منبع: Middletown Press
برگردان: حمید مهدوی
آدمربایان طالب او را درسیزده شهر گشتاندند. وادارش کردند به روی زمین بخوابد. پیوسته از او میپرسیدهاند که کجا بودی؟ چه کردی؟ که را میشناسی؟ بعد از هرچند روز فرصتی مییافت که به خانهاش زنگ بزند.
ملیشهها میدانستند که با نگهداشتن او به فرصتهای خوبی دست خواهند یافت. فریبا احمدی کاکر امتحان سخت چهار هفتهای را در ماه جاری به انجام رساند. او زمانی آزاد شد که حکومت افغانستان راضی شد در برابر آزادی او تعدادی از زندانیهای طالبان را آزاد خواهد ساخت.
این قانونگذار 39 ساله در جریان مصاحبهاش با اسوشیتید پرس چیزهای کمی را در مورد جریان اسارتش توسط طالبان بیرون داده است. کاکر گفته است: «من را اذیت نمیکردند. من تحت فشار مداوم قرار نداشتم. اما واضح است که آزاد هم نبودم».
او خوشچانس است که زنده است. از ماه جولای بدینسو چندین زن برجسته در افغانستان تحت حمله قرار گرفتهاند. دوپولیس زن در ولایت جنوبی هلمند به قتل رسیدند. زن هندی که در مناطق شرقی افغانستان میزیست و سالها بعد از این که خاطرات او در زمان حکومت طالبان توسط هنرپیشههای بالیوود به شکل فیلم درآمد، به قتل رسید و یک خانم وکیل دیگر نیز در جریان یک حمله زخم برداشت.
طالبان مسئولیت حملات بر رهبران زن در افغانستان در سالهای اخیر را بر عهده گرفتهاند. این حملات نگرانی را در مورد این که بعد از خروج نیروهای ناتو در سال آینده، دستآوردهای اندک زنان در دوازده سال اخیر با خطرات جدی مواجه است، افزایش داده است.
زن بودن خود در افغانستان مشکل بزرگی است، جایی که آداب قبیلهای و رسوم محافظهکار اسلامی نسبت به زنان تبعیض خاصی را روا میدارند.
خانم کاکر یکی از 69 زنی است که در پارلمان افغانستان حضور دارند، او از خطراتی که متوجه زنان فعال در افغانستان است، ناآگاه نیست. او خیلی زود با آدم رباهای طالب مواجه شد. خانم کاکر، چهار فرزند او، محافظ و رانندهاش زمانی که از شهر جنوبی قندهار به سوی کابل میآمدند، با موتورسوارهای مسلح روبهرو شدند. این ملیشههای مسلح در نزدیکیهای شهر غزنی رانندهی خانم کاکر را وادار کردند از سرک اصلی به سرک خامهای که به روستایی منتهی میشد، تغییر مسیر دهد.
آنها این گروه (خانم کاکر و همراهانش) را به خانهی یکی از طالبان افغان انتقال دادند و زنان را از مردان جدا کردند. خانم کاکر بهزودی از ملیشهها خواست تا سه دختر و یک پسر او را که بین 2 تا 20 سال سن دارند، رها سازند. او تلاش میکرد فرزندانش را آرام بسازد؛ اما نمیتوانست آنچه را که بر آنها اتفاق افتاده است، پنهان سازد. وی میگوید: «من به آنها گفتم، این وضعیت کشور ماست. من کوشش میکنم کسی به شما آسیب نرساند».
جنگجویان طالب به او اجازه دادند به خانهاش زنگ بزند. چندروز بعد به اطفال او اجازه دادند با مادر و برادرشان باشند. خانم کاکر را منطقه به منطقه گشتاندند و مدام او را از محافظ و رانندهاش جدا نگه میداشتند.
صرف چندروز قبل از ربوده شدن خانم کاکر، یک زن وکیل دیگر در نزدیکی منطقهای که خانم کاکر رها شد، در جریان یک حمله توسط طالبان مظنون، زخم برداشت و دختر جوان او به قتل رسید. در این جریان یک تعداد دیگر از اعضای خانوادهی او نیز زخمی شدند. ملیشههایی که خانم کاکر را اسیر گرفته بودند، تصمیم متفاوتی داشتند: آنها میخواستند حکومت بعضی از زندانیان طالب را رها سازد و از خانم کاکر به عنوان یک اهرم فشار بر حکومت استفاده میکردند.
خانم کاکر در شرح احوالش و این که بر او چه گذشته است، ثبات ندارد و خیلی زود به خشم میآید و بعد از احتیاط کار میگیرد. تلاش میکند خیلی به جزئیات نپردازد. لحظهای به نظر میرسید که بیهوش شده است؛ اما ناگهان میخندد. وقