اوباشان آنلاین

چگونه فضای آنلاین خشونت کلامی را بازتولید می‌کند؟

اطلاعات روز
photo: AI Generated

نویسنده: عدیل غزنوی


فضای مجازی قرار بود میدان گفت‌وگو باشد؛ جایی که فاصله‌های جغرافیایی از میان برود، آدم‌ها آزادانه‌تر سخن بگویند و صداهایی شنیده شود که در جهان واقعی کم‌تر فرصت شنیده‌شدن دارند. اما همین میدان گفت‌وگو، در بسیاری از موارد، به صحنه‌ای برای توهین، تحقیر، تمسخر و نفرت‌پراکنی تبدیل شده است. پشت صفحه‌های تلفن همراه، کلماتی نوشته می‌شوند که شاید نویسندگان آن‌ها هرگز جرأت گفتن‌شان را در یک گفت‌وگوی رو‌در‌رو و آزاد نداشته باشند.

«اوباشان آنلاین» الزاما گروهی سازمان‌یافته از افراد خشن نیستند؛ این تعبیر بیشتر به نوعی رفتار اشاره دارد: کاربری که به‌ جای استدلال، توهین می‌کند؛ به‌ جای نقد، شخصیت طرف مقابل را هدف می‌گیرد و به‌ جای گفت‌وگو، حذف و تحقیر دیگری را انتخاب می‌کند. مسأله زمانی جدی‌تر می‌شود که این رفتار از یک فرد به گروهی از کاربران سرایت کند و خشونت کلامی، نه یک استثنا، بلکه بخشی از زبان رایج فضای آنلاین جامعه‌ی ما دانسته شود.

پرسش اساسی این است: چرا فضای مجازی تا این اندازه مستعد بازتولید خشونت کلامی است؟ پاسخ آن را نمی‌توان تنها در «بی‌ادبی کاربران» جست‌وجو کرد. بلکه عواملی چون روان‌شناسی فرد، ساختار گروه‌های اجتماعی، احساس هویت جمعی، ناشناسی کاربران و حتا سازوکار پلتفرم‌های اجتماعی، همگی در شکل‌گیری این پدیده نقش دارند.

در چنین شرایطی، فرد نه‌تنها از خشونت دیگران می‌آموزد، بلکه از واکنش جمع نیز یاد می‌گیرد که چه نوع زبانی در این فضا پاداش می‌گیرد. از همین‌جا «اوباشی‌گری آنلاین» می‌تواند از یک رفتار فردی به یک رفتار جمعی تبدیل شود. دیگر مسأله فقط یک کاربر خشمگین نیست؛ مسأله شبکه‌ای از کاربرانی است که یکدیگر را در استفاده از زبان تهاجمی تقویت می‌کنند.

پژوهش‌های جدید نیز نشان می‌دهند که کاربران ممکن است میزان خشم و خصومت موجود در شبکه‌های اجتماعی را بیش از اندازه واقعی تصور کنند. این برداشت می‌تواند تصور افراد از خصومت میان گروه‌ها را تشدید کند و فضای ارتباطی را خصمانه‌تر نشان دهد (برَیدی و همکاران، ۲۰۲۳).

چگونه خشونت کلامی در فضای آنلاین عادی می‌شود؟

خشونت کلامی معمولا از یک جمله‌ی کوچک آغاز می‌شود؛ یک تمسخر، یک دشنام یا یک برچسب تحقیرآمیز. اما در فضای آنلاین، همین جمله می‌تواند با ده‌ها واکنش، صدها بازنشر و هزاران مشاهده همراه شود. آنچه در ابتدا رفتار یک فرد است، ممکن است به‌ سرعت به «هنجار» یک جمع تبدیل شود.

جان سولر، روان‌شناس، در یک نظریه‌ی مشهور خود با عنوان «اثر بازداری‌زدایی آنلاین» توضیح می‌دهد که افراد در فضای آنلاین گاهی رفتارها و سخنانی را بروز می‌دهند که در تعامل چهره‌به‌چهره کم‌تر انجام می‌دهند. او عواملی مانند ناشناسی، نامرئی‌بودن، غیرهم‌زمانی ارتباط و کاهش احساس اقتدار و نظارت اجتماعی را از عوامل مؤثر بر این وضعیت می‌داند (سولر، ۲۰۰۴).

به بیان ساده، فرد در برابر صفحه‌ی نمایش، انسان دیگری را با تمام واکنش‌های انسانی‌اش نمی‌بیند. چهره، لحن صدا و واکنش فوری طرف مقابل حذف می‌شود. همین فاصله می‌تواند هزینه‌ی روانی توهین را کاهش دهد.

اما مسأله تنها «ناشناسی» نیست. گاهی افراد با نام واقعی خود نیز درگیر خشونت کلامی می‌شوند. در این‌جا پای گروه و هنجارهای اجتماعی به میان می‌آید. وقتی کاربر می‌بیند دیگران برای یک نظر توهین‌آمیز ده‌ها پسند (لایک) دریافت می‌کنند، ممکن است به این نتیجه برسد که چنین زبانی در آن جمع پذیرفته شده و باید آن را گسترش داد.

چیزی که آلبرت بندورا در نظریه‌ی یادگیری اجتماعی می‌گوید، این است که فرد از طریق مشاهده و تقلید رفتار دیگران یاد می‌گیرد.

پژوهش ویلیام برَیدی و همکارانش درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی نشان داده است که بازخورد مثبت برای ابراز خشم اخلاقی می‌تواند احتمال تکرار این نوع بیان را افزایش دهد؛ کاربران همچنین تمایل دارند شیوه بیان خود را با هنجارهای رایج جامعه در شبکه اجتماعی‌شان هماهنگ کنند و آن را تقویت نمایند (برَیدی و همکاران، ۲۰۲۱).

بنابراین، خشونت کلامی تنها تولید نمی‌شود؛ آموخته، پاداش داده و تکرار می‌شود.

راهکارهای مهار اوباشی‌گری آنلاین

برای مهار اوباشی‌گری آنلاین، از سواد رسانه‌ای تا مسئولیت پلتفرم‌ها باید مورد مطالعه قرار گیرد.

مقابله با خشونت کلامی در فضای مجازی با بستن یک حساب کاربری یا حذف چند کامنت توهین‌آمیز به پایان نمی‌رسد. خشونت آنلاین، برخلاف آنچه گاهی تصور می‌شود، یک رفتار منفرد و اتفاقی نیست؛ پدیده‌ای است که در پیوند میان روان‌شناسی فرد، هنجارهای گروهی، فرهنگ عمومی و ساختار پلتفرم‌های دیجیتال شکل می‌گیرد. از همین رو، اگر قرار باشد «اوباشی‌گری آنلاین» مهار شود، باید به جای برخورد مقطعی با نشانه‌ها، چرخه‌ی تولید و بازتولید خشونت را هدف قرار داد و موارد زیر را دنبال و تقویت کرد.

۱ـ حذف حساب‌های کاربری خشونت‌زا

حذف چند حساب کاربری کافی نیست؛ باید چرخه‌ی خشونت شکسته شود. حذف حساب‌هایی که به‌صورت مداوم دیگران را تهدید، تحقیر یا آزار می‌‌دهند، ضروری است؛ اما این اقدام تنها یکی از حلقه‌های مقابله با خشونت آنلاین است. اگر فرهنگ، هنجار و سازوکارهایی که خشونت را تولید می‌کنند دست‌نخورده باقی بمانند، حذف یک حساب می‌تواند صرفا جای خالی یک کاربر را ایجاد کند و کاربر دیگری همان رفتار را تکرار کند.

در جامعه‌شناسی، رفتار فردی را نمی‌توان همیشه جدا از محیط اجتماعی آن فهمید. انسان در خلاء رفتار نمی‌کند؛ هنجارهای گروه، واکنش دیگران و میزان پذیرش اجتماعی یک رفتار، بر ادامه یا توقف آن اثر می‌گذارد.

از منظر نظریه‌ی یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، افراد فقط از تجربه‌ی مستقیم خود نمی‌آموزند؛ آنان رفتار دیگران و پی‌آمد آن رفتار را نیز مشاهده و تقلید می‌کنند.

در چنین شرایطی، حذف حساب متخلف ضروری است، اما کافی نیست. باید پاداش اجتماعی خشونت نیز کاهش یابد.

به عبارت دیگر، مسأله فقط این نیست که چه‌کسی توهین کرده است؛ باید پرسید چرا این توهین دیده شده، چرا تکثیر شده و چرا برای تولیدکننده‌ی آن توجه و اعتبار به همراه آورده است.

بنابراین نخستین راه‌حل، برخورد با حساب‌های متخلف در کنار اصلاح محیطی است که در آن خشونت می‌تواند تکثیر شود.

۲ـ سواد رسانه‌ای

کاربر باید قبل از انتشار، پی‌آمد کلماتش را بفهمد. یکی از جدی‌ترین راه‌های مقابله با خشونت کلامی، افزایش سواد رسانه‌ای است. سواد رسانه‌ای تنها این نیست که فرد بداند چگونه یک حساب کاربری بسازد یا یک ویدیو منتشر کند. متأسفانه، سواد رسانه‌ای در میان کاربران جامعه‌ی آنلاین ما گاهی تنها به همین دو مهارت محدود می‌شود؛ در حالی که کاربر باسواد رسانه‌ای باید بتواند تشخیص دهد چه محتوایی تحریک‌کننده است، چه زمانی احساسات او در حال هدایت‌شدن است و چگونه یک واکنش لحظه‌ای می‌تواند به یک بحران عمومی عمیق در سطح جامعه تبدیل شود.

در روان‌شناسی اجتماعی، کنترل رفتار تا حد زیادی با توانایی فرد برای ارزیابی پی‌آمدهای رفتار ارتباط دارد. وقتی فرد پیش از واکنش درنگ می‌کند و پی‌آمد احتمالی رفتار خود را می‌سنجد، احتمال رفتار تکانشی کاهش می‌یابد.

این‌جا غست که سواد رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند: کاربر باید پیش از آن‌که بپرسد «آیا می‌توانم این را بنویسم»، بپرسد «اگر این را بنویسم، چه اتفاقی می‌افتد؟»

یک فراتحلیل گسترده در سال ۲۰۲۵ که ۱۶۰ مداخله‌ی سواد رسانه‌ای را در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۸۳ تا ۲۰۲۳ بررسی کرده، نشان داده است که مداخلات سواد رسانه‌ای در مجموع آثار مثبتی دارند؛ به‌ویژه اثرهای قوی‌تری بر دانش و برخی پی‌آمدهای مرتبط با باورهای انتقادی و نگرش‌ها مشاهده شده است (چو، کارپنتر و لی، ۲۰۲۵).

این یافته برای جوامعی که شبکه‌های اجتماعی به بخش مهمی از زندگی روزمره تبدیل شده‌اند، پیام روشنی دارد: مقابله با خشونت آنلاین باید از مکتب، دانشگاه، خانواده و رسانه آغاز شود.

آموزش سواد رسانه‌ای باید به افراد بیاموزد که هر واکنش خشم‌آلود الزاما شجاعت نیست، هر مخالفتی دشمنی نیست و هر انتقادی مجوز توهین نیست.

۳ـ مسئولیت‌پذیری کاربران

فضای مجازی به افراد فرصت داده است که صدای خود را بلندتر از گذشته به گوش دیگران برسانند. این فرصت ارزشمند است؛ اما آزادی بیان بدون مسئولیت اجتماعی می‌تواند به وسیله‌ای برای تحقیر، تهدید و حذف دیگران تبدیل شود.

از دیدگاه روان‌شناسی اجتماعی، انسان‌ها رفتار خود را با هنجارهای گروهی تنظیم می‌کنند. اگر یک جامعه‌ی مجازی به این باور برسد که توهین «طبیعی» است، احتمال تکرار آن افزایش پیدا می‌کند. برعکس، اگر همان گروه نشان دهد که نقد محترمانه ارزشمند و توهین ناپذیرفتنی است، هنجار اجتماعی تغییر می‌کند.

بنابراین، مسئولیت مقابله با خشونت فقط بر دوش مدیران شبکه‌های اجتماعی نیست. کاربرانی که خشونت را می‌بینند نیز بخشی از معادله‌ اند.

یک کاربر می‌تواند به‌ جای بازنشر محتوای توهین‌آمیز، آن را گزارش کند؛ به‌ جای تشویق فرد مهاجم، از گفت‌وگوی منطقی حمایت کند و به‌ جای پیوستن به حمله‌ی گروهی، فضای بحث را آرام کند.

این همان جایی است که مفهوم «تماشاگر» اهمیت پیدا می‌کند. در یک نزاع واقعی، تماشاگر می‌تواند نزاع را تشدید یا آرام کند. در فضای مجازی نیز کسانی که با پسند، بازنشر و نظر به محتوای خشونت‌آمیز واکنش نشان می‌دهند، ناخواسته می‌توانند به چرخه‌ی خشونت انرژی بدهند.

بنابراین، مقابله با اوباشی‌گری آنلاین نیازمند تغییر یک فرهنگ است: نباید هر محتوای تند را با توجه و بازنشر پاداش داد.

۴ـ آموزش گفت‌وگوی مدنی

یکی از ریشه‌های خشونت کلامی این تصور است که هرکس با ما مخالف باشد، دشمن ما است. در چنین فضایی، بحث سیاسی، اجتماعی، قومی، فرهنگی یا حتا ورزشی می‌تواند به حمله‌ی شخصی تبدیل شود.

آموزش گفت‌وگوی مدنی دقیقا در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند.

گفت‌وگوی مدنی به معنای حذف اختلاف نیست؛ برعکس، جامعه‌ی سالم جامعه‌ای است که در آن اختلاف نظر وجود دارد، اما اختلاف به خشونت تبدیل نمی‌شود.

در روان‌شناسی اجتماعی، یکی از راه‌های کاهش خصومت میان گروه‌ها، افزایش تماس و تعامل معنادار و کاهش نگاه کلیشه‌ای به گروه مقابل است. وقتی طرف مقابل تنها به‌عنوان یک «کاربر ناشناس» یا «عضو فلان گروه» دیده شود، انسانیت او آسان‌تر نادیده گرفته می‌شود.

در فضای مجازی باید فرهنگ گفتن جمله‌هایی مانند «با نظر شما مخالفم» جای «تو احمق هستی» را بگیرد؛ نقد ایده جای حمله به شخصیت را بگیرد و استدلال جای تحقیر را.

حتا مداخلات بسیار ساده نیز می‌توانند برای ایجاد درنگ در رفتار کاربر مفید باشند. یک مطالعه‌ی بزرگ در سال ۲۰۲۴، هفت نوع مداخله‌ی رفتاری برای تقویت گفت‌وگوی مدنی را در یک آزمایش پیش‌ثبت‌شده با چهار هزار و ۸۱ شرکت‌کننده مقایسه کرد. نتایج نشان داد هیچ‌یک از این مداخلات به‌طور معناداری تعامل با محتوای زیان‌بار را کاهش ندادند؛ بااین‌حال، برخی از آن‌ها بر تعامل با محتوای سالم اثرهایی داشتند (سلادین، پانیچا و کاپرارو، ۲۰۲۴).

از همین رو، آموزش گفت‌وگوی مدنی باید از سطح شعار فراتر رود و به مهارت تبدیل شود: چگونه مخالفت کنیم؟ چگونه نقد کنیم؟ چگونه خشم خود را مدیریت کنیم؟ و چگونه بدون تحقیر طرف مقابل، از دیدگاه خود دفاع کنیم؟

۵- گزارش و مهار آزار آنلاین؛ پلتفرم‌ها نیز باید پاسخ‌گو باشند

اگر پلتفرم‌ها فقط محل انتشار محتوا باشند و در برابر آزار، تهدید و نفرت‌پراکنی هیچ مسئولیتی احساس نکنند، مقابله با خشونت آنلاین دشوار خواهد بود.

پلتفرم‌های دیجیتال باید ابزارهای ساده، قابل دسترس و قابل اعتماد برای گزارش محتوای آزارگرانه فراهم کنند؛ کاربر باید بداند اگر مورد تهدید یا تحقیر سازمان‌یافته قرار گرفت، به کجا مراجعه کند و چه روندی برای رسیدگی وجود دارد.

اما مسأله فقط گزارش‌دادن نیست. طراحی پلتفرم نیز اهمیت دارد.

برای مثال، ایجاد یک درنگ پیش از انتشار محتوای شدیدا توهین‌آمیز، نمایش هشدار، آسان‌کردن گزارش، محدودکردن مزاحمت‌های تکراری و فراهم‌کردن امکان کنترل تعاملات می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد.

بااین‌حال، نباید تصور کرد که هر «تلنگر رفتاری» یا پیام هشدار به‌ تنهایی مشکل را حل می‌کند. همان آزمایش سال ۲۰۲۴ درباره‌ی هفت مداخله نشان داد که این پیام‌ها به‌ تنهایی نتوانستند تعامل با محتوای زیان‌بار را به‌طور معناداری کاهش دهند (سلادین و همکاران، ۲۰۲۴).

این یافته یک نکته‌ی مهم دارد: مبارزه با خشونت آنلاین نسخه‌ی یک‌خطی ندارد.

در واقع، ساختن یک فرهنگ دیجیتال مسئولانه است؛ فرهنگی که در آن آزادی بیان محفوظ بماند، اما آزادی توهین به نام آزادی بیان مشروعیت پیدا نکند.

در نهایت، مسأله فقط این نیست که چه‌کسی باید خشونت کلامی را متوقف کند. پرسش مهم‌تر این است که آیا جامعه حاضر است برای کلمات خود همان مسئولیتی را بپذیرد که در جهان واقعی برای رفتارهایش می‌پذیرد؟

اگر پاسخ مثبت باشد، فضای مجازی می‌تواند از میدان واکنش‌های خشم‌آلود به میدان گفت‌وگو تبدیل شود؛ و اگر پاسخ منفی باشد، «اوباشان آنلاین» همچنان نه یک استثنا، بلکه بخشی از فرهنگ ارتباطی ما خواهند بود.


منابع:

۱. سولر، جان، (۲۰۰۴)، «اثر بازداری‌زدایی آنلاین»، سایبرپسیکولوژی و رفتار.

۲. برَیدی، ویلیام جی؛ مک‌لافلین، کیلین؛ دوآن، توان ان. و کراکت، مولی جی، (۲۰۲۱)، «چگونه یادگیری اجتماعی، بیان خشم اخلاقی را در شبکه‌های اجتماعی آنلاین تقویت می‌کند».

۳. برَیدی، ویلیام جی؛ مک‌لافلین، کیلین ال؛ تورس، مارک پی و همکاران، (۲۰۲۳)، «بیش‌برآورد خشم اخلاقی در شبکه‌های اجتماعی آنلاین، باورها درباره‌ی خصومت میان گروه‌ها را افزایش می‌دهد».

۴. سلادین، تاتیانا؛ پانیچا، فولکو و کاپرارو، والریو، (۲۰۲۴)، «تقویت گفت‌وگوی مدنی در شبکه‌های اجتماعی با استفاده از تلنگرهای رفتاری: آزمون هفت مداخله».

۵. بندورا، آلبرت، (۱۹۷۷)، نظریه‌ی یادگیری اجتماعی، انتشارات پرنتیس-هال.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه