تضعیف دالر از افغانستان تا جهان؛ چه بر سر دالر آمده است؟

آذر

نرخ دالر در افغانستان در چند روز اخیر به ۶۳ افغانی کاهش یافته است؛ به پایین‌ترین نرخ در بیش از ۱۰ سال گذشته. در سال ۲۰۱۶، نرخ دالر امریکایی در برابر پول افغانستان ۶۶ افغانی بود.

بانک مرکزی افغانستان در روزهای اخیر دالر وارد بازار نکرده است. این نشان می‌دهد که بانک مرکزی دست‌کم در این نوسان نقش نداشته است. خبری از کمک‌های بشردوستانه‌ی سازمان ملل متحد که به‌صورت دالر وارد افغانستان می‌شود نیز نیست؛ یعنی مانند گذشته، سخنی از مبالغ علنی/رسانه‌ای‌شده و در قالب بسته‌های ۴۰ میلیون دالری و ۳۲ میلیون دالری هفته‌وار نیست؛ اما هنوز هم کمک‌های بشردوستانه ادامه دارد. ولی آن‌طور که سازمان ملل می‌گوید، این کمک‌ها به‌شدت کاهش یافته‌اند.

کسری تجاری افغانستان که بر نرخ دالر تأثیر دارد، هم بهبود نیافته است؛ هنوز از حدود ۱۳ میلیارد دالر تجارت افغانستان، تنها حدود دو میلیارد آن صادرات و ۱۱ میلیارد دیگر واردات است.

نرخ دالر برای افغانستان از این لحاظ مهم است که این کشور به‌شدت وابسته به واردات است و این واردات با دالر انجام می‌شود، در حالی که مصرف‌کننده‌ی نهایی، کالا را با پول افغانی می‌خرد. در این حالت، نرخ دالر و نرخ کالا با یک‌دیگر رابطه‌ی مستقیم دارد؛ دالر گران‌تر و کالای گران‌تر.

مثلا اگر یک کیسه برنج با قیمت ۱۰۰ دالر وارد شود و اگر نرخ یک دالر ۷۵ افغانی باشد، این کیسه برنج برای مصرف‌کننده هفت هزار و ۵۰۰ افغانی تمام می‌شود. اما اگر نرخ فعلی در این چند روز را در نظر بگیریم، همین کیسه برنج ۱۰۰ دالری برای مصرف‌کنندگان نهایی کمابیش در حدود شش هزار و ۳۰۰ افغانی تمام می‌شود.

البته باید یادآور شد که در شرایط فعلی افغانستان که فقر و گرسنگی در آن فراگیر است، قدرت خرید مردم از عوامل گوناگون اقتصادی (به‌ویژه بیکاری) متأثر می‌شود و تنها وابسته به نرخ دالر نیست. همچنین هم‌اکنون افغانستان به‌دلیل انسداد مرزهای پاکستان در تأمین کالا با مشکل مواجه شده و این امر باعث گرانی برخی مواد غذایی و دارو شده است.

حالا چه بر سر دالر آمده است؟

به‌ نظر می‌رسد که نوسان اخیر دالر در افغانستان ناشی از کاهش ارزش دالر و افزایش بهای طلا در بازارهای جهانی است.

دالر امریکا از دودهه به این‌طرف سیر نزولی داشته است، علی‌رغم این‌که همچنان بر تراکنش‌ها و ذخایر ارزی جهان مسلط است.

براساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول که در مارچ ۲۰۲۵ نشر شد، از ۱۲ تریلیون دالر ذخایر ارزی جهان، بیش از ۵۷ درصد این ذخایر خود دالر است، در حالی که این درصد در ابتدای دهه‌ی ۲۰۰۰ بیش از ۷۱ درصد بود. این نشان‌دهنده‌ی کاهش اعتماد به دالر است، اما دلیل آن چیست؟

۱- تأثیر سیاست‌های امریکا بر دالر

همان‌طور که اشاره شد، بی‌اعتمادی به دالر از مدت‌ها قبل کلید خورده است. آنچه استفاده‌ی ابزاری دولت امریکا از دالر گفته می‌شود و تحریم‌های ایالات متحده علیه کشورها، دلیل این بی‌اعتمادی دانسته می‌شود.

برخی کشورها، از جمله روسیه و چین، به‌دنبال حذف دالر از معاملات تجاری خود هستند. بلوک اقتصادی بریکس که روسیه و چین نیز اعضای آن هستند، استفاده از ارزهای ملی اعضایش را در مبادلات داخلی افزایش داده است و در حال بررسی یک ارز مشترک است.

در حال حاضر تحلیل‌گران یکی از عوامل افت دالر را نگرانی بازارها از سیاست‌های دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا، می‌دانند؛ از جمله تعرفه‌های تجاری و دخالت در نرخ بهره از سوی بانک مرکزی امریکا. این وضعیت باعث می‌شود سرمایه‌گذاری در امریکا، از جمله خرید اوراق قرضه، جذابیت خود را از دست بدهد و در نهایت سرمایه‌گذاران محتاطانه عمل کنند.

خبرگزاری بلومبرگ به‌تازگی به‌ نقل از افراد آگاه گزارش داده است که نهادهای نظارتی چین به مؤسسات مالی توصیه کرده‌اند که به‌دلیل نگرانی در مورد ریسک تمرکز و نوسانات بازار، دارایی‌های خود در خزانه‌داری ایالات متحده را محدود کنند.

به‌نوشته‌ی بلومبرگ، مقام‌های چین از بانک‌ها خواستند که خرید اوراق قرضه‌ی دولتی ایالات متحده را محدود کنند و به کسانی که در معرض ریسک بالایی هستند دستور دادند که موقعیت‌های خود را کاهش دهند، اگرچه این توصیه شامل دارایی‌های دولتی نمی‌شود.

پیش‌تر گزارش شده بود که صندوق‌های بازنشستگی در آمستردام هالند و دانمارک در حال کاهش دارایی‌های خود در قالب اوراق قرضه در امریکا هستند.

۲- کاهش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو

دولت ترامپ بر کاهش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو، بانک مرکزی امریکا، تأکید دارد. او بارها از رییس بانک مرکزی به‌خاطر عدم کاهش نرخ بهره انتقاد کرده است.

ترامپ اکنون فردی را برای ریاست بانک مرکزی امریکا پیشنهاد کرده که ممکن است درخواست او برای کاهش نرخ بهره را عملی کند. وقتی نرخ بهره در امریکا پایین می‌آید، بازدهی اوراق در امریکا کاهش می‌یابد و سرمایه‌گذاران به‌دنبال کشورهایی با نرخ بهره‌ی بالاتر می‌روند. همچنین این روند، عرضه‌ی دالر در بازار را افزایش می‌دهد و ارزش آن را پایین می‌آورد.

در حالی که امریکا به‌دنبال کاهش نرخ بهره است، بازده اوراق قرضه در جاپان به بلندترین سطح در دودهه‌ی اخیر رسیده است. این نرخ در فبروری به ۲.۲۳ درصد افزایش یافته است. این‌چنین بازدهی و سایر فرصت‌های سرمایه‌گذاری در خارج از امریکا باعث شده که سرمایه‌گذاران از بازار امریکا فاصله بگیرند.

۳-  ترامپ دالر ضعیف می‌خواهد

گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که شاید دولت ترامپ دالر ضعیف را می‌خواهد. ترامپ در ماه جولای گفت: «شایدخوب به نظر نرسد، امابا دالرضعیف خیلی بیشتر پول در می‌آورید… تا با دالر قوی.» او علاوه کرد: «بنابراین، وقتی دالر قوی داریم، یک اتفاق می‌افتد: به نظر خوب می‌رسد. اما شما گردشگری ندارید. شما نمی‌توانید تراکتور بفروشید، نمی‌توانید کامیون بفروشید، نمی توانید چیزی بفروشید.»

به‌باور تحلیل‌گران، استدلال مقام‌های دولت ترامپ این است که دالر قوی باعث می‌شود کالاهای تولیدی امریکا برای خریداران خارجی گران تمام شود و این امر از یک جانب باعث کاهش صادرات امریکا می‌شود و از جانب دیگر تولیدکنندگان امریکایی را ترغیب می‌کند که خط تولید در خارج از امریکا ایجاد کنند و این کار به کاهش مشاغل در امریکا منجر می‌شود.

اما با تضعیف دالر، کالاهای امریکایی برای خریداران خارجی ارزان‌تر تمام می‌شود و در نتیجه صادرات امریکا افزایش خواهد یافت و از جانب دیگر، با کاهش ارزش دالر، کالاهای وارداتی به امریکا گران‌تر می‌شوند و به نفع صنعت امریکا است؛ در واقع همان چیزی است که دونالد ترامپ از طریق وضع تعرفه بر کالاهای خارجی دنبال می‌کند.

این گمانه‌زنی، یعنی تضعیف عمدی ارزش دالر از سوی دولت ترامپ، باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران به‌دنبال حفظ ارزش سرمایه‌ی خود باشند. به همین دلیل است که هم‌زمان با کاهش ارزش دالر، ارزش طلا به‌عنوان گزینه‌ی امن‌تر و جایگزین برای حفظ سرمایه، دو برابر شده است.

در افغانستان هم کسانی که دالر داشتند و علاقه‌مند این ارز بودند، به‌ویژه صرافان، در مواردی از دالر فاصله گرفته و به ذخیره‌ی طلا رو آورده‌اند. حتا بانک مرکزی اخیرا تذکر داده است که خریدوفروش و نگهداری طلا و نقره توسط صرافی‌ها ممنوع است.

اما در افغانستان، در کنار وضعیت فعلی دالر در جهان، عوامل دیگر نیز در کاهش ارزش دالر امریکا در برابر پول افغانی نقش دارد. در حالی که طالبان همواره ثبات ارزی یا «بالا بودن» نرخ افغانی را محصول سیاست‌های اقتصادی و مالی کارآمد خود جلوه می‌دهند، اما عوامل مؤثر در این زمینه ارتباطی با سیاست‌های طالبان ندارد.

۱. کمک‌های نقدی بشردوستانه

پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ و وضع تحریم‌های مالی و بانکی بر افغانستان و توقف کمک‌های خارجی به این کشور، نرخ دالر در برابر افغانی به‌گونه‌ی بی‌سابقه افزایش یافت و یک دالر تا ۱۲۰ افغانی رسید.

با از سرگیری کمک‌های بشردوستانه، به‌دلیل تحریم‌ها، سازمان ملل کمک‌ها را در قالب بسته‌های نقدی ۴۰ میلیون دالری و ۳۲ میلیون دالری وارد افغانستان کرد.

براساس آمار گردآوری‌شده توسط روزنامه اطلاعات روز، تا ماه می ۲۰۲۳ میلادی ۳۰ بسته‌ی ۴۰ میلیون دالری و بیش از ۳۰ بسته‌ی ۳۲ میلیون دالری به افغانستان رسیده بود. مجموع این بسته‌ها به بیش از دو میلیارد و ۱۵۳ میلیون دالر می‌رسید. پس از می ۲۰۲۳، بانک مرکزی افغانستان و سازمان ملل از ورود بسته‌های نقدی دالر خبری منتشر نکرده‌اند.

اما مجموع کمک‌های ارائه‌شده به افغانستان بیشتر از این آمار است. براساس گزارش بازرس ویژه‌ی امریکا در امور بازسازی افغانستان (سیگار) که در ماه دسامبر ۲۰۲۵ نشر شد، تنها امریکا پس از تسلط دوباره‌ی طالبان بر افغانستان، ۳.۸ میلیارد دالر به این کشور کمک کرده است.

با ورود کمک‌های نقدی، نرخ دالر در برابر افغانی نزولی شد. این کمک‌ها به اندازه‌ای بر نرخ دالر در برابر افغانی مؤثر بود که پس از روی‌کارآمدن دونالد ترامپ در ۲۰۲۵ و اعلام قطع کمک‌ها، دالر در برابر افغانی دوباره افزایش یافت؛ اما پس از تزریق دالر از سوی بانک مرکزی افغانستان، دالر از اواسط ۲۰۲۵ دوباره کاهشی شد.

اگرچه در این اواخر بانک مرکزی و سازمان ملل متحد درباره‌ی ورود کمک‌های نقدی چیزی نمی‌گویند، کمک‌ها به افغانستان ادامه دارد. با توجه به ادامه‌ی تحریم‌های مالی و بانکی افغانستان، به‌ نظر می‌رسد سازمان ملل همچنان کمک‌ها را به‌صورت نقد وارد افغانستان می‌کند.

۲. کمبود نقدینگی پول افغانی

پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان با یک بحران جدی نقدینگی مواجه شده بود. بانک مرکزی افغانستان خالی بود و بانک‌های خصوصی توانایی پرداخت سپرده‌های مشتریان‌شان را نداشتند. این وضعیت ظاهرا در این چهار سال اخیر رو به بهبود بوده و اکنون محدودیت‌ها در برداشت پول از بانک‌ها کاهش یافته است؛ اما کسری نقدینگی و عوامل آن همچنان پابرجا است.

یکی از عوامل این بحران، نبود پرداخت‌های الکترونیک و فرسودگی زودهنگام اسکناس‌های پول افغانی است. بانک مرکزی افغانستان سالانه میلیاردها افغانی پول کهنه را جمع‌آوری و می‌سوزاند. این وضعیت هم‌زمان با محدودیت در چاپ پول، باعث بحران نقدینگی می‌شود. در نهایت این بحران یکی از عوامل حفظ ارزش پول افغانستان در برابر دالر دانسته می‌شود. وقتی که پول افغانی در بازار کم باشد، ارزش آن بیشتر است.

نقدینگی حتا بر نرخ یورو هم تأثیر گذاشته است. هم‌زمان با دالر، یورو نیز در افغانستان نزولی است. روز چهارشنبه، یک یورو ۷۳ افغانی معامله شده است، در حالی که یک هفته قبل ۷۵ افغانی بود.

۳. بازگشت مهاجران

در این دو سال اخیر بیش از چهار میلیون مهاجر از ایران و پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند. این مهاجران در بازگشت خود هم ارز وارد افغانستان می‌کنند و هم باعث شده‌اند که بحران نقدینگی افغانی بیشتر شود. مثلا اگر پیش از بازگشت مهاجران ۳۰ میلیون نفر پول افغانی می‌خواستند، حالا ۳۴ میلیون نفر پول افغانی می‌خواهند، در حالی که پول افغانی همچنان کم است.

۴. محدودیت بر خروج ارز و گردش ارزهای خارجی

بخشی از ارز افغانستان با خروج و سفر شهروندان از کشور خارج می‌شود، به‌ویژه به مقصد ایران و پاکستان، در قالب هزینه‌ی ویزا، هزینه‌ی سفر، هزینه‌ی درمان و انتقال عمدی؛ همان‌طور که قاچاق دالر از افغانستان به ایران همواره مطرح بوده است.

ایران پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، ویزای خود را برای شهروندان افغانستان متوقف کرده است. در حالی که در گذشته آن‌طور که مقام‌های ایرانی اعلام کرده بودند، روزانه چهار هزار نفر از شهروندان افغانستان با ویزا وارد ایران می‌شدند. همین‌طور هزینه‌ی ویزای پاکستان هم بسیار سنگین است و مانع سفر شهروندان افغانستان می‌شود.

در کنار این، اداره‌ی طالبان هم انتقال دالر به خارج را محدود کرده است. انتقال بیشتر از ۵۰۰ دالر از مرزهای زمینی و بیشتر از پنج هزار دالر از طریق میدان‌های هوایی مجاز نیست.

همچنین طالبان گردش ارزهای خارجی در معاملات را ممنوع کرده‌اند. در گذشته در ولایت‌های هم‌مرز با ایران در غرب از تومان استفاده می‌شد و در جنوب و شرق در ولایت‌های مرزی با پاکستان، کلدار پاکستان در گردش بود. اگرچه حکومت پیشین افغانستان در تلاش محدودیت بر گردش اسعار خارجی در بازارها بود، اما به‌ نظر می‌رسد طالبان با برخوردهای خشونت‌آمیز خود در این زمینه موفق‌تر عمل کرده‌اند.

۵. حواله‌های شهروندان افغانستان از خارج به داخل

حواله از خارج یکی از منابع درآمد در افغانستان دانسته می‌شود. آماری که بانک مرکزی افغانستان در سال ۲۰۲۱ نشر کرده بود نشان می‌دهد شهروندان افغانستان که در خارج از این کشور کار و زندگی می‌کنند، سالانه حدود ۷۰۰ میلیون دالر به خانواده‌های‌شان به افغانستان می‌فرستند. این رقم در همان سال نسبت به سال‌های قبل‌اش افزایش را نشان می‌داد. حالا با توجه به موجی از مهاجرت شهروندان افغانستان که پس از تسلط طالبان شکل گرفت، آن هم به کشورهای عمدتا توسعه‌یافته، انتظار می‌رود حواله‌ها بیشتر از گذشته شده باشد. از جانب دیگر، با توجه به تشدید بیکاری در افغانستان، به‌ نظر می‌رسد وابستگی به حواله‌های خارجی بیشتر از گذشته شده است.

۵. درآمد اینترنتی و فروش آنلاین

در کنار حواله که ناشی از عاید شهروندان افغانستان در خارج است، عاید درآمدزایی اینترنتی، از جمله درآمد از شبکه‌های اجتماعی مانند یوتیوب، نیز به داخل افغانستان حواله می‌شود و این درآمد هم دالری است. همچنین فروش آنلاین فراتر از مرزهای افغانستان نیز در حال گسترش است. آماری از میزان عاید این کسب‌وکار در دست نیست، اما با توجه به گسترش اینترنت، این کسب‌وکار همچنان در حال رونق است. حالا می‌توان گفت که ارزآوری تنها به صادرات محدود نمانده است.

۶. چشم‌انداز آینده‌ی دالر در بازار افغانستان

با توجه به وضعیت فعلی اقتصاد افغانستان و سیاست‌های طالبان و تحریم‌ها و انزوای ناشی از آن، چشم‌انداز اقتصادی و ثبات پول ملی افغانستان روشن نیست.

اگرچه بانک جهانی در تازه‌ترین گزارش گفته است که اقتصاد افغانستان برای دومین سال متوالی در حال رشد تا سقف ۴.۳ درصد است، اما افزایش سریع جمعیت، تشدید کسری تجاری و فقر پایدار، چشم‌انداز اقتصادی افغانستان را تحت فشار قرار داده است. همچنین بیکاری و محدودیت‌ها بر مشارکت اقتصادی و آموزش زنان، توسعه‌ی سرمایه‌ی انسانی و چشم‌انداز رشد آینده را تضعیف می‌کند.

بااین‌حال، تأثیر نرخ جهانی دالر بر نرخ این ارز در افغانستان مقطعی و موقتی است، اما آنچه که این ارز همواره کنترل می‌کند، میزان ارزآوری کشور است. کشوری که متکی به واردات است و ۱۱ میلیارد دالر کسری تجاری دارد، عملا با کمبود ارز مواجه است. در این چهار سال اخیر، بخش عمده‌ی ارز کشور از طریق کمک‌های بشردوستانه تأمین شده است. در صورت توقف کامل کمک‌ها، جای خالی دالرهای کمکی چگونه پر خواهد شد؟

آن‌طور که قبلا اشاره شد، به‌دلیل تحریم‌های غرب، مسأله‌ی حذف دالر از معاملات مطرح است و مقام‌های طالبان هم درباره‌ی این موضوع صحبت کرده‌اند، اما فرض بگیریم که یوان چین و روبل روسیه جایگزین دالر شود؛ حالا افغانستانِ وابسته به واردات این دو ارز را از کجا تأمین می‌کند؟ بدون رشد اقتصادی و کاهش وابستگی، حذف دالر نمی‌تواند به نفع ارزهای ملی بینجامد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه