زمین همچنان می‌گردد؛ از محاکمه‌ی گالیله تا اظهارات وزیر امر به معروف طالبان

اطلاعات روز
Photo: WAKIL KOHSAR / AFP

جمشید وکیلی


در تاریخ اندیشه‌ی بشری، کم‌تر نبردی به‌ اندازه‌ی نزاع میان «مرجعیت دینی» و «عقل مستقل» سرنوشت‌ساز بوده است. یکی از کهن‌ترین و در عین حال آموزنده‌ترین نمونه‌های این نزاع، ماجرای جایگاه زمین در کائنات است؛ ستیزی که سرانجام چهره‌ی تمدن غرب را دگرگون کرد و امروز، وقتی نگاه‌مان را به افغانستان زیر حاکمیت طالبان می‌اندازیم، بار دیگر طنین آن را می‌شنویم.

برای نزدیک به هزار سال، کلیسای مسیحی به مردم اروپا آموخته بود که زمین -ثابت و بی‌حرکت- در مرکز جهان قرار دارد و خورشید، ماه و ستارگان به گرد آن می‌چرخند. این باور نه یک نظریه‌ی علمی میان چند نظریه‌ی دیگر، بلکه بخشی از حقیقت مقدس و انکارناپذیر بود؛ چیزی که پرسش درباره‌ی آن، زیر سؤال بردن نظم الهی جهان به‌ شمار می‌رفت.

این یقین دیرپا سرانجام با کتابی از یک کشیش لهستانی، نیکولاوس کوپرنیک، به لرزه افتاد. کوپرنیک که کتابش را تا واپسین سال زندگی‌اش منتشر نکرده بود، مدعی شد زمین نه مرکز جهان، بلکه تنها یکی از سیاراتی است که به دور خورشید می‌گردد. ادعایی ساده در ظاهر، اما در باطن، بمبی بود که زیر پایه‌های نظم فکری قرون‌وسطا کاشته شد.

واکنش رهبران دینی به این نظریه، تند و بی‌پرده بود. مارتین لوتر، بنیان‌گذار جریان پروتستان، کوپرنیک را «منجم تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ای» خواند که می‌کوشد آسمان و زمین را وارونه کند، و به داستان یوشع در عهد عتیق استناد کرد که در آن -به روایت کتاب مقدس- خورشید بود که به فرمان خدا از حرکت بازایستاد، نه زمین. استدلال او روشن بود: اگر کتاب مقدس از توقف خورشید سخن می‌گوید، پس این خورشید است که حرکت می‌کند، نه زمین.

ژان کالون نیز با همان قاطعیت پرسید چه‌کسی جرأت می‌کند مرجعیت یک منجم را برتر از مرجعیت روح‌القدس بنشاند. پیام او نیز واضح بود: هرگاه میان یافته‌ی تازه‌ای علمی و تفسیر رسمی از کتاب مقدس تعارضی پیش آید، حرف آخر را باید متن مقدس بزند، نه مشاهده و استدلال بشری.

گالیله، محکمه و زمزمه‌ای که تاریخ شد

چند دهه بعد، گالیله با تلسکوپ و مشاهده مستقیم آسمان، نه‌تنها گردش زمین به دور خورشید، که چرخش آن به دور محور خویش را نیز ثابت کرد. اما کلیسا برای دفاع از باور کهن، محکمه‌ای تشکیل داد و گالیله را به بدعت متهم ساخت. او برای رهایی از مجازات، ناچار شد در برابر دادگاه توبه کند و قول دهد دیگر از حرکت زمین سخن نگوید.
روایتی مشهور می‌گوید گالیله هنگام امضای توبه‌نامه، زیر لب زمزمه کرد: «و با این‌همه، هنوز می‌گردد.» این جمله، صادق باشد یا افسانه، به نمادی جاودان از این حقیقت بدل شد که واقعیت طبیعت، به فرمان هیچ محکمه‌ای متوقف نمی‌شود.

آنچه گالیله آغاز کرده بود، اسحاق نیوتن آن را با دقت ریاضی به فرجام رساند. با تدوین قوانین حرکت و جاذبه، نیوتن نشان داد که حرکت اجرام آسمانی را می‌توان بدون ارجاع به هیچ مرجعیت کهنی، تنها با مشاهده، محاسبه و استدلال فهمید. آسمان، که تا دیروز قلمرو رازآمیز تفسیر متون مقدس بود، به کتابی بدل شد که خود انسان می‌توانست آن را بخواند.

از همین‌جا پرسشی بزرگ‌تر زاده شد: اگر حرکت سیارات را می‌توان با عقل و ریاضیات فهمید، چرا رفتار و طبیعت انسان را نتوان چنین فهمید؟ این پرسش، در سه قرن پس از نیوتن، موتور محرک روشنگری اروپا شد و جایگاه مرجعیت سنتی و دینی در تبیین جهان را به‌ تدریج متزلزل ساخت. انسان اروپایی آموخت که می‌تواند از جهان بپرسد، می‌تواند حتا نهادهای قدرتمند دینی را به پرسش بگیرد، و برای هر ادعایی، دلیل بخواهد.

طنین همان نزاع در افغانستان امروز

اکنون اگر از دل این تاریخ به افغانستان امروز بازگردیم، سخنان اخیر وزیر امر به معروف طالبان درباره‌ی بی‌جایگاهی عقل و منطق در دین، دیگر یک اظهارنظر ساده و گذرا به نظر نمی‌رسد. این سخن، بازتاب همان نگرانی دیرینه‌ای است که در تاریخ بارها خود را نشان داده: نگرانی از این‌که اگر انسان‌ها آزادانه بیندیشند، بپرسند و استدلال کنند، از اقتدار کسانی که خود را صاحب انحصاری حقیقت می‌دانند کاسته خواهد شد.

از همین‌رو است که چنین جریان‌هایی می‌کوشند هر اندیشه‌ای را که ممکن است انسان را به پرسیدن وادارد، پیش از آن‌که ریشه بدواند، در نطفه خفه کنند؛ زیرا انسان پرسشگر، انسانی نیست که به‌ سادگی فرمان‌بردار بماند.

زمین همچنان می‌گردد

تاریخ اروپا نشان داد که سرانجام هیچ محکمه‌ای، هیچ فرمانی و هیچ اقتداری نمی‌تواند برای همیشه جلوی حرکت عقل بشری را بگیرد. زمین به گردش خود ادامه داد، حتا وقتی گالیله مجبور به سکوت شده بود. پرسش امروز این است که آیا افغانستان نیز -دیر یا زود- از دل همین خفقان، راهی به‌سوی همان بیداری خواهد یافت که اروپا چند قرن پیش آن را از سر گذراند؛ بیداری‌ای که ریشه‌اش نه در انکار باور، بلکه در باز نگه‌داشتن راه پرسیدن بود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه