یکی از یارانِ برون تباریِ حامد کرزی گفته که از او پرسیدم:
چرا گذاشتی این مرد متعصب و فاشیست- یعنی داکتر اشرف غنی- بر سرنوشت مردم افغانستان حاکم گردد؟
به نظر من هیچ مهم نیست که کرزی در پاسخ به آن شخص متملق چی گفته باشد؛ مهم اینست که این شخص با کدام معیارها اشرف غنی را بیشتر از کرزی متعصب تشخیص داده است. به عبارهی دیگر، چگونه نزد غربال از کثرت سوراخ های آفتابه شکایت نموده.
در حال حاضر سه موضوع آتی، در حکم گفتمان یعنی مباحث غالب، در میان سایر مباحث سیاسی- اجتماعی- مدنی افغانستان، درآمده:
1. توزیع تذکرهی الکترونیک، به همان صورتی که شورای ملی افغانستان تصویب کرده، یعنی بدون قید واژهی «افغان» برای همهی شهروندان.
کرزی از امضا یا توشیح این فیصله خود داری کرد، و همین اکنون هم حرکتهای مخالف با توزیع تذکرهی الکترونیک را او پشتیبانی میکند؛ اما اشرف غنی آن مصوبه را امضا نمود.
تغییر ساختار نظام سیاسی – اداری افغانستان از صورت قوم محوری (با باور برتری کمی یا کیفی یک قوم)، به نظام مدنیِ شایسته محور یا شایسته سالار. به عبارهی مختصر تغییر از نظام ریاستی به نظام صدارتی. کرزی از پذیرش این تحول امتناع نموده و هنوز هم با آن مخالف است، در حالیکه اشرف غنی توافق نامهی حکومت وحدت ملی را که حاوی این تغییر است، امضا کرده است.
3. چشم پوشی از ادعای به اصطلاح «سرزمین های آنسوی خط دیورند» که محضاً برای تثبیت برتری قومی مطرح میشود، و در پیش گیری راه مصالحه با پاکستان – که علیرغم انکار بعضی کسان- مادهی اساسی آنرا دست برداری از این ادعا تشکیل میدهد. کرزی از قبول این حقیقت که روی دیگر سکهی صلح است- خودداری نمود و علناً ادعای ارضی تا «جهلم» را پیش کشید. در حالیکه اشرف غنی که در جستوجوی راه حل برای بحران است، آشکارا باید به این ادعا پشت کند.
حال شما قضاوت کنید، که کدام یک از این دو متعصبتر یا فاشسیتتر است!