رفتارهای تبعیض‌آمیز و زن‌ستیزانه در دادگاه‌های طالبان

اطلاعات روز
عکس: دادگاه استیناف شهر مزار شریف/اطلاعات روز

آثار سوختگی و کبودی ناشی از ضرب‌وشتم در بخش‌هایی از بدن مرسل (نام مستعار)، زن ۳۱ ساله، هنوز دیده می‌شد؛ اما قاضی طالبان در شهر مزار شریف درخواست تفریق او از شوهرش را رد کرد. جلسه‌ی رسیدگی به شکایت مرسل در ماه حوت برگزار شده بود، اما قاضی طالبان به جای رسیدگی به شکایت او، در قامت مدافع شوهرش ظاهر شد و او را به‌دلیل درخواست تفریق سرزنش کرد.

او به روزنامه اطلاعات روز گفت: «برایم گفت شما زنان به یک گپ خرد هم می‌گویید طلاق می‌خواهم. اگر شوهرت تو را زده، خوب کرده. زن باید حرف شوهرش را گوش کند و برایش احترام بکند. هر گپی شوهرت گفته بود می‌کردی تا او مجبور نمی‌شد تو را بزند. خدا می‌داند چه کردی که شوهرت را عصبی کردی و او تو را می‌زند.»

مرسل می‌گوید تلاش کرده است برای قاضی توضیح دهد که زندگی در یک خانه با مردی که به مواد مخدر معتاد است، سلامت و امنیت او را تهدید می‌کند. بااین‌حال و به‌گفته‌ی او، قاضی طالبان نه‌تنها به سخنانش توجه نکرد، بلکه هشدار داد که اگر بار دیگر درخواست تفریق مطرح کند، زندانی خواهد شد.

او گفت: «فکر می‌کردم اگر به محکمه بروم، من را درک می‌کند و به‌‌خاطر خشونتی که دیدیم شوهرم را مجازات می‌کنند و من می‌توانم طلاقم را بگیرم. اما قاضی با وجودی که آثار سوختگی و لت‌وکوب را در بدنم دید ولی از شوهرم دفاع کرد، گفت حتمی کدام کاری کردی که شوهرت مجبور شده دست به این کار بزند. قاضی برای من گفت یا همراه شوهرت که جوان و مقبول است زندگی می‌کنی یا هم دو سه ماه در زندان می‌باشی تا قدر شوهرت را بدانی.»

به‌گفته‌ی مرسل، پس از آن‌که درخواست تفریق او رد شد، خشونت‌های شوهرش شدت بیشتری پیدا کرد. او می‌گوید در سه ماه گذشته چندین بار دیگر مورد لت‌وکوب قرار گرفته است.

او گفت: «بعد از محکمه بدتر شده است. هر بار من را اخطار می‌دهد که اگر به گفتم نکنی می‌روم ازت شکایت می‌کنم. طالبان طرف من هستند. تو را زندانی می‌کنند. تا حالی چهار پنج بار دیگر لت‌وکوبم کرده است. فکر می‌کنم هیچ انسان نیستم. یک وسیله‌ای هستم که هربار شوهرم عصبی بود با لت کردن من خود را خالی می‌کند. از این زندگی کرده بمیرم خوب است.»

زندگی زیر سایه اعتیاد و خشونت

مرسل بدون آن‌که شناخت قبلی از همسرش داشته باشد، تحت اجبار با او ازدواج کرده است. او می‌گوید پس از ازدواج متوجه شده که همسرش به چرس، تابلت‌های نشئه‌آور و داروهایی چون «کا» و «تریمادول» اعتیاد دارد.

او می‌گوید: «شوهرم بیگانه است. پیش از عروسی هیچ‌‌کسی نمی‌فهمید که این قسم آدم بدخوی است و از اعتیادش خبر نداشتیم. مدت زیادی نامزد نبودیم تا بیشتر در مورد او معلومات پیدا کنم. سه ماه پس از نامزدی عروسی کردیم. پس از عروسی زندگیم تباه شد. از دست این آدم یک روز خوش ندیدم. هر روز جنگ و دعوا است و سر گپ‌های حق و ناحق مرا لت‌وکوب می‌کند. ۲۴ ساعت شوهرم عصاب خراب است و یک روز ندیدم که با خوش‌‌خویی با من رفتار بکند. اگر تنها جنگ و دعوا می‌بود تحمل می‌کردم ولی بسیار لت می‌کند. با هر چه در دستش بیاید می‌زند. با چوب و با سیم برق می‌زند. مشت‌ولگد می‌زند. من هم یک انسان هستم، نمی‌توانم این قسم رفتار را تحمل بکنم. تا چه وقت باید این قسم زندگی بکنم.»

مرسل می‌گوید اعتیاد شوهرش تنها به خشونت محدود نشده و شوهرش تمام طلا و دارایی‌هایش را برای خرید مواد مخدر و داروهای روان‌‌گردان فروخته است.

او گفت: «در خانه‌ هیچ چیزی نماند. مال خانه و زیوراتم را فروخت و تابلت خرید. وقتی عروسی کردیم یک لک (صد هزار افغانی) قرضدار شد و گردنبندم را فروخت قرض را خلاص کرد. بعد از او دیگر هر چیزی داشتم را فروخته به خود مواد می‌خرید. انگشترهایم، گوشواره‌ام، حتا چله نامزدی‌ام. همه‌ی‌شان را فروخت. حتی تلویزیون خانه‌ام را فروخت.» چیزی داشتم را فروخته به خود مواد می‌خرید. انگشترهایم، گوشواره‌ام، حتا چله نامزدی‌ام. همه‌ی‌شان را فروخت. حتی تلویزیون خانه‌ام را فروخت.»

زنان و مردان در صحن دادگاه استیناف در بلخ/اطلاعات روز

سوختگی با اتوی داغ

مرسل می‌گوید یکی از شدیدترین موارد خشونت زمانی رخ داد که شوهرش قصد داشت النگوهای او را نیز بفروشد. مخالفت او با این خواسته به لت‌وکوب شدید و سوختگی دستانش منجر شد.

او گفت: «وقتی گفت چوری‌هایت را بیار می‌فروشم برایش ندادم و مخالفت کردم. اول با مشت‌ولگد زیاد زد. هر قدر می‌گفتم نزن، فایده نداشت. لباس‌ها را همان لحظه اتو می‌کردم و اتو در برق بود. با اتوی داغ هر دو دستم را سوزاند. بسیار عمیق سوخت که تاهنوز جایش است و خوب نشده است.»

او افزود: «باز برایم گفت جای چوری‌هایت را بگو. من که برای روزهای بد آن‌ها را پس‌انداز کرده بودم، مخالفت کردم. طرف حویلی رفت. نفس عمیق کشیدم و فکر کردم دیگر نمی‌زند، اما نی. از حویلی یک شاخه درخت را شکست و با آن به من حمله کرد و بسیار مرا زد. تمام بدنم تکه‌تکه شد و جای زخم‌هایش تا چندین هفته باقی مانده بود.»

در کنار اعتیاد و خشونت شوهرش، مرسل با رنج دیگری نیز روبه‌رو است. او در طول دو سال زندگی مشترک دو بار باردار شده، اما هر دو بار جنین خود را از دست داده است. او می‌گوید نداشتن فرزند به بهانه‌ای برای تحقیر و سرزنش‌های مداوم شوهرش تبدیل شده است.

او گفت: «از یک طرف من را همیشه طعنه می‌دهد که تو نمی‌توانی طفل به دنیا بیاوری. دوبار باردار شدم اما قبل از رسیدن به ماه چهارم ناچار شدم سقط کنم. شوهرم به جای این‌که مرا نزد داکتر ببرد، برعکس همواره شکنجه‌ام می‌کند.»

صدای زنی که در دادگاه شنیده نشد

تجلا (نام مستعار)، زن ۲۸ ساله از ولایت بلخ، یکی دیگر از زنانی است که برای تفریق به دادگاه طالبان مراجعه کرده، اما درخواست او نیز از سوی قاضی رد شده است.

او به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید که شوهرش دو سال پس از ازدواج، بدون آن‌که توضیحی بدهد، برای هفته‌ها و گاه ماه‌ها ناپدید می‌شود و در این مدت هیچ هزینه‌ای برای خانواده پرداخت نمی‌کند.

او گفت: «روزها و هفته‌ها گم می‌شود، حتا یک زنگ زده احوال نمی‌گیرد. نمی‌دانم کجا می‌رود و چیه می‌کند. خرج و مصرف ما را هم نمی‌دهد. در خانه‌ی کرایی زندگی می‌کنیم. اولادهایم خرد هستند. هزار مصرف دارند. اما به خدا قسم اگر یک افغانی برای ما بدهد. تمام مصارف را خودم خیاطی و دست‌‌دوزی کرده پیدا می‌کنم.»

تجلا مادر دو فرزند است و می‌گوید به تنهایی هزینه‌های زندگی و مخارج کودکانش را تأمین می‌کند. به‌گفته‌ی او، شوهرش نه‌تنها از پرداخت نفقه خودداری می‌کند، بلکه هنگام حضور در خانه نیز رفتار خشونت‌آمیز دارد.

او گفت: «روزی که می‌آید یک هفته می‌باشد باز گم می‌شود. وقتی به شوهرم می‌گویم اولادهایت به محبتت نیاز دارند و تو مسئول زندگی ما هستی، باید نفقه‌ی من و طفل‌هایت را بدهی، جنگ و دعوا را شروع می‌کند و باز با مشت‌ولگد بالایم حمله می‌کند. تا روز رفتنش همین قسم جنگ و دعوا ادامه دارد. حتا اطفال را هم با سیلی لت‌وکوب می‌کند.»

او ناچار شد برای دادخواهی به دادگاه طالبان در مزار شریف مراجعه کند، اما به‌گفته‌ی خودش، نه‌تنها فرصت بیان مشکلاتش را پیدا نکرد، بلکه به اطاعت مطلق از شوهر توصیه شد.

او گفت: «شوهرم در محکمه قاضی را با دروغ‌ها قانع کرد که برای پیدا کردن مخارج زندگی باید سفر کند. به‌خاطر همین قاضی من را مکلف بر اطاعت از شوهرم کرد و گفت نافرمانی از شوهر برابر با نافرمانی از خداوند است. برای‌‌شان گفتم اجازه بدهید من هم گپ بزنم، درد دل خود را بگویم ولی گفتند تو زن هستی و هنوز هم گپ می‌زنی، اجازه نداری که چیزی بگویی.»

تجلا می‌گوید قاضی به او هشدار داده است که در هر شرایطی باید از شوهرش اطاعت کند و حق مخالفت با خواسته‌های او را ندارد.

او افزود: «دیگر نمی‌دانم به کجا مراجعه بکنم، چه کنم و از که کمک بخواهم. از این قسم شوهر داشتن کرده تنها باشم خوب است. من هم نیاز دارم یک مرد بالای سرم باشد، خرج خانه و اولادهایم را بدهد. تا چه وقت من خواری‌وزاری بکشم و شوهرم عیش‌ونوش خود را بکند؟ باز یک هفته هم که می‌آید من تحقیر و توهین و شکنجه‌ی او را تحمل بکنم؟»

قوانین تازه و مسیر دشوار دادخواهی زنان

یک ماه پیش وزارت عدلیه‌ی طالبان اعلام کرد که «اصول‌نامه‌ی جدایی زوج‌ها» را که توسط ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان، امضا شده است، منتشر کرده است. این اصول‌نامه اختیارات گسترده‌ای به مردان می‌دهد و در عین حال روند جدایی زنان از شوهران‌‌شان را دشوارتر می‌سازد.

در ماده ۲۲ این اصول‌نامه آمده است که حتا اگر زن تحت ظلم شوهر قرار داشته باشد، قاضی دادگاه نمی‌تواند تنها براساس درخواست زن و بدون رضایت مرد حکم طلاق صادر کند. تفسیر این ماده نشان می‌دهد که قاضی طالبان بدون رضایت شوهر قادر به صدور حکم جدایی نیست. این در حالی است که مرد می‌تواند با بیان واژه‌ی «طلاق»، به زندگی مشترک پایان دهد.

در مجموع، این اصول‌نامه شرایط درخواست تفریق را برای زنان دشوارتر کرده و راه‌های قانونی موجود برای رهایی آنان از روابط خشونت‌آمیز را محدودتر ساخته است.

حکومت طالبان تمامی قاضیان زن و بخش بزرگی از کارکنان زن نهادهای عدلی و قضایی را از وظایف‌‌شان برکنار کرده است. در حال حاضر، ساختار نهادهای عدلی و قضایی اغلب در اختیار نیروهای طالبان، فرماندهان این گروه و افراد نزدیک به آنان قرار دارد. در چنین ساختاری، بسیاری از زنان برای پیگیری حقوق و دادخواهی خود با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.

همچنین برخلاف دوران نظام جمهوریت که نهادهای دولتی و سازمان‌های مدافع حقوق زنان در زمینه‌ی حمایت حقوقی از زنان و رسیدگی به پرونده‌های آنان در دادگاه‌ها فعالیت می‌کردند، طالبان فعالیت بسیاری از این نهادها را متوقف کرده و اجازه‌ی ادامه‌ی کار به آن‌ها نداده‌اند.

طالبان همچنان آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کرده و بخش گسترده‌ای از زنان را از حق کار در اداره‌های دولتی و بسیاری از بخش‌های خصوصی محروم ساخته‌اند. در چنین چارچوبی، دسترسی زنان به حقوق قانونی و پیگیری دادخواهی در نهادهای عدلی و قضایی بیش از پیش دشوار به نظر می‌رسد.

داستان زندگی مرسل و تجلا، روایت شماری از زنان افغانستان در دوران حاکمیت طالبان است؛ زنانی که با وجود تحمل خشونت، ضرب‌وشتم، تحقیر و بی‌مسئولیتی همسران‌‌شان، راهی برای رهایی از زندگی مشترک نمی‌یابند. آنان برای دادخواهی به دادگاه‌ها مراجعه می‌کنند، اما در بسیاری موارد با رد درخواست تفریق و تصمیم‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به سود مردان صادر می‌شود.

در چنین شرایطی، بسیاری از زنان ناچار اند به زندگی در خانه‌هایی ادامه دهند که در آن با خشونت و آزار مواجه‌ اند. برای این زنان، دادگاه نه راهی برای پایان دادن به رنج، بلکه بخشی از مسیری است که آنان را به تحمل بیشتر وادار می‌کند و گزینه‌های اندکی برای جدایی و آغاز زندگی مستقل باقی می‌گذارد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه