تلاش پاکستان برای تقویت سکولاریسم و احیای اقتصاد (بخش نخست)

اطلاعات روز
Social Media

نویسنده: سرور قشلاقی

پاکستان هیچگاه در دامن یک نظام کاملا ایدئولوژیک نیافتاده است؛ اما در عین حال در هشتاد سال پس از تأسیس نتوانسته از زیر سایه سنگین سنت‌های اسلامی و گروه‌های ایدئولوژیک قد راست کند. محمدعلی جناح، بنیان‌گذار پاکستان اگرچه این کشور را به علت دغدغه‌های دینی از بدنه‌ی اصلی آن، هند جدا کرد، اما در همان آغاز به صراحت از ضرورت آزادی‌های مذهبی سخن گفت و این‌که پاکستان خانه امنی برای تمام پاکستانی‌ها صرف نظر از دین و قوم شان خواهد بود. پس از نیم‌قرن میدان دادن به تندروی‌های مذهبی، به نظر می‌رسد که دولت پاکستان به رهبری شهباز شریف تلاش می‌کند به نحو محتاطانه‌ای ارزش‌های سکولاریسم را در سپهر عمومی پاکستان پررنگ‌تر نماید. همچنین نشانه‌هایی وجود دارد که دولت کنونی پاکستان تلاش می‌کند، حتی‌المقدور استراتژی اقتصادمحور را در مرکز سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های خود قرار دهد. اگرچه که التهابات داخلی و رویارویی استراتژیک با هند، دولتمردان ملکی را ناگزیر می‌سازد که با نگهداری نظامیان در مرکز تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز کنار بیایند.

جدال کج دار و مریز نیروهای سکولار و مذهبی، یکی از سویه‌های اصلی فضای عمومی پاکستان معاصر را شکل داده است؛ جدالی فرساینده و به طرز قابل‌توجهی انعطاف‌پذیر. در ماه جون ۱۹۶۲ میلادی، جنرال ایوب خان، رییس‌جمهور وقت پاکستان، قانون اساسی جدیدی را نافذ کرد که یکی از تفاوت‌های آن با قانون اساسی مصوب سال ۱۹۵۶، حذف صفت «اسلامی» از «جمهوری» پاکستان بود و به این ترتیب «جمهوری اسلامی پاکستان»، «جمهوری پاکستان» شد. اما در بازنویسی قانون اساسی پاکستان در اوایل سال ۱۹۷۳ -پس از جدایی بنگلادش- صفت اسلامی دوباره به جمهوری پاکستان بازگردانده شد. جدایی بنگلادش از پاکستان و مداخله‌ی هند در این روند که به جنگ سوم هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱ انجامید، اسلام‌گرایی افراطی در پاکستان را تقویت کرد. در این راستا به‌عنوان مثال«شورای مشورتی ایدئولوژی اسلامی» تأسیس گردید، برای جمع‌آوری وجوهات اسلامی نهادهای معین به‌وجود آمد و بار اول بخش‌هایی از قانون جزای اسلامی وارد نظام قضایی پاکستان شد. همچنین در قانون اساسی بازنویسی‌شده در سال ۱۹۷۳ قید گردید که رییس‌جمهور و صدراعظم پاکستان الزاما باید مسلمان باشند.

موج دیگر اسلام‌گرایی افراطی در پاکستان که هنوز در نظم اجتماعی و سیاسی پاکستان کمابیش بازتاب می‌یابد، در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی هم‌زمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و هجوم ارتش سرخ شوروی به افغانستان شکل گرفت؛ زمانی که پشت جبهه‌ی محکمی با کمک غرب و ممالک عربی برای جهادگران افغانستان در پاکستان به‌وجود آمد و جامعه‌ی گذاره‌گرای این کشور را شدیدا متأثر کرد. همان‌طور که در مقدمه اشاره شد، حالا پاکستان تحت رهبری شهباز شریف تلاش می‌کند از طریق بازنگری در سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی، آن روح گذاره‌گرا را در کالبد پاکستان بیدار نماید و اقتصاد را پس از امنیت، در مرکز تصمیم‌گیری‌های دولت قرار دهد. به نظر می‌رسد که با وجود چالش‌های پیچیده، متغیرهای تأثیرگذار جدیدی در سطح داخلی و بین‌المللی در حال شکل‌گیری است که می‌تواند بخت کامیابی گام‌های آهسته‌ی دولت فعلی را در میان‌مدت بالا ببرد. از دید نگارنده‌ی این مقاله، برخی از آن متغیرها به قرار زیر است:

الف) ترویج سکولاریسم در شبه‌جزیره عربستان (کشورهای کناره‌ی جنوبی خلیج فارس). پاکستان اگر نگوییم از زمان تأسیس، حداقل از نیم‌قرن به این‌سو وابستگی عمیقی به جوامع و نظام‌های حاکم بر این شبه‌جزیره داشته است. حضور میلیون‌ها کارگر ماهر و غیرماهر پاکستانی در این جوامع و سهم‌گیری چشم‌گیر جوامع و نظام‌های مذکور در حمایت از گروه‌های مجاهدان از طریق پاکستان، پیوندهای اجتماعی و فرهنگی پاکستان را با این جوامع عمیق‌تر ساخت. از این روی تحول اجتماعی و فرهنگی در این جوامع قابلیت اثرگذاری گسترده بر جامعه‌ی پاکستان داشته است. تا اواخر قرن بیستم ارزش‌های ایدئولوژیک اسلامی نقش بی‌رقیبی در مناسبات اجتماعی و سیاسی جوامع شبه‌جزیره عربستان بازی می‌کرد اما از اوایل قرن بیست‌ویک، نشانه‌هایی از پررنگ شدن نقش‌آفرینی ارزش‌های سکولار در سطوح متفاوت در مناسبات اجتماعی و دولت‌داری این جوامع آشکار شد. به نظر می‌رسد که وابستگی‌های مالی و فرهنگی، پاکستان را سوق داده که همسو با این جوامع اگرچه به آهستگی در حال پوست‌اندازی در مسیر سکولاریسم باشد. به‌طوری که پاکستان امروزی نسبت به پاکستان دودهه پیش از نظر فضا دادن به نقش ارزش‌های سکولار، در مجموع عملکرد بازتری دارد.

ب) ظهور نسل متصل به شبکه‌های مجازی اجتماعی. از آن‌جایی که این اتصال، فرصت‌های گسترده‌ای را برای دسترسی به اطلاعات و چشم‌اندازهای فکری متنوع فراهم کرده، این نسل در رقابت با عادت‌واره‌ی ارتباطی تقریبا یکسویه در مراکز تبلیغی و آموزشی اسلامی، به میکانیسم ارتباطی چندسویه و شکبه‌ای روی آورده که به‌دلیل خاصیت جدلی/هم‌افزایی آن، ماهیتا تنوع نگرش را می‌پروراند. این رابطه‌ی جدال‌آمیز/هم‌افزا و زمینه‌های نسبتا هموار مبادلات فکری و فرهنگی با دیگر جوامع، به نسل جوان کنونی پاکستان توانایی بیشتری برای طرح سؤال‌های جدیدی بخشیده که جواب‌های قدیمی غالبا آمیخته با رنگ و لعاب مذهبی و بازتاب‌یافته در میکانیسم‌های ارتباطی یکسویه، توانایی اقناعی ناچیزی برای آنان دارد.

ج) پی‌آمدهای فرهنگی و اجتماعی طرز نگرش و عادت‌واره‌های میلیون‌ها مهاجر پاکستانی استقراریافته در جوامع غربی. موج‌های گسترده‌ی مهاجرت شمار قابل‌توجه پاکستانی‌ها به جهان غرب، اگرچه پیشینه‌ی حداقل نیم‌قرنه دارد، اما با گسترش ارتباطات شبکه‌ای طی یک‌ونیم‌دهه‌ی اخیر، نحوه‌ی نگرش و سبک زندگی آنان با سرعت، معناداری و پیوستگی بیشتری در جامعه‌ی داخل پاکستان بازتاب می‌یابد؛ به‌ویژه که روند ادغام پاکستانی‌ها در جوامع غربی نسبتا موفق ارزیابی می‌شود. از یک‌سو عملکرد تحصیلی و مشارکت سیاسی و مدنی بالاتر از حد معمول داشته‌اند و از سوی دیگر در زمینه‌ی حفظ زبان، غذا و آیین‌های فرهنگی و مذهبی خود به طرز قابل ملاحظه‌ای موفق بوده‌اند. گرچه میزان این موفقیت‌ها تا حد زیادی به سیاست ادغامی کشورهای مقصد پیوند خورده است.

د) اذعان به شکست سیاست‌های ایدئولوژی‌زده‌ی پاکستان در بعد از جنگ سرد و تأکید بر ضرورت بازنگری در آن. در دوره‌ی جنگ سرد به رهبری اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده‌ امریکا در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، پاکستان از قبل سیاست‌های خویش در راستای گسترش نقش مذهب سیاسی و مبارزه با ایدئولوژی کمونیسم، در حد قابل ملاحظه‌ای سود اقتصادی به‌دست می‌آورد و پرستیژ عمومی خود را حداقل در میان جوامع مسلمان و غربی تقویت می‌کرد؛ اما پس از ختم جنگ سرد در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰، پیشبرد آن سیاست در هر دو زمینه‌ی اقتصاد و پرستیژ کارکرد سابقش را تقریبا از دست داد؛ در حدی که پاکستان یکی از مشکل‌سازترین کشورها در سطح جهانی معرفی شد و رشد اقتصادی آن که برای سه‌دهه‌ی متوالی منتهی به اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ به‌طور متوسط شش درصد بود، طی سه‌دهه‌ی بعد از آن در حد متوسط چهار درصد کاهش یافت. درست برعکس هند و بنگلادش -دو کشور با اقلیم و فرهنگ مشابه پاکستان- که تا اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ رشد اقتصادی زیر چهار درصد داشتند و از آن تاریخ به بعد از متوسط رشد اقتصادی بالای شش درصد بهره برده‌اند. افت رشد اقتصادی پاکستان باعث شد که به‌عنوان مثال درآمد سرانه در این کشور که تا آن زمان به‌ مراتب بیشتر از کشورهای هند و بنگلادش بود، حالا به‌ مراتب کم‌تر از آن دو کشور باشد. توجه به این واقعیت‌های نومیدکننده، نخبگان سیاسی و اقتصادی فعلی پاکستان را بیش از پیش متوجه این نکته کرده است که برای پیش‌گیری از عقب‌مانی بیشتر، چاره‌ای ندارند جز آن‌که از رفتارهای ایدئولوژیک و رویه‌هایی که مانع پویایی اقتصادی در این کشور شده است، فاصله‌ی معنادارتری بگیرند.

سخنرانی خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان در روز دهم فبروری امسال در مجلس ملی پاکستان، در انتقاد از نقش پاکستان در جنگ‌های نیم‌قرن اخیر افغانستان در راستای حمایت از اهداف غرب به رهبری ایالات متحده‌ امریکا و این‌که پس از ختم هر جنگ تنها گذاشته شد، می‌تواند در همین راستا تفسیر شود. رهبری کنونی پاکستان بیش از پیش پی برده که ایدئولوژی اسلام سیاسی، ناکارآمدی بنگاه‌های دولتی را تشدید کرده است؛ متغیری که در کنار پایین بودن نرخ پس‌انداز و سرمایه‌گذاری ناکافی در سرمایه‌ی انسانی از عوامل اصلی پس‌مانی اقتصادی پاکستان تلقی می‌گردد.

نمونه‌هایی از هم‌سویی دولت پاکستان با ارزش‌های سکولار

۱ ـ تدوین قوانینی در حمایت از زنان و اطفال؛ دیوان عالی پاکستان به روز (دوشنبه، ۵ دلو ۱۴۰۴) حکمی را صادر کرد که براساس آن مردانی که بدون رضایت همسر نخست یا بدون تأیید شورای داوری برای بار دوم ازدواج می‌کنند، با پی‌گرد کیفری و مدنی روبه‌رو می‌شوند. این دیوان گفته که امتناع زن از زندگی با شوهر در چنین شرایطی نمی‌تواند نافرمانی تلقی شود.

هم‌زمان با آن، پارلمان پاکستان قانونی را تصویب کرد که براساس آن، اگر مردی همسرش را به طلاق یا ازدواج دوم تهدید کند یا او را وادار به زندگی اجباری با اعضای خانواده‌ی خود کند، مجرم شناخته می‌شود. گرچه این قانون که با نام «قانون جلوگیری و حمایت در برابر خشونت خانوادگی ۲۰۲۶» در نشست مشترک دو مجلس تصویب شده، به مانند قانون منع ازدواج کودکان زیر هجده سال که هشت ماه پیش در (جوزا ۱۴۰۴) توسط رییس‌جمهور پاکستان امضا شد، تنها در محدوده‌ی پایتخت قابلیت تطبیق دارد، اما دارای اهمیت نمادین و الهام‌بخش برای کل کشور می‌باشد.

چنان‌که پنج ماه بعد، در آخرهای ماه (عقرب ۱۴۰۴) مجلس ایالتی بلوچستان پاکستان لایحه‌ی منع ازدواج کودکان زیر هجده سال را تصویب کرد. این تدابیر قانونی حمایت از زنان و کودکان، آن‌چنان که انتظار می‌رفت، واکنش‌های متضادی را در میان کنشگران سکولار و مذهبی پاکستانی در پی داشت؛ از یک‌سو با مخالفت گروه‌های اسلام‌گرا مواجه شد و از سوی دیگر استقبال حامیان حقوق بشر را به‌دنبال داشت، با این استدلال که این تدابیر چشم‌انداز امیدبخشی از آینده‌ی کودکان و زنان در کشوری ترسیم می‌کند که همچنان یکی از بدترین وضعیت‌ها را برای کودکان و زنان در سطح آسیا دارد. بربنیاد گزارش صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، ۲۹ درصد دختران در پاکستان پیش از رسیدن به سن هجده‌سالگی ازدواج می‌کنند و اکثر آنان بخت رفتن به مکتب را از دست می‌دهند.

۲ـ مساعدسازی فزاینده‌ی فضاهای عمومی برای آداب و آیین‌های اقلیت‌های غیرمسلمان؛ به‌عنوان مثال مسیحیان پاکستان در یکی دو سال اخیر جشن‌های سال نو و کریسمس را با آزادی و شکوهمندی به نسبت پررنگ‌تری در شهرهای بزرگ پاکستان و از جمله کراچی برگزار کرده‌اند. اقلیت سیک نیز طی سال‌های اخیر رضایت خاطر بیشتری از نحوه‌ی رفتار مقام‌ها و مسلمانان پاکستان هنگام دیدار از مقبره‌ی «بابا گرو نانک»، بنیان‌گذار آیین سیک و محل تولد او نشان داده‌اند. آنان همچنین از فضای مناسب برای جشن «وایساخی» که در فصل بهار دایر می‌شود، رضایت نشان داده‌اند. محل تولد «بابا گرو نانک» در ایالت پنجاب پاکستان است و سالانه صدها هزار سیک از دیگر نقاط و بیرون از پاکستان برای زیارت آن به پنجاب مسافرت می‌کنند.

در اواسط پاییز ۱۴۰۴ در مراسم باشکوهی که به افتخار زائران سیک سراسر جهان، از جمله زائران سیک از هند، بریتانیا و کانادا در لاهور برگزار شد، رانا محمد اقبال خان، وزیر قانون ایالت پنجاب پاکستان، طی سخنانی پاکستان را خانه‌ی پیروان همه‌ی مذاهب و ادیان، از جمله جامعه‌ی سیک دانست. به‌گفته‌ی او، ورود زائران سیک به پاکستان نمونه‌ی بارزی از هماهنگی بین ادیان است.

۳ـ اجازه دادن به صادرات شراب؛ بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین شرکت تولیدکننده‌ی نوشابه‌های الکولی پاکستان موسوم به «مری بریوری» در (چهارشنبه، ۳ جدی ۱۴۰۴)، پس از حدود نیم‌قرن ممنوعیت، مجوز صادرات به خارج را دریافت کرد. این شرکت که بیش از ۱۶۰ سال پیش تأسیس شده است، طی سال‌های اخیر از رشد فروش بالایی برخوردار بوده و در سال مالی گذشته، بالاتر از ۱۰۰ میلیون دالر درآمد به‌دست آورده که بیش از نیمی از این رقم از فروش مشروبات الکولی به‌دست آمده است (رادیو آزادی، ۱۴۰۴).

این مقدار درآمد به این دلیل چشم‌گیر است که فروش الکول در پاکستان به مسلمانان ممنوع بوده و تنها اقلیت‌های دینی -که شمارشان حدود نُه میلیون نفر تخمین زده می‌شود- و خارجی‌ها می‌توانند از چند فروشگاه مجاز و هتل لوکس مشروبات الکولی بخرند. حدود پنج ماه قبل از صدور مجوز صادرات، در ماه اسد ۱۴۰۴ دولت پاکستان مجوز فروش مشروبات الکولی در چند هتل لوکس در اسلام‌آباد را صادر کرده بود. همان‌طور که می‌دانیم در فقه اسلامی فروش شراب به‌طور صریح حرام گفته شده است.

گرچه یکی از اهداف این اقدام دولت پاکستان، جذب گردشگران خارجی و افزایش درآمد پولی در شرایط بحران اقتصادی اعلام شده، اما به نظر می‌رسد که در کوتاه‌مدت هزینه‌های اجتماعی و نظارتی آن ممکن است این درآمد را زیر تأثیر قرار دهد؛ زیرا این اقدام خطر شکاف‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد، چنان‌که احزاب و گروه‌های فشار مذهبی مخالفت‌شان را با این اقدام دولت شهباز شریف علنی کرده‌اند، از جمله با این استدلال که دسترسی به الکول، حتا در محیط‌های محدود، می‌تواند به تغییر الگوهای رفتاری به‌ویژه در میان نسل جوان که تحت تأثیر جهانی‌سازی هستند، دامن بزند و ارزش‌های اسلامی را تحت‌الشعاع قرار دهد. بنابراین، چنین اقداماتی در کوتاه‌مدت، بیشتر در راستای گسترش رواداری و تنوع‌بخشی فرهنگی اهمیت پیدا می‌کند و اهداف اقتصادی آن می‌تواند در میان‌مدت قابل تصور باشد.

به موازات موارد ذکرشده می‌توان به فاصله‌گیری دولت پاکستان از طالبانیسم و اصرار بر تکثرگرایی و نقش زنان در افغانستان اشاره کرد. مقام‌های دولت پاکستان چه از طریق پلتفورم‌های بین‌المللی همچون سازمان ملل متحد و چه از طریق گفت‌وگو با رسانه‌های ارتباط جمعی، به‌صورت فزاینده‌ای بر ضرورت احترام به حق کار و آموزش زنان و تشکیل حکومت فراگیر با مشارکت همه‌ی اقوام در افغانستان تأکید کرده‌اند. بیزاری گسترده در سطح جهانی از حکومت ایدئولوژیک در افغانستان، به رویکرد دولت پاکستان در این زمینه اعتبار بین‌المللی بخشیده است.

ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه