از ذهن کارمندی به کنش کارآفرینی و سرمایه‌گذاری

اطلاعات روز
Photo: publicdomainpicures.net

نویسنده: حیات‌الله شریفی


این دیدگاه که «کارمندی شاید پرریسک‌ترین مسیر شغلی باشد» بحث مهمی را درباره‌ی آینده‌ی شغلی نسل تحصیل‌کرده مطرح می‌کند، اما نمی‌توان آن را به‌عنوان یک حکم عمومی پذیرفت. کارمندی و کارآفرینی هرکدام ریسک‌ها، فرصت‌ها و محدودیت‌های خاص خود را دارند. مسأله‌ی مهم‌تر این است که جامعه چگونه می‌تواند از ظرفیت نیروی انسانی تحصیل‌کرده برای ایجاد ارزش اقتصادی و فرصت‌های شغلی بیشتر استفاده کند.

تجربه‌ی کشورها نشان می‌دهد رشد اقتصادی تنها با افزایش شمار کارمندان شکل نمی‌گیرد. سرمایه‌گذاری، ایجاد شرکت‌های جدید، نوآوری، افزایش بهره‌وری و گسترش تولید و خدمات نیز از عوامل مهم رشدند. در بسیاری از اقتصادها، بنگاه‌های جوان و تازه‌تأسیس سهم چشم‌گیری در ایجاد مشاغل تازه دارند؛ هرچند با ریسک بالاتر و احتمال شکست بیشتری روبه‌رو هستند.

فرد تحصیل‌کرده‌ای که وارد اداره، شرکت یا نهادی می‌شود، می‌تواند دانش و تخصص خود را به تولید کالا یا ارائه‌ی خدمت تبدیل کند و بخشی از ارزش اقتصادی جامعه را بسازد. اما اگر فردی در کنار تخصص، توانایی ایجاد و توسعه‌ی کسب‌وکار را نیز داشته باشد، دامنه‌ی اثرگذاری او گسترده‌تر می‌شود. یک شرکت کوچک ممکن است در آغاز تنها برای مؤسس آن درآمد ایجاد کند، اما در صورت رشد می‌تواند برای دیگران فرصت کاری بسازد، سرمایه جذب کند، محصول یا خدمت تازه ارائه دهد و بخشی از چرخه‌ی اقتصاد را فعال کند.

این نکته برای جوامعی که با کمبود فرصت‌های شغلی روبه‌رو هستند، اهمیت بیشتری دارد. اگر همه‌ی تحصیل‌کردگان تنها در پی یافتن شغل موجود باشند، شمار فرصت‌ها به اندازه‌ی نیاز جامعه افزایش نمی‌یابد. بخشی از این نیاز را باید از راه ایجاد کسب‌وکارهای جدید، سرمایه‌گذاری و توسعه‌ی فعالیت‌های اقتصادی پاسخ داد.

در جامعه‌ی هزاره نیز در سال‌های اخیر شمار قابل‌توجهی از جوانان به دانشگاه راه یافته و در رشته‌هایی مانند پزشکی، مهندسی، اقتصاد، علوم اجتماعی، فناوری و دیگر حوزه‌های تخصصی آموزش دیده‌اند. این سرمایه‌ی انسانی فرصتی مهم است، اما صرف داشتن مدرک دانشگاهی به توسعه‌ی اقتصادی منجر نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد، تبدیل دانش و تخصص به فعالیت اقتصادی پایدار است.

یکی از کمبودها، فاصله میان «تخصص» و «کارآفرینی» است. ممکن است جامعه‌ای متخصصان زیادی داشته باشد، اما شرکت‌های بزرگ و متوسط، سرمایه‌گذاری پایدار و کسب‌وکارهای رقابت‌پذیر در آن کم باشد. در چنین وضعیتی، بخشی از نیروی متخصص ناچار می‌شود برای یافتن کار به بازارهای دیگر مهاجرت کند؛ در حالی که همین ظرفیت، در صورت وجود سرمایه، مدیریت و محیط مناسب، می‌توانست به ایجاد فرصت‌های شغلی در داخل کمک کند.

البته کارآفرینی نسخه‌ عمومی همه نیست. هر فردی الزاما کارآفرین موفق نمی‌شود و هر کسب‌وکاری دوام نمی‌آورد. راه‌اندازی شرکت به سرمایه، شناخت بازار، مدیریت، مهارت‌های مالی، دسترسی به مشتری و تحمل ریسک نیاز دارد. بسیاری از کسب‌وکارهای تازه نیز در سال‌های نخست شکست می‌خورند. از این‌رو، اقتصاد سالم به مجموعه‌ای از نقش‌ها نیاز دارد: کارمندان متخصص، کارآفرینان، سرمایه‌گذاران، مدیران و نیروی فنی و حرفه‌ای.

از سوی دیگر، نباید نقش کارمندان را کم‌اهمیت دانست. شرکت‌ها و نهادها بدون نیروی متخصص نمی‌توانند فعالیت کنند و بسیاری از کارآفرینان موفق نیز برای پیشبرد کسب‌وکار خود به کارکنان حرفه‌ای نیاز دارند. پس مسأله‌ی اصلی، انتخاب میان دو مسیر متضاد نیست؛ مسأله ایجاد تعادل میان تخصص، سرمایه و کارآفرینی است.

تجربه‌ی اقتصادهای مختلف نشان می‌دهد داشتن ایده یا اختراع، به‌ تنهایی ارزش اقتصادی بزرگی ایجاد نمی‌کند. ایده زمانی به فعالیت اقتصادی مؤثر تبدیل می‌شود که امکان تأمین سرمایه، مدیریت، تولید، بازاریابی و دسترسی به بازار فراهم باشد. فاصله میان اختراع و محصولی که در بازار به‌طور گسترده استفاده شود، همان جایی است که سرمایه‌گذاری و کارآفرینی اهمیت پیدا می‌کند.

برای نسل تحصیل‌کرده، شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار پرسش همیشگی «کجا برای من کار پیدا می‌شود؟» پرسش دیگری هم مطرح شود: «چه مشکلی وجود دارد که می‌توانم با دانش و مهارت خود آن را حل کنم؟» این پرسش می‌تواند نگاه به کار و اقتصاد را تغییر دهد؛ از جست‌وجوی صرف برای یک موقعیت شغلی به فکر ایجاد ارزش اقتصادی تازه.

در نهایت، توسعه‌ی اقتصادی تنها زمانی پایدارتر می‌شود که نیروی انسانی تحصیل‌کرده بتواند دانش خود را به تولید، خدمات، سرمایه‌گذاری، نوآوری و کسب‌وکار تبدیل کند. جامعه‌ای که هم متخصص تربیت کند و هم زمینه‌ی فعالیت کارآفرینان و سرمایه‌گذاران را فراهم سازد، ظرفیت بیشتری برای ایجاد شغل و افزایش درآمد خواهد داشت. بنابراین، بحث اصلی نه «کارمندی یا کارآفرینی»، بلکه چگونگی استفاده از ظرفیت هر دو برای ساختن اقتصادی پویاتر است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه