طالبان و  تلاش برای کنترل تن، ذهن، روان و رفتار زنان

اطلاعات روز
Photo: Social Media

گزارشگر: حمید نعمان


سارا سه روز است که پایش را از دروازه‌ی خانه بیرون نگذاشته است. از روز (دوشنبه، ۱۸ جوزا) که پدرش زنگ زد و گفت در بیرون دختران را بازداشت می‌کنند، دنیای او به چهار دیوار خانه فشرده شده است. او ۲۰ ساله است و در یک مکتب خصوصی در جبرئیل هرات زبان انگلیسی تدریس می‌کند. سارا تجربه‌ی زندگی این روزها در جبرئیل هرات را «وحشتناک» توصیف می‌کند.

طالبان روز (سه‌شنبه، ۱۹ جوزا) اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم را با تیراندازی، خشونت و بازداشت معترضان سرکوب کردند. در این اعتراضات ده‌ها نفر، به‌شمول مردان، برای حمایت از زنان و توقف بازداشت زنان به بهانه‌ی حجاب، به سرک‌ها آمده بودند. سارا می‌گوید بعد از سرکوب اعتراضات، مأموران طالبان چند نفر را از سر کوچه‌ی خانه‌ی آنان، پس از تلاشی گوشی‌های‌شان، به مکان نامعلوم بردند. به‌گفته‌ی سارا، بعد از سرکوب اعتراضات، طالبان کوچه‌به‌کوچه می‌گشتند و دنبال معترضان بودند و با هر کسی که روبه‌رو می‌شدند، برخورد بدی داشتند.

یکی از دوستان سارا که در اعتراضات بوده، برایش گفته است که معترضان زخمی، آنانی که گلوله‌ی کلاشینکف خورده بودند یا سنگ و چوب آنان را از پا درآورده بود، بدون هیچ تداوی، با مشت و لگد به موتر انداخته شدند و حالا هیچ‌کسی نمی‌داند آنان کجا هستند و سرنوشت‌شان چگونه می‌شود.

مرزکشی زندگی زنان

اما بعد از همه‌ی این اتفاقات، برای سارا یک چیز غیرقابل باور است. او می‌گوید: «برای من خیلی دشوار است باور کنم که خون انسان‌ها صرفا به‌خاطر پوشش بدن‌شان ریخته می‌شود. خیلی غیرمنطقی است. فکر می‌کنم فشار همه‌ی این اتفاقات بر روی زنان است.»

وقتی از او می‌پرسم که این روزها چه نسبتی با بدن و پوشش خودش دارد، کمی درنگ می‌کند و ادامه می‌دهد: «قبلا وقتی از خانه بیرون می‌شدم، فقط به این فکر می‌کردم که کجا می‌روم و چه کاری دارم. از یک‌شنبه تا حالا اول به این فکر می‌کنم که نکند رنگ لباسم مشکل داشته باشد، نکند گوشه‌ای از موهایم پیدا شود. حس می‌کنم دیگر خودم درباره‌ی بدنم تصمیم نمی‌گیرم. انگار همیشه کسی هست که می‌خواهد بگوید چگونه لباس بپوشم، چگونه دیده شوم و حتا چطور در کوچه راه بروم.»

بازداشت زنان در هرات توسط طالبان

سارا می‌گوید فشار این روزها فقط از بیرون خانه نمی‌آید. به‌گفته‌ی او، ترس از بازداشت باعث شده است که نظارت بر ظاهر و پوشش بدن او به داخل خانه نیز کشیده شود:

«سال‌های قبل از آمدن طالبان، اگر مادرم یا پدرم درباره‌ی لباسم نظری می‌دادند، بیشتر از روی سلیقه بود. اما حالا همه‌ چیز فرق کرده است. پدرم هر بار که می‌خواهم بیرون بروم، به لباسم نگاه می‌کند. مادرم می‌گوید این رنگ را نپوش، آن چادر را بگیر. برادرم می‌گوید موهایت معلوم نباشد. گاهی اگر با لباس آبی‌ام، پدرم و برادرم مرا ببینند، می‌گویند اصلا بیرون نرو.»

او می‌گوید که می‌داند این رفتارها از سر نگرانی است، اما همین نگرانی فضای خانه و زندگی روزانه و حس‌وحالش را زیر و رو کرده است

«احساس می‌کنم بدنم دیگر فقط متعلق به خودم نیست. از وقتی طالبان آمدند، هر کسی از چشم خود به آن نگاه می‌کند. حتا پیرمردها و زنان. مثلا بارها وقتی با لباس راحتی بیرون می‌شوم، با وجودی که مویم معلوم نیست و به کوچه رفته‌ام، بعضی زنان و مردان از دستم قهر شده‌اند به‌خاطر لباسم. حالا دیگر پدرم می‌ترسد بازداشت شوم، مادرم می‌ترسد برایم اتفاقی بیفتد، برادرم نگران دردسر است. برای همین مدام درباره‌ی لباس، چادر، کفش یا حتا نحوه‌ی راه رفتنم حرف می‌زنند. گاهی فکر می‌کنم قبل از این‌که به کوچه برسم، از چندین ایست بازرسی در داخل خانه عبور کرده‌ام.»

