافق اعلام کرد که «زنجیرهی تروریسم از افغانستان به خاک پاکستان فورا متوقف خواهد شد». این توافق موقت آتشبس، پس از یک هفته درگیریهای خونین در کابل، پکتیکا و مناطق مرزی دیورند حاصل شده و بهباور ناظران، اگرچه شکننده است، اما میتواند مسیر را برای مذاکرات عمیقتر و ساختارمندتر میان گروه طالبان و پاکستان باز کند.
چرا پاکستان به افغانستان حمله میکند؟
پاکستان در دودههی گذشته حامی اصلی گروه طالبان بود و بعد از فروپاشی دور اول حاکمیت این گروه در افغانستان، با اعطای پناهگاه، آموزش و حمایت لجستیکی، زمینهی بقا و بازگشت به قدرت این گروه در افغانستان را فراهم کرده است. ارتش و نهادهای امنیتی پاکستان از طالبان بهعنوان ابزاری راهبردی برای تأمین منافع خود و مهار نفوذ رقبای منطقهای استفاده میکردند. اما حالا این کشور حملات خود بر خاک افغانستان را در چارچوب منطق امنیتی تعریف میکند.
اسلامآباد در چهار سال گذشته همواره مدعی است که مخالفان مسلح دولت پاکستان، بهویژه تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، از خاک افغانستان بهعنوان پناهگاه و مرکز سازماندهی عملیاتهای مرزی استفاده میکنند. پس از تسلط طالبان بر کابل در آگست ۲۰۲۱، فعالیت این گروهها بهطور چشمگیری افزایش یافته و حملات آنان علیه مواضع نظامی و امنیتی پاکستان ابعاد گستردهتری یافته است. از نگاه اسلامآباد، طالبان بهدلیل پیوندهای ایدئولوژیک و قومی، ارادهی لازم برای اقدام علیه طالبان پاکستانی نشان ندادهاند. از همین رو، پاکستان با استفاده از ابزار نظامی، بهویژه حملات هوایی، در تلاش است آنچه را «خلاء امنیتی در آنسوی دیورند» مینامد، با فشار مستقیم نظامی پر کند و مانع از گسترش تهدید در مناطق مرزی خود شود.
اما فراتر از دلایل امنیتی، تحولات سیاسی اخیر نیز در تشدید رفتار تهاجمی پاکستان نقش تعیینکننده داشته است. سفر اخیر وزیر خارجهی طالبان به هند، خشم شدید اسلامآباد را برانگیخت؛ تا آنجا که مقامهای پاکستانی طالبان را «گروه نیابتی هند» خواندند. نزدیکی طالبان با دهلی نو برای پاکستان به منزلهی شکستهشدن یکی از معادلات سنتی قدرت در منطقه است، زیرا اسلامآباد طی سالها طالبان را ابزاری برای تأمین منافع استراتژیک خود در برابر نفوذ هند در افغانستان میدانست. اکنون این معادله در حال وارونه شدن است و همین تغییر، پاکستان را به استفاده از قدرت سخت برای حفظ جایگاه سنتیاش سوق داده است. به این ترتیب، حملات اخیر را میتوان بخشی از یک رقابت راهبردی گستردهتر میان اسلامآباد، کابل و دهلی نو دانست؛ رقابتی که میتواند افغانستان را به صحنهی تقابل مستقیم منافع منطقهای بدل سازد.
بااینحال، طالبان ادعاهای پاکستان را رد میکنند و میگویند که به هیچ گروهی اجازه نمیدهند از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده کند. مقامهای طالبان بارها مقامهای پاکستانی را به ناکامی در تأمین امنیت آن کشور متهم کردهاند و گفتهاند که آنان ناکامی خود را به گردن این گروه میاندازند. سال گذشته وزارت دفاع حکومت طالبان در واکنش به اظهارات سخنگوی ارتش پاکستان در مورد حضور و فعالیت طالبان پاکستانی در خاک افغانستان، اعلام کرد که داعش از خاک پاکستان وارد افغانستان میشود.
شهرکهای خالی از تیتیپی
در جریان جنگ مرزی هفتهی گذشته، قمر چیما، تحلیلگر مسائل دفاعی پاکستان و نزدیک به حکومت این کشور، در گفتوگو با بیبیسی فارسی اظهار داشت که در چند سال گذشته کشورهای خلیج فارس، بهویژه قطر و امارات متحده عربی، به طالبان کمکهای مالی ارائه کردهاند تا این گروه شبهنظامیان تحریک طالبان پاکستان را از مناطق مرزی به داخل خاک افغانستان منتقل کرده و آنان را دور از مرزهای پاکستان مستقر کنند. بااینحال و بهگفتهی چیما، طالبان تا کنون به این درخواست عمل نکردهاند و عملا گروههای مسلح پاکستانی همچنان در نزدیکی مرز حضور دارند و تهدید علیه خاک پاکستان پابرجا است. بهباور این تحلیلگر، این ناتوانی یا عدم تمایل طالبان در اجرای این تعهد، یکی از عوامل اصلی تشدید تنشها و حملات مرزی اخیر میان دو کشور بوده است.
مشاهدات میدانی نیز سخنان آقای قمر چیما را تأیید میکند. بهطور نمونه، طالبان در ولایت غزنی چندین شهرک با خانههای مجهز ساختهاند که قرار بوده محل استقرار گروههای مخالف پاکستان باشد. بااینحال، طبق گفتوگو با باشندگان اطراف این شهرکها، «حضور این افراد در شهرکهای تازهساختهشده بسیار کوتاه بوده و بهطور ناگهانی ناپدید شدهاند.» هماکنون این شهرکها خالی اند و به نظر میرسد طالبان نتوانستهاند گروههای شبهنظامی پاکستانی را بنا به دلایلی راضی کرده و آنان را به استقرار دائمی در داخل خاک افغانستان، دورتر از مرز دیورند متقاعد سازند.
امنیت طالبانی
طالبان از زمان به قدرت رسیدن مجدد، یکی از روایتهای اصلی خود را بر امنیت و آرامش افغانستان بنا کرده بودند، اما هفتهی گذشته این روایت بهطور جدی زیر سؤال رفت؛ بهویژه پس از آغاز کارزار ضدپاکستانی توسط مقامهای این گروه. مهاجر فراهی، معین وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، در اظهاراتی صریح مذاکرات جاری با پاکستان در دوحه را فرصتی برای «پیروزی بر ارتشی که به نیابت از امریکا میجنگد» خواند و پاکستان را «رژیم نظامی» توصیف کرد.
همزمان، نبی عمری، معین وزارت داخلهی طالبان، با اشاره به درگیریهای اخیر و اختلافات گذشته بر سر تحریک طالبان پاکستان، ابراز امیدواری کرد که این تنشها زمینهی «بازپسگیری» سرزمینهای آنسوی دیورند را فراهم کند. او تأکید کرد که تحریک طالبان پاکستان نه در زمان حاکمیت طالبان به افغانستان آمده و نه مورد حمایت این گروه است. او ناکامی گفتوگوهای پیشین میان طالبان و دولت پاکستان را ناشی از مخالفت برخی چهرههای اسلامآباد خواند که نمیخواستند جایگاهشان تضعیف شود. این اظهارات نشان میداد که روایت امنیت و آرامش طالبان در کشور، در برابر سیاستهای تهاجمی و تنشزا با پاکستان بهشدت تحت فشار قرار گرفته است و بوی منازعات بیشتر در آینده به مشام میرسد.
در حالی که طالبان آتشبس را امضا کرده و تعهد دادهاند که از گروههای مخالف دولت پاکستان حمایت نکنند، اسلامآباد صراحتا اعلام کرده است که «دیگر صبر ندارد». خواجه محمد آصف، وزیر دفاع پاکستان، در پیامی تند علیه طالبان گفت که سفرهای مکرر مقامهای پاکستانی به کابل و صدها نشست مشترک مرزی، از جمله ۸۳۶ یادداشت اعتراضی، نتوانسته طالبان را متقاعد کند تا مانع حملات و نفوذ شبهنظامیان از خاک افغانستان شود.
آصف تأکید کرد که از این پس، هیچ هیأتی از پاکستان به کابل نخواهد رفت و «پناهگاههای تروریسم بهای سنگینی خواهند پرداخت». او با یادآوری تلاشهای چهار سال گذشته که شامل سفرهای متعدد وزیر خارجه، وزیر دفاع، رییس استخبارات و نمایندهی ویژه پاکستان و برگزاری صدها نشست مرزی و کمیته هماهنگی بود، گفت که این همه تلاش نتیجهای نداشته و طی این مدت ۱۰ هزار و ۳۴۷ حملهی تروریستی در خاک پاکستان رخ داده است. وزیر دفاع پاکستان طالبان را «گروه نیابتی هند» خواند و افزود که این جنگ تروریستی توسط ترکیبی از دهلی نو، افغانستان و تحریک طالبان پاکستان بر اسلامآباد تحمیل شده است.
آصف تصریح کرد: «حاکمان کابل که امروز در آغوش هند نشسته و علیه پاکستان توطئه میکنند، دیروز در پناه ما بودند و در خاک ما پنهان میشدند.»
آنچه در هفتهی گذشته دیدیم، نشان از وضعیت شکننده و بحرانی میان طالبان و پاکستان دارد. به نظر میرسد پس از امضای آتشبس، هر حمله یا تنش در خاک پاکستان، بهایش را باز هم ابتدا باشندگان مناطق مرزی افغانستان در جنوب و شرق و سپس شهروندان دیگر این کشور، بهدلیل ضعف مطلق طالبان در کنترل فضای هوایی، خواهند پرداخت. زیرا طالبان نه توانایی کنترل کامل گروههای مخالف پاکستان را دارند و نه تمایل عملی برای انجام این کار را نشان دادهاند. در طول چهار سال گذشته، این ناکامی مکررا آشکار شده است و شواهد نشان میدهد که طالبان همچنان روابط عمیق و پیچیدهای خود با این گروهها را حفظ کردهاند.
تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و طالبان افغانستان در جریان سقوط حکومت جمهوری دوشادوش یکدیگر علیه حکومت وقت جنگیدند و اکنون نیز پیوندهای ایدئولوژیک و نظامیشان برقرار است. این واقعیت، شکاف میان وعدههای آتشبس و توان عملیاتی واقعی طالبان را روشن میسازد و این پرسش را به میان میآورد که مردم عادی افغانستان در بازیهای ژئوپلیتیکی و مناسبات پنهان قدرت در کجا قرار دارند.