طالبان در کنار نیروی انسانی انتحاری، اکنون به پهپادهای انتحاری نیز دست یافتهاند؛ ابزاری که نهتنها بعد نظامی دارد، بلکه همزمان به یک ابزار مهم تبلیغاتی و روانی نیز تبدیل شده است. این گروه برای اولینبار در جریان تنشهای اخیر با پاکستان، از این توانایی رونمایی کرد و آن را به کار گرفت؛ رونماییای که بیش از آنکه صرفا یک اقدام عملیاتی باشد، نمایشی از ورود طالبان به عرصهی جنگهای نوین نیز به شمار میرود.
در شرایطی که حکومت طالبان فاقد نیروی هوایی کلاسیک و جنگندههای پیشرفته است، پهپادهای انتحاری بهعنوان یک جایگزین کمهزینه اما مؤثر، بخشی از این خلاء را پر میکنند. پس از حملات هوایی پاکستان بر افغانستان، از جمله در کابل و قندهار، طالبان با استفاده از این پهپادها بخشهایی از خاک پاکستان، از جمله اسلامآباد را هدف قرار دادند. عبور این پهپادها از سامانههای پدافندی و راداری پاکستان، حتا اگر به اصابت موفق نیز منجر نشده باشد، خود حامل یک پیام نظامی و تبلیغاتی مهم بود: نفوذپذیری حریم هوایی پاکستان.
پاکستان هرچند مدعی رهگیری و سرنگونی این پهپادها شده است، اما واقعیت این است که نفس ورود آنها به فضای هوایی حفاظتشدهی این کشور، چالش جدی برای دستگاه نظامی پاکستان محسوب میشود- چالشی که بیش از هر چیز، ضعف در مواجهه با جنگهای نامتقارن را برجسته میسازد.
این تحول در بستر یک واقعیت مهمتر قابل فهم است: برتری پاکستان در جنگ متعارف، الزاما به معنای برتری در جنگ نامتقارن نیست. پاکستان دارای یکی از قدرتمندترین نیروهای هوایی در منطقه است و در جنگ سال گذشته با هند نیز تواناییهای خود را نشان داد، اما این تواناییها عمدتا برای مواجهه با تهدیدات کلاسیک طراحی شدهاند. در مقابل، پهپادهای کوچک، ارزان و پراکنده -بهویژه در قالب حملات انتحاری- چالش متفاوت ایجاد میکنند که به سادگی در چارچوب سامانههای دفاعی متعارف مهار نمیشود. این وضعیت زمانی پیچیدهتر میشود که در داخل پاکستان نیز گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان از پهپادهای تجاری کوادکوپتر برای هدف قرار دادن نیروها و تأسیسات نظامی استفاده میکنند. به این ترتیب، پهپاد نهتنها یک ابزار نظامی، بلکه به یک «تکنولوژی شورشی» تبدیل شده که در اختیار بازیگران غیردولتی نیز قرار گرفته است.
پهپاد در آسمان پاکستان
حدود ۱۰ روز پیش وبسایت «المرصاد»، وابسته به استخبارات طالبان، اعلام کرد که در پاسخ به حملات هوایی پاکستان، «پهپادهای استشهادی» مراکز حساس این کشور را هدف قرار دادهاند. استفاده از واژهی «استشهادی» در این روایت، تلاشی آشکار برای پیوند زدن سنت پیشین عملیات انتحاری با فناوری جدید پهپادی است؛ نوعی بازتعریف ایدئولوژیک که به این ابزار مدرن معنایی آشنا در گفتمان طالبان میبخشد.
در گزارش این وبسایت آمده است: «در چارچوب حملات انتقامی ردالظلم در پاسخ به بمبارانهای وحشیانهی اخیر رژیم نظامی پاکستان، اماکن حساسی در پاکستان هدف حملات مرگبار پهپادهای استشهادی قرار گرفته است.» این برای اولینبار است که طالبان از پهپاد انتحاری برای هدف قرار دادن پایگاههای پاکستان استفاده میکنند. هرچند وزارت دفاع طالبان مسئولیت حملات پهپادی به برخی از مراکز نظامی پاکستان را پذیرفته بود، اما از اصطلاح «استشهادی» که همانا انتحاری است، استفاده نکرده بود.
در سوی مقابل، ارتش پاکستان اعلام کرد که این پهپادها را در اسلامآباد، کویته و کوهات رهگیری و سرنگون کرده است. بااینحال، تأکید بر محل سقوط آنها، بهویژه در پایتخت، ناخواسته بر موفقیت نسبی نفوذ این پهپادها دلالت دارد. همزمان، وزارت دفاع طالبان نیز مدعی سرنگونی چندین پهپاد پاکستانی شده است؛ تبادل ادعاهایی که خود بخشی از جنگ روایتها میان دو طرف را شکل میدهد.
اگرچه نیروی هوایی پاکستان و سیستم پدافندی و راداری این کشور در سطح منطقه قوی است، اما به نظر میرسد که این سیستم دفاع هوایی بیشتر در جنگهای متعارف سامان یافته است. ۱۰ روز قبل، ارتش پاکستان اعلام کرد که پهپادهایی را در خاک این کشور رهگیری و سرنگون کرده است. در اطلاعیهی ارتش پاکستان آمده بود که این پهپادها از سوی حکومت طالبان به سه نقطه از خاک پاکستان پرتاب شده بود و سامانههای دفاعی این کشور این پهپادها را در اسلامآباد، کویته در ایالت بلوچستان و منطقهی «کوهات» در ایالت خیبرپختونخوا سقوط دادهاند. وزارت دفاع طالبان هم مدعی شده است که نظامیان این گروه چندین پهپاد مربوط به ارتش پاکستان را سرنگون کردهاند.
زنجیرهی تأمین؛ ابهام و رقابت منطقهای
در سطح منطقه، مسأله زنجیرهی تأمین این پهپادها همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. طالبان به لاشهی برخی پهپادهای امریکایی، ناتو و ایرانی دست یافتهاند و احتمال الگوبرداری از آنها وجود دارد، اما اینکه تا چه حد توانستهاند این فناوری را بومیسازی کنند یا از حمایت خارجی برخوردار اند، روشن نیست. نزدیکی طالبان با کشورهایی چون روسیه، چین و ایران -که هرکدام برنامههای پهپادی پیشرفته دارند- گمانهزنیها را تقویت کرده، هرچند شواهد قطعی در این زمینه ارائه نشده است. در همین حال، برخی مقامهای پیشین امنیتی افغانستان نیز از احتمال دخالت بازیگران منطقهای در انتقال این فناوری سخن گفتهاند؛ تحلیلی که پهپادها را در چارچوب رقابتهای ژئوپولیتیک منطقه معنا میکند.

از نظر فنی، طالبان در حملات خود از دو نوع پهپاد استفاده کردهاند: کوادکوپترها و پهپادهای بال ثابت. نوع دوم، که برای حملات دوربرد مناسبتر است، مانند یک هواپیما عمل میکند و برای ایجاد نیروی برآر نیازمند حرکت رو به جلو است. طراحی ساده، بدنهی باریک، بالهای ثابت و دم V شکل، در کنار یک موتور کوچک در عقب، به این پهپادها امکان میدهد مسافت طولانیتری را طی کنند و زمان بیشتری در هوا باقی بمانند. هرچند بسیاری از اجزای این پهپادها در بازارهای غیرنظامی نیز یافت میشود، اما استفاده عملیاتی از آنها مستلزم دانش تخصصی و تنظیمات پیشرفته است. همین امر پرسشهایی جدی دربارهی منبع این توانایی در میان طالبان ایجاد میکند.
نخستین نشانههای استفادهی طالبان از پهپاد به ماه میزان سال گذشته بازمیگردد، زمانی که ویدیویی از حملهی یک کوادکوپتر به پاسگاهی در خیبرپختونخوا منتشر شد، هرچند در آن زمان منابع رسمی طالبان سکوت اختیار کردند. اکنون اما این ابزار به بخشی از روایت رسمی آنان تبدیل شده است. این تحول بیارتباط با تغییر در نگرش رهبری طالبان نیست. ملا عبدالغنی برادر حدود یک سال پیش تصریح کرده بود که در عصر حاضر، حملات انتحاری انسانی کارآیی گذشته را ندارد و باید به سمت استفاده از تکنولوژیهایی چون پهپاد و موشک حرکت کرد. این سخنان را میتوان نشانهای از تلاش طالبان برای گذار از جنگ سنتی شورشی به جنگ تکنولوژیک نامتقارن دانست. البته هنوز مشخص نیست که طالبان فراتر از ایجاد کردن شوکهای کوچک نخستین در میان دشمنان پاکستانی خود، عملا تا کجا بتوانند روند عملیات با پهپاد را پی بگیرند.

هشدار ملا یعقوب
پس از اینکه پاکستان حملات هوایی متعدد به افغانستان، از جمله در کابل، انجام داد، حدود ۲۰ روز قبل ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان، به پاکستان هشدار داد که اگر کابل ناامن شود، اسلامآباد نیز سرنوشتی مشابه خواهد داشت. او از پاکستان خواست که دست از حمله به افغانستان، بهویژه شهر کابل، بردارد. پس از این هشدار ملا یعقوب، وقتی نظامیان پاکستان حملات هوایی بر افغانستان انجام دادند، وزارت دفاع طالبان نیز چندین ویدیو از پرواز پهپادهای خود در آسمان منتشر کرده است و مدعی شده است که حملاتی با این پهپادها بر خاک پاکستان انجام شده است.
پس از این حملات پهپادی بر پاکستان بود که جنگندههای پاکستانی یکی از مکانهای واحد محافظتی ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، را در قندهار هدف قرار دادند و همچنان در ۲۵ ماه حوت سال گذشته به مرکز درمان معتادان «امید» در شهر کابل حملهی هوایی انجام دادند.

پروژهی ناامنی اجارهای
در دورهی حکومت پیشین افغانستان نیز استفاده از پهپادها وجود داشت، اما این استفاده محدود، عمدتا تجسسی و زیر نظارت ایالات متحده امریکا بود. با خروج امریکا در آگست ۲۰۲۱ و سقوط کابل، بخش عمدهای از تجهیزات نظامی حساس -از جمله هلیکوپترها و سیستمهای راداری- غیرفعال شد تا در اختیار طالبان قرار نگیرد یا فعالسازی آن پرهزینه و زمانبر باشد. این وضعیت، طالبان را در موقعیتی قرار داد که برای پر کردن خلاء تکنولوژیک، به گزینههایی ارزانتر و در دسترستر مانند پهپادها روی آورند.
در سطح منطقه، طالبان با روسیه، چین و ایران روابط نزدیک دارند؛ کشورهایی که هر یک برنامههای پهپادی پیشرفتهای در اختیار دارند. ایران بهطور خاص در زمینهی پهپادهای انتحاری شناختهشده است و روسیه نیز در جنگ اوکراین از این ظرفیت بهره گرفته و اکنون توان پهپادی خود را گسترش داده است. چین، با وجود روابط نزدیک و سرمایهگذاریهای کلان در پاکستان، به نظر میرسد کمتر در این حوزه با طالبان درگیر باشد. در این میان، روسیه تنها کشوری است که حکومت طالبان را بهرسمیت شناخته و از گسترش ناامنی در مرزهای آسیای میانه بیم دارد. تهدید شاخهی خراسان داعش برای منافع روسیه و متحدانش، به طالبان امکان داده است تا با برجستهسازی مبارزه با این گروه، در پی کسب امتیاز از بازیگران منطقهای باشند.
با این همه، منشأ دقیق توان پهپادی طالبان همچنان روشن نیست. این گروه به لاشهی برخی پهپادهای ساخت امریکا، ناتو و ایران دست یافته و احتمالا از آنها الگوبرداری کرده است، اما اینکه تا چه حد توانسته این فناوری را بومیسازی کند یا از حمایت مستقیم خارجی برخوردار است، در هالهای از ابهام قرار دارد.
در اکتبر سال گذشتهی میلادی، رحمتالله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، از احتمال تجهیز طالبان به پهپادهای بدونمارک سخن گفته بود. او در حساب ایکس خود نوشته بود که منابع مستقل به چنین امکانی اشاره کردهاند. نبیل از تحرکات «غیرعادی» در مناطقی چون مستونگ در بلوچستان، ملاکند، باجور و وزیرستانها خبر داده و گفته بود این مناطق بهعنوان محل استقرار و آموزش واحدهای وابسته به شاخهی خراسان داعش مطرح اند. بهگفتهی او، راهبرد اسلامآباد ظاهرا بر بهرهگیری از این شبکهها بهعنوان ابزار فشار بر طالبان و در عین حال بهمثابهی «برگ معامله» با ایالات متحده و دیگر بازیگران منطقهای استوار است؛ راهبردی مبتنی بر ایجاد تهدید و سپس پیشنهاد مهار آن. نبیل در ایکس نوشته بود:
«اما به نظر میرسد اینبار منطقه پیشدستی کرده است. شواهدی وجود دارد که برخی بازیگران منطقهای از جمله ایران، هند و روسیه در پی آن اند که در صورت عملیاتیشدن این مراکز، دامنهی درگیری را از نواحی خط دیورند به داخل خاک پاکستان منتقل کنند. منابع مستقل حتا از امکان تجهیز رژیم طالبان با پهپادهای بدونمارک سخن میگویند که هدف آن جلوگیری از گسترش «پروژهی ناامنیِ اجارهای» است.

این تحولات میتواند پیآمدهایی در سطح منطقه داشته باشد. بهباور کارشناسان نظامی، اگر استفاده از پهپادهای انتحاری به یک الگوی عملیاتی ثابت در میان طالبان تبدیل شود، احتمال گسترش این تاکتیک به سایر گروههای ستیزهجو در منطقه نیز وجود دارد؛ بهویژه گروههایی که پیشتر نیز تجربهی استفاده از پهپادهای تجاری را داشتهاند. این موضوع میتواند معادلات امنیتی در جنوب آسیا را پیچیدهتر کرده و کشورهای منطقه را ناگزیر به بازنگری در سامانههای دفاعی و راهبردهای مقابله با تهدیدات نوین کند.
اهمیت پهپادها برای طالبان را باید در پیوند میان کارکرد نظامی و ارزش تبلیغاتی آنها جستوجو کرد. انتشار ویدیوهای پرواز پهپادها، اعلام حملات و تأکید بر نفوذ به حریم هوایی پاکستان، همگی بخشی از یک راهبرد آگاهانه برای نمایش قدرت و ایجاد بازدارندگی است. برای گروهی که از نیروی هوایی کلاسیک بیبهره است، پهپادها نه فقط ابزار حمله، بلکه وسیلهای برای ساختن روایت قدرت هستند. اگر این روند تثبیت شود، احتمال آن وجود دارد که استفاده از پهپادهای انتحاری به یک الگوی عملیاتی در میان طالبان و حتا سایر گروههای ستیزهجو در منطقه تبدیل شود؛ تحولی که میتواند معادلات امنیتی جنوب آسیا را بهگونهای پایدار دگرگون کند.