محتسبان طالبان در حال بازداشت زنان در جبرئیل هرات

روایت سارا نشان می‌دهد که پی‌آمد بازداشت‌ها و نگرانی از برخوردهای احتمالی، تنها به سرک‌ها و فضای عمومی شهر محدود نمی‌شود. در گفته‌های او، ترس از بازداشت در حکومت طالبان، با تغییر گسترده در مواجهه‌ی او با بدن، ظاهر و پوشش‌اش همراه بوده است؛ از نحوه‌ی انتخاب لباس گرفته تا تصمیم برای بیرون رفتن از خانه. در عین حال، این نگرانی تنها از سوی نهادهای رسمی احساس نمی‌شود. به‌گفته‌ی سارا، اعضای خانواده نیز در واکنش به شرایط طالبانی افغانستان، بیش از گذشته درباره‌ی پوشش و رفت‌وآمد او اظهارنظر می‌کنند. پدر، مادر و برادرش هر کدام به شکلی تلاش می‌کنند از بروز مشکل جلوگیری کنند؛ تلاشی که از نگاه سارا ریشه در نگرانی و ترس دارد، اما این ترس و نگرانی، مواجهه‌ی سارا را با بدن و ظاهرش به‌طور کامل دگرگون کرده است.

بدن شما از شما نیست

طالبان از همان روز بازگشت به قدرت، بدن را به یکی از اصلی‌ترین هدف‌های سیاست‌گذاری خود تبدیل کرده‌اند و برای این کار، یک ساختار حقوقی ساخته‌اند. در ماه ثور ۱۴۰۳، رهبر طالبان قانون امر به معروف و نهی از منکر را در یک مقدمه، چهار فصل و ۳۵ ماده توشیح کرد. اصلی‌ترین بازوی اجرایی این قانون «محتسبان» هستند؛ نیروهایی که در همه‌ی ولایت‌ها فعالیت می‌کنند و بر رعایت شریعت نظارت دارند. این نیروها متخلفان را به دادگاه معرفی می‌کنند. همچنین این محتسبان از پشتیبانی کامل رهبر طالبان برخوردار اند.

ماده‌ی سیزدهم این قانون، که مستقیما به بدن زن می‌پردازد، صریح‌ترین سند این نوع سیاست است؛ «ستر تمام بدن زن الزامی است. پنهان کردن صورت زن به سبب ترس از فتنه ضروری است. صدای زنان عورت است.» واژه‌ی «عورت» در واژه‌نامه‌ها چنین تعریف شده است: «از نظر زبانی عیب و نقص است. چیزی که آدم از آن شرم دارد و باید پوشانده شود.»

اما این قانون تنها به زنان محدود نمی‌شود. ماده‌ی چهاردهم احکام مربوط به بدن مردان را نیز تعیین می‌کند. مطابق قانون، زانو عورت است، ریش تراشیدن ممنوع است، اصلاح مو «خلاف شریعت» جرم است. محتسب حق دارد مردی را که زانویش دیده شود، بازخواست و تعزیر کند. نکتایی و صلیب نشانه‌های «غیرشرعی» هستند و دوستی با «کفار» ممنوع است. همچنین امسال در دانشگاه کابل، تعهدنامه‌ای با ۱۴ بند توزیع شد که امضای آن برای ادامه‌ی تحصیل الزامی بود. چند بند آن مستقیما درباره‌ی بدن بود. از جمله این چهار مورد: «ریش خود را مطابق سنت نبوی می‌گذارم، موهای سر خود را خلاف شریعت اسلامی اصلاح نمی‌کنم، در پوهنتون از گشت‌وگذار بدون کلاه خودداری می‌کنم و در پوهنتون از لباس شرعی و افغانی استفاده می‌کنم.»

حکومت با زبان امر مقدس

در هرات نیز طالبان نحوه‌ی پوشش زنان را دلیل اصلی بازداشت‌های اخیر عنوان می‌کنند. ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در هرات در اعلامیه‌ای نوشته است که «صدای زنان عورت است»، پوشاندن تمام بدن زن لازم است و پنهان کردن روی زن به‌دلیل آنچه «ترس از فتنه» خوانده شده، ضروری است.

در این اطلاعیه که بر مبنای ماده‌ی سیزدهم قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان تنظیم شده، پوشش تمام بدن زن، پنهان کردن صورت، نازک و چسبان نبودن لباس، ممنوعیت بلند کردن صدا و همچنین ممنوعیت نگاه مردان بیگانه به زنان الزامی عنوان شده و خروج بدون ضرورت زنان از خانه را محدود ساخته است.

از نظر طالبان، نحوه‌ی پوشش بدن زنان یک مسأله‌ی الهی است. در اطلاعیه‌ی رسمی طالبان آمده است که بدن زن منبع «فتنه» است. بر همین اساس، پوشش زنان دیگر یک انتخاب شخصی نیست. ملاهای وابسته به طالبان بارها گفته‌اند که موضوع حجاب، امر به معروفی است که اجرای آن وظیفه‌ی دینی هر مسلمان و مهم‌تر از آن، وظیفه‌ی حکومت است. هدف نهایی طالبان از این سیاست‌ها دور نگه‌داشتن جامعه از «وسوسه‌های گناه» گفته می‌شود و برای رسیدن به این هدف، استفاده از هر وسیله‌ای را توجیه‌پذیر می‌دانند.

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، این منطق به یک ماشین اجرایی گسترده تبدیل شده است. زنان تا حد زیادی از زندگی عمومی حذف شده‌اند. در نزدیک به پنج سال گذشته، آنچه طالبان «شریعت اسلامی» می‌خوانند، از طریق ترکیبی از اجبار و ارعاب تحمیل شده است. افراد امر به معروف و نهی از منکر طالبان در سرک‌ها گشت می‌زنند، زنانی را که «بدحجاب» می‌خوانند بازداشت می‌کنند و مجازات‌های بدنی، از جمله شلاق در ملاءعام، برای کسانی اجرا می‌شود که از قوانین طالبان سرپیچی کنند.

اما ارقام، عمق این ماشین سرکوب را بهتر از هر توصیفی نشان می‌دهند. براساس گزارش سازمان حقوق بشری «رواداری»، مقام‌های طالبان در سال ۲۰۲۵ دست‌کم دو هزار و ۵۵۹ نفر را به‌طور خودسرانه بازداشت کرده‌اند؛ رقمی که تقریبا دو برابر سال پیش از آن است. براساس گزارش، بیشتر این بازداشت‌ها به نقض قوانین اخلاقی مربوط بوده است: پوشش (حجاب) نادرست، ریش کوتاه و رفتار عمومی ناپسند.

بدن، صحنه‌ی اصلی قدرت

الف. رسا، کارشناس ارشد رشته‌ی جامعه‌شناسی می‌گوید: «جامعه‌ی افغانستان، با پیشینه‌ای دینی و فرهنگی، همواره زندگی اجتماعی خود را در چارچوب‌های اسلامی سامان داده است و همواره مسلمان بوده‌اند. اما سیاست‌های رسمی طالبان چیزی فراتر از این پیشینه‌ی مشترک دینی است. آن‌ها بازتاب ساختارهای قبیله‌ای خاص و قرائت‌های انحصاری از نظم اجتماعی‌ اند که در آن، الگوهای از پیش تعیین‌شده جای انتخاب فردی را می‌گیرند.»

او تأکید می‌کند که در سیاست طالبان، پوشش زنان به یکی از میدان‌های اعمال قدرت تبدیل شده است؛ «در سیاست طالبان، پوشش زنان به میدانی برای اعمال قدرت تبدیل شده است. برقع، رنگ‌های تیره، ماسک و حذف هر نشانه‌ای از سلیقه‌ی شخصی، نه حکم دینی، که الزامات یک نظم بسیار بسته و انضباطی‌ اند. حتا رنگ لباس، نوع کفش یا پوشیدن شلوار می‌تواند موضوع ملاحظات امنیتی باشد.»

آقای رسا می‌گوید: «فوکو، از مهم‌ترین فیلسوفان قرن بیستم، در یکی از کتاب‌هایش می‌گوید: “قدرت، بدن‌های مطیع تولید می‌کند” و بدن و روان، نخستین قلمرو حک‌شدن قدرت و سلطه است.»

او ادامه می‌دهد: «برای حکومت طالبان، سلطه -که متضمن بقا است- اولویت اصلی است. برای طالبان مهم این است و طالبان می‌خواهند که نتیجه‌ی سلطه و برآیند سیاست‌های‌شان را بر تن تک‌تک مردم افغانستان ببینند. از این‌رو است که بازداشت زنان در هرات به بهانه‌ی نوع پوشش، صرفا یک سیاست دینی یا فرهنگی نیست؛ عمل سیاسی است.»

آقای رسا تأکید می‌کند: «هر نظام توتالیتر دیر یا زود به سراغ بدن می‌رود، زیرا بدن نزدیک‌ترین و ملموس‌ترین قلمرو قدرت است. سلطه بر بدن، سلطه بر زندگی روزمره و روح‌وروان آدم‌ها است. قدرت می‌خواهد نه فقط در زندان و اداره‌های حکومتی، بلکه در کوچه، در خانه، در آیینه و در لباس حاضر باشد. در این سیاست، زنان تنها نیستند. بدن مردان را هم با همین ترفند مراقبت می‌کنند.»

از نظر او، این نوع سلطه به‌ ندرت با زبان مستقیم بیان می‌شود؛ «این سلطه به‌ ندرت با نام واقعی‌اش که زورگویی است، ظاهر می‌شود. پشت واژه‌هایی چون “مبارزه با بی‌حجابی”، “جلوگیری از فحشا و فتنه” یا “مقاومت در برابر فرهنگ غربی” پنهان می‌شود. به این ترتیب، مسأله‌ی اصلی، یعنی کنترل بدن زنان و محدودسازی آزادی آنان، پشت پرده‌ای نمادین از فرهنگ و دین پنهان می‌ماند.»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه