حمله دیروز بر مجلس نمایندگان، پرسشهای زیادی خلق کرده است. از جمله: با وجود اینکه نهادهای امنیتی مطلع بودند و پارلمان بارها هشدار دریافت کرده بود، چرا این حمله انجام شد و چرا نیروهای کشفی و استخباراتی ما نتوانستند که این تروریستان را پی گیری و دستگیر نمایند؟ چرا طالبان میدانستند که معصوم استانکزی نامزد وزیر وزارت دفاع به مجلس میآید؟ و مهمتر از همه آیا هنوز دنبال صلح با تروریستانیم؟
در چند ماه گذشته، نیروهای طالبان توانستند خود را به قندوز برسانند. قندوز ولایتی است که برای طالبان از زمان زمامداریشان تا هنوز حیاتی و استراتژیک بوده است. این ولایت زمینهی قدرتمندی برای طالبان به شمار میآید که میتواند پناهگاه و سنگر محکمی برای طالبان باشد. حالا طالبان دو ولسوالی این ولایت را در اختیار دارند. احتمال تصرف مناطق بیشتر در ولایت قندوز وجود دارد و بیم آن میرود که طالبان با استفاده از حمایتی که در قندوز برای شان وجود دارد، به ولایات همجوار قندوز حملهور شوند و مناطق بیشتری را تصرف کنند.
بدخشان، سرپل، تخار، بغلان و چند ولایت شمالی دیگر، هر روز دامنه ناامنیهایش گسترده میشود و مردم از قدرتمند شدن تروریستان بیشتر میترسند. جنوب نیز روزگار بهتری ندارد، هلمند و قندهار و زابل، وضعیت نگران کنندهی دارد و هر روز دست کم چند درگیری میان نیروهای امنیتی و طالبان صورت میگیرد.
در شماری از مناطق زمزمه آموزش و تجهیز نیروهای وابسته به داعش هر روز بلند تر میشود. زابل، بادغیس، فراه، جلال آباد و کنر از جمله ولایاتی است که حضور نیروهای وابسته به گروه داعش در آنها مشاهده شده است و منابع امنیتی تأیید کرده اند که در شماری از این ولایات نیروهای داعش محلات کوچکی برای آموزش نیروهای شان در اختیار دارند.
با این وضعیت، حکومت افغانستان هنوز در پی تخصیص منابع و امکانات دولتی در راستای صلح است. هر هفته یک هیئت رسمی دولتی به یکی از کشورهای خارجی سفر میکنند و در کنفرانسها و گفتوگوهای مربوط به صلح اشتراک میکنند. در کنارش، دید وبازدیدهای محرم میان نمایندگان حکومت، پاکستانیها و شماری از کشورهای دیگر جریان دارد. حکومت هنوز بدین باور است که پاکستانیها میتوانند و میخواهند طالبان را به گفتوگوهای صلح متقاعد کنند و وادار کنند که با حکومت افغانستان صلح کند.
اما واقعیت موجود چیزی دیگری است. جنگ گسترده با نیروهای امنیتی از جنوب تا شمال، از شرق تا شماری از مناطق غربی، و تلاش روز افزون طالبان برای کنترول جغرافیای بیشتر، نشاندهنده این است که آنها صلح نخواهند کرد. در چنین وضعیتی که طالبان عملاً روزانه در دهها نقطه جغرافیایی متفاوت با نیروهای امنیتی میجنگد، امیدواری به صلح و گفتوگوهای صلح، یک آرزوی شریف، اما دست نیافتنی و غیرمنطقی است.
بزرگترین امیدواری حکومت افغانستان در راستای گفتوگوهای صلح، ارتش و سازمان استخباراتی پاکستان است. سازمانی که اثبات کرده است، هیچ گاهی با مقامات افغانستان رو راست و صادق نبوده اند و هیچ گاهی برای امنیت افغانستان تلاش نخواهند کرد. پاکستانیها ضمن اینکه قابل اعتماد نیستند، شواهدی نشان میدهد که طالبان پس از تحولات در روابط افغانستان و پاکستان، به روابط شان با سازمان استخباراتی و نهادهای حکومتی پاکستان تجدید نظر کرده اند. منابعی از حکومت وحدت ملی میگویند که طالبان گفته اند: اگر با حکومت مقتدر کرزی صلح نکردیم، با حکومت ضعیف اشرف غنی هرگز صلح نخواهیم کرد.
در چنین وضعیتی منتظر ماندن برای صلحی که میسر نیست، مقامات حکومت وحدت ملی اشتباهات بزرگتری را مرتکب میشوند. این اشتباهات ممکن است باعث سقوط شماری از ولایت افغانستان شود. طالبان جنگ را ادامه خواهند داد. پاکستان چه همکاری کند یا بدکاری، ما با جنگ و تروریست و خشونت روبرویم. این جنگ حالا دامنهاش گستردهتر از کشوری به نام پاکستان شده است. پس چه بهتر که قبول کنیم ما باید بجنگیم. حکومت افغانستان فقط تا هنوز نپذیرفته است که جنگ با طالبان بی برگشت و اجتناب ناپذیر است. پذیرفتن چنین واقعیتی حکومت افغانستان را از گذشته نجات خواهد داد و مقامات حکومت را وادار خواهد کرد که برای جنگ برنامه ریزی کند.
تا ما قبول نکردهایم که صلح به بن بست رسیده است، ما نمیتوانیم بپذیریم که جنگ با طالبان قطعی و یگانه راه حل است. به نظر میرسد، حکومت باید بپذیرد که طالبان فقط با جنگ نابود تضعیف میشود و نابود. حکومت اگر بپذیرد که با طالبان باید بجنگد، مطمئناً مردم افغانستان نیز با طالبان خواهند جنگید. و در جنگی که حکومت و مردم افغانستان طرف جنگ باشد، ما پیروز خواهیم شد. اما چالش اصلی اینجاست که حالا نه دولت جنگ جدی میکند و نه مردم امکانات جنگ را دارند. در چنین وضعیتی بعید نیست طالبان بیش از تصور ما مناطق و منابع را که ما در اختیار داریم از ما بگیرند و در اختیار خود قرار دهند.
از این رو فصل تأمل و تجدید نظر در رویارویی با طالبان و جنگ فرارسیده است. حکومت باید بپذیرد که با طالبان باید بجنگد. و این جنگ باید با مردم شریک و هماهنگ شود. اگر به چنین نتیجهی حالا نرسیم، شش ماه بعد دیر خواهد شد.