باید پشتون باشی تا بتوانی در خوابگاه زندگی کنی

اطلاعات روز
photo: social media

شماری از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی در شمال افغانستان می‌گویند  که نداشتن ریش، شکل و مدل مو و تعلق قومی و مذهبی، مانع پذیرش آنان در خوابگاه‌های دولتی شده است. این دانشجویان که توان پرداخت هزینه‌ی خوابگاه خصوصی یا اتاق  کرایی را نداشته‌اند، پس از مراجعه‌های پی‌هم و بی‌‌نتیجه به مسئولان، مجبور به ترک تحصیل شده‌اند.

روزنامه اطلاعات روز نام دانشکده‌‌هایی که این دانشجویان کامیاب شده‌اند را به‌دلیل افشا نشدن احتمالی هویت‌شان فاش نمی‌کند.

محمد (نام مستعار)، باشنده‌ی ولایت فاریاب به دانشگاه دولتی جوزجان راه یافت؛ اما می‌گوید به‌دلیل نداشتن ریش و مدل موهایش از پذیرش در خوابگاه دولتی محروم شد. او اوزبیک‌تبار بودن خود را نیز از دلایل رد درخواستش می‌داند.

محمد چند روز پس از کامیابی در دانشگاه به مسئولان خوابگاه مراجعه کرد، اما هر بار پاسخ رد شنید. به‌گفته‌ی او، مسئولان  گفته‌اند ظاهرش با معیارهای مورد نظر طالبان و قانون امر به معروف این گروه مطابقت ندارد و به همین دلیل نمی‌توانند او را در خوابگاه بپذیرند.

او می‌گوید: «مسئولان طالبان گفت که تو به کدام امید درخواست دادی که در این لیلیه جای بدهیم؟ اول تو مسلمان باید شوی بعد بخواهی که درس بخوانی. چهره‌ تو چیزی متفاوت‌تر از مردم‌های غرب نیست. موضوع بعدی این‌که در لیلیه جای نداریم، برو لیلیه خصوصی بگیر. دولت نمی‌تواند همه‌ی شما را نان و جای بدهد.»

محمد موهای پشت و دو طرف سرش را با ماشین کوتاه کرده و ریش خود را نیز به‌دلیل کم‌ پشت بودن تراشیده بود. او می‌گوید: «من دوست ندارم ریش بگذارم. این‌ که جرم نیست. هر قسم دوست داشتم زندگی می‌کنم. طالب اگر منطق داشته باشد باید بداند که مسلمانی من به موی و لباسم نیست بلکه به عقیده و باور من است.»

به‌گفته‌ی محمد،  مراجعه‌های مکرر و حتا وعده‌ی تغییر ظاهر نیز نتوانست نظر مسئولان خوابگاه را تغییر دهد.

او می‌افزاید: «بارها برای گرفتن لیلیه دولتی درخواست دادم. حتا عذروزاری کردم ولی همیشه بهانه می‌کردند. آخرین بار برایم گفتند که سرت کل نیست و ریش دراز نداری به همین خاطر برایت لیله داده نمی‌توانیم. برای‌‌شان گفتم شما برایم لیلیه بدهید من بعدا وعده می‌کنم ریش بمانم و با هر وضعیتی که شما می‌خواهید ظاهرم را جور بکنم؛ اما قبول نکردند گفتند تنها به کسانی که ریش دراز داشته باشند لیله می‌دهیم.»

محمد می‌گوید در جریان رفت‌وآمد به دانشگاه دیده است که شماری از همصنفی‌های پشتونش در خوابگاه پذیرفته شده‌اند؛ در حالی که به‌گفته‌ی او، برخی از آنان نیز ریش نداشتند و مدل  موهای‌شان مشابه مدل موی او بود. او بر همین اساس معتقد است اوزبیک‌تبار بودنش نیز در رد درخواست او نقش داشته است.

او می‌گوید: «چند روز دانشگاه رفتم. می‌دیدم صنفی‌های ما که پشتون بودند در خوابگاه دولتی قبول شدند ولی از دیگر اقوام بسیار اندک در لیلیه بود. برای دیگران می‌گویند که ظرفیت لیلیه تکمیل است ولی می‌بینی که در پیش رویت کارهای لیلیه پشتوزبان‌ها را پیش می‌برند. به این حکومت حیران می‌مانم. تا این‌ها باشد هیچ جوانی پیشرفت نمی‌کند.»

محمد تنها دو هفته توانست در درس‌های دانشگاه شرکت کند. هزینه‌ی خوابگاه خصوصی ماهانه سه هزار افغانی بود؛ مبلغی که خانواده‌اش توان پرداخت آن را نداشت. او سرانجام دانشگاه را ترک کرد.

او درباره‌ی وضعیت اقتصادی  خانواده‌اش می‌گوید: «پدرم دهقان است. سر زمین مردم کار می‌کند. عاید زیاد ندارد که مصارف من را بدهد. خانه‌ی ما کرایی است. زندگی هزار مصرف دارد. پول کرایه خانه، برق، آب و خرج خوراک و مصرف‌های دیگر است. پدرم با عاید کم خود اول این‌ها را بپردازد یا مصرف من را بدهد.»

یکی از استادان دانشگاه جوزجان به روزنامه اطلاعات روز می‌گوید خوابگاه دولتی این دانشگاه در سال جاری ظرفیت پذیرش دست‌کم ۶۰۰ دانشجو را داشته است. به‌گفته‌ی او، این خوابگاه باید برای دانشجویان  پذیرفته‌‌شده محل اقامت و غذای رایگان فراهم کند.

این استاد نیز می‌گوید در پذیرش دانشجویانی که از ولایت‌های دیگر به دانشگاه جوزجان راه می‌یابند، معیارهای مورد نظر طالبان درباره‌ی ظاهر و رفتار فرد و نیز زبان مادری او دخالت داده  می‌شود.

به‌گفته‌ی این منبع، به دانشجویان پشتون اولویت داده می‌شود و مسئولان برای توجیه این کار مدعی می‌شوند که شهروندان پشتون در دوره‌ی جمهوریت فرصت کم‌تری  داشته‌اند.

پرداخت «بدل اعاشه» نیز از موضوعاتی است که محمد به آن اشاره می‌کند. او می‌گوید با وجود آن‌که نتوانسته است از خوابگاه دولتی استفاده کند، این کمک‌هزینه را نیز دریافت نکرده است.

ساختمان دانشگاه دولتی جوزجان/شبکه‌های اجتماعی

از دست‌فروشی در کودکی تا ترک دانشگاه

الیاس (نام مستعار)، باشنده‌ی ولایت بلخ، پس از سپری کردن آزمون کانکور به دانشگاه  جوزجان راه یافت؛ اما او نیز می‌گوید به‌دلیل پذیرفته‌ نشدن در خوابگاه دولتی و ناتوانی در پرداخت هزینه‌ی اقامت، نتوانست به  تحصیلش ادامه دهد.

الیاس از کودکی در خیابان‌ها دست‌‌فروشی کرده و با دشواری درس خوانده بود تا بتواند وارد دانشگاه شود. پدرش در یک شرکت خصوصی صفاکار است و با معاشی که دریافت می‌کند، به‌ سختی مخارج خانواده را تأمین می‌کند. پس از پرداخت کرایه خانه و دیگر  هزینه‌های زندگی، پولی برای خوابگاه خصوصی یا اتاق کرایی الیاس باقی نمی‌ماند.

او می‌گوید: «در خانه کرایی زندگی می‌کنند. زندگی هزار مشکل و درد دارد. پدرم اول به کدامش رسیدگی کند. پسر کلان خانواده خودم هستم. جز پدرم کارگر دیگر در خانه نداریم. در این شرایط ادامه‌ی تحصیل برایم بسیار سخت است. اگر می‌توانستم از امکانات دولتی مثل لیلیه استفاده بکنم باز با شوق تحصیل خود را ادامه می‌دادم.»

الیاس می‌گوید از نُه‌‌سالگی کار کرده است تا بتواند درس بخواند. روزها در جاده‌ها دست‌‌فروشی می‌کرد یا در دکان‌ها شاگرد بود و شب‌ها، با وجود خستگی، تا نیمه‌های شب درس می‌خواند و کار خانگی مکتبش را انجام می‌داد.

به‌گفته‌ی او، یک روز پس از آغاز  درس‌های دانشگاه، برای دریافت خوابگاه دولتی درخواست داد، اما مسئولان گفتند ظرفیت خوابگاه تکمیل شده است. مراجعه‌های بعدی او به مدیریت خوابگاه و مسئولان دانشگاه نیز نتیجه‌ای نداشت.

الیاس می‌گوید در آخرین مراجعه، مدیر خوابگاه نداشتن ریش و مطابقت‌ نداشتن ظاهرش با معیارهای مورد نظر آنان را دلیل نپذیرفتن او عنوان کرد.

او می‌افزاید: «برای گرفتن لیلیه دولتی پیش هیچ‌‌کسی نماند که نرفته باشم. پیش آمر محصلان رفتم، پیش مدیر لیلیه و آمر دیپارتمنت رفتم ولی موفق نشدم. آخرین بار خود مدیر لیلیه گفت به محصلانی لیلیه می‌دهیم که ظاهرشان مطابق معیارات ما باشند. یعنی در کشور زندگی می‌کنیم که به‌خاطر نداشتن ریش و موی کمی بلند با بی‌عدالتی روبه‌رو می‌شویم.»

الیاس برای تأمین مخارج تحصیلش به‌دنبال کار نیز گشت، اما می‌گوید نتوانست کاری پیدا کند که درآمد آن هزینه‌ی زندگی و اقامتش را بپوشاند. او امیدوار بود با پذیرش در خوابگاه دولتی، بتواند از طریق کار کردن دیگر نیازهایش را تأمین کند.

او می‌گوید: «درد دلم را هیچ‌‌کسی درک نمی‌کند. دانشگاه رفتن بزرگ‌ترین آرزویم بود که رسیدم اما نگذاشتند ادامه بدهم. ای کاش تنها پول خوابگاه شخصی بود. مسافر بودن خرج زیاد دارد. من می‌گفتم حداقل لیلیه دولتی است دیگر خرج را کار کرده می‌کشم، ولی پیدا کردن مصارف لیلیه و دیگر نیازهای محصیلی برایم دشوار است. در این شرایط کار هم پیدا نمی‌شود.»

 پرسش درباره‌ی قومیت و مذهب

علی (نام مستعار)، باشنده‌ی ولایت بلخ، پس از سپری کردن آزمون کانکور به دانشگاه سمنگان راه یافت. او می‌گوید مسئولان خوابگاه، پس از دیدن شناس‌نامه و پرسش درباره‌ی قومیت و مذهبش، از پذیرش او خودداری کردند.

پدر علی در شهر مزار شریف کارگر است و به‌ سختی هزینه‌های خانواده‌ی پنج‌ نفری‌اش را تأمین می‌کند. به‌گفته‌ی علی، خانواده‌اش با چنین درآمدی توان پرداخت هزینه‌ی اقامت و تحصیل او در  سمنگان را نداشتند.

علی می‌گوید: «چندین بار رفتم تا بتوانم در لیلیه دولتی قبول شوم، ولی نشد. بار اول که رفتم از من تذکره خواستند. باز طرفم دقیق دیدند و گفتند از کدام قوم و مذهب هستی. گفتم هزاره و شیعه‌مذهب هستم. هیچ گپ نزدند. تذکره‌ام را انداخت طرفم و گفت لیلیه دولتی ظرفیتش تکمیل است.»

او همچنین می‌گوید مسئولان خوابگاه به او گفته‌اند چون پیرو مذهب حنفی نیست، احتمال دارد حضورش در خوابگاه حساسیت‌برانگیز شود و اختلاف ایجاد کند؛ به همین دلیل نمی‌توانند او را بپذیرند.

علی می‌گوید پس از مراجعه‌های بی‌نتیجه، به‌دلیل نگرانی از ایجاد مشکل برای خودش و خانواده‌اش از سوی طالبان، از پیگیری بیشتر درخواست خوابگاه دست برداشت.

علی می‌گوید هنگام ثبت‌نام در دانشگاه، از دانشجویان تعهدنامه گرفته می‌شد که در یکی از بندهای آن بر پیروی از مذهب حنفی تأکید شده بود. به‌گفته‌ی او، برای آن‌که بتواند به تحصیلش ادامه دهد، این فورم را خانه‌پری کرد.

او می‌افزاید: «به مذهب یک آدم چه کار دارند. اگر شیعه و هزاره هستم، مسلمان هستم. بسیار جفا است که به‌خاطر هزاره بودن از لیلیه ما را محروم بکنند. لیلیه دولتی برای نیازمندها است. حالی که ما را محروم می‌کنند، منی فقیر چه کنم؟»

علی پس از ترک دانشگاه، اکنون در تلاش است در شهر مزار شریف کاری پیدا کند تا در تأمین مخارج خانواده با پدر سال‌‌خورده‌اش همکاری کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه