خالد محمدی
اعدام علنی یک متهم در ولایت خوست از سوی طالبان هزاران تماشاگر را به میدان نمایش اعدام کشاند. دفتر والی طالبان در خوست اعلام کرد که روز سه شنبه، یازدهم قوس، حدود ۸۰ هزار نفر برای تماشای صحنهی اعدام در استدیوم ورزشی این ولایت جمع شده بودند. مستغفر گربز، سخنگوی والی طالبان، نوشته است که فردی به نام «منگل» که متهم به ارتکاب قتل اعضای یک خانواده بود، با شلیک یکی از بستگان افراد مقتول قصاص شده است. او گفت که دو پسر منگل (فردی که به اتهام قتل عمد در ملاء عام اعدام شد) نیز به اعدام محکوم شدهاند، اما به دلیل حضور برخی از وارثان مقتولان در خارج از کشور، اجرای حکم آنان تا زمان حضور وارثان معطل مانده است.
مستغفر گربز در حساب ایکس خود نوشته است که این مرد و پسرانش حدود ده ماه پیش، ۱۳ عضو یک خانواده را در روستای «بوخانه» ولسوالی «علیشیر» خوست به صورت «وحشیانه و مرموز» به قتل رسانده بودند. این رویداد دوازدهمین مورد اعدام رسمی افراد در افغانستان تحت حاکمیت طالبان و به دستور ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، به شمار میرود. به نظر میرسد که طالبان (با اعلام این رویداد) در پی آن بودند که تعداد زیادی از مردم به تماشای اعدام حاضر شوند. برای طالبان این فرصتی بود که از یک سو حمایت عمومی از حکم اعدام را نمایش بدهند و از سویی دیگر اجرای خشونتبار احکام مذهبی خود را به عنوان بخشی از فرهنگ نرمال افغانستان تحکیم کنند.
ریچارد بنت، گزارشگر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور افغانستان، در واکنش به جرای این حکم قصاص طالبان نوشت: «اعدام علنی مردی در استادیوم ورزشی خوست، که طبق گزارشها توسط یک پسر ۱۳ ساله انجام شد و هزاران نفر، از جمله کودکان خردسال، شاهد آن بودند؛ نقض فاحش حقوق و کرامت انسانی است و با قوانین اسلامی ناسازگار است.»
اشتیاق به قصاص
حضور چنین جمعیتی در مراسم اعدام در افغانستان بیسابقه است. برخی برای دیدن لحظهی اجرای حکم حتی بر فراز درختان بالا رفته بودند. ویدیوها و عکسهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر شدند نشان میدهند که شمار زیادی از مردم خود را به محل اجرای حکم رسانده بودند تا روند شلیک به فرد متهم را تماشا کنند. هرچند برخی کشورهای دیگر نیز در قوانین شان حکم اعدام دارند، این احکام معمولا در ملاء عام اجرا نمیشوند. طالبان آنچه را «تامین عدالت» و اجرای «حدود شرعی» میخوانند، توسط قاضیانی اجرا میکنند که خود طی دو دههی نظام جمهوری، حملات انفجاری، انتحاری، مسلحانه و عملیاتهای گروگانگیری علیه اهداف نظامی و غیرنظامی انجام دادهاند.

طالبان میگویند که حکم قصاص به دستور ملا هبتالله آخوندزاده و پس از بررسی سهمرحلهای محاکم شان صادر میشود و حضور دهها هزار نفری مردم را تاییدی بر هم سویی جامعه با دیدگاههای افراطی شان تعبیر میکنند. به نظر میرسد که کارزار تبلیغاتی طالبان طی چهار سال گذشته بیتاثیر نبوده و آنان موفق شدهاند بخش قابل توجهی از مردم را به سمت دیدگاه تندروانهی خود سوق دهند. طالبان هیچ محدودیتی برای حضور مردم در مراسم اعدام تعیین نکرده بودند: از کودک خردسال تا بزرگسال در این مراسم حضور داشتند. تنها ممنوعیت طالبان، ضبط ویدیو و عکس از جریان اجرای حکم بود. به دلیل همین دستور و ترس از طالبان، تا کنون هیچ ویدیو یا عکسی از لحظهی شلیک منتشر نشده است. بسیاری از ناظران معتقداند که تماشای چنین اعدامهایی به ویژه زمانی که توسط خانوادهی قربانی و با شلیک مستقیم گلوله انجام میشود، میتواند پیامدهای روانی سنگینی برای افراد، به خصوص نوجوانان و کودکان، به جا بگذارد؛ صحنههایی که ممکن است در ذهن آنان ثبت شود و به کابوس، اضطراب و اختلالات روانی منجر شود.
در دوران روم باستان، پادشاهان هم برای تحکیم سلطهی خود و هم برای مصروف نگه داشتن مردم، در مکانی به نام “کولوسئوم” بازیهای گلادیاتوری برگزار میکردند یا محکومان به اعدام را به جان همدیگر میانداختند؛ رویدادهایی غالبا همراه با خشونت شدید و جرح و قتل که مردم برای دیدن آن صف میکشیدند. طالبان نیز این روزها با همان روش مردم را به تماشای اعدام و شلاق زدن دعوت میکنند. شرکت گستردهی مردم در این صحنهها به طالبان امکان میدهد چنین وانمود کنند که جامعهی افغانستان از سیاستهای آنان حمایت میکند.

عدالت طالبانی
در حالی که بسیاری از مردم حاضر در این تجمعات به پیامدهای چنین خشونتهایی و رسمیت یافتنشان به عنوان یک روش نرمال نمیاندیشند، این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا در دستگاه عدلی و قضایی طالبان امکان تأمین عدالت واقعی وجود دارد؟ طالبان از «تطبیق شریعت» سخن میگویند، اما هیچ قانون مدون، مشخص و شفافی برای اجرای حکم اعدام منتشر نکردهاند. در حکومت طالبان تنها ملا هبتالله آخوندزاده است که میتواند هر زمان اراده کند، حکم اعدام صادر نماید؛ در حالی که نه امضا، نه مهر و نه سند رسمی از او منتشر میشود. تنها یک عکس منسوب به او وجود دارد و تاکنون هیچ گاه در ملاء عام دیده نشده است. طالبان چند نوار صوتی را نیز به او نسبت دادهاند، اما حضور فیزیکی او همچنان در هالهای از ابهام است و حتی دربارهی زنده بودن او نیز تردیدهایی مطرح میشود. با این وجود، همین فرد ناشناس که پنهانی زندگی میکند، احکام اعدام و قصاص صادر میکند و آن را ابزاری برای کاهش جرم معرفی مینماید.
با توجه به استقبال گستردهی مردم (حداقل در خوست) از این مراسم، احتمال میرود که طالبان با «اعتماد به نفس» بیشتری اجرای احکام علنی را ادامه دهند و مراسم اعدام بیشتری را برگزار کنند؛ در حالی که هیچ تضمینی برای تامین عدالت وجود ندارد- هرچند برگزاری چنین نمایشهایی کارکردی سیاسی برای تثبیت قدرت طالبان دارد. آنچه در خوست رخ داد، نهتنها پرسشهای جدی درباره شیوهی اجرای عدالت توسط طالبان بلکه همچنان نگرانیهای زیادی در بارهی فرهنگ عمومی افغانستان و آمادگی آن برای پذیرش و پرورش خشونت برانگیخته است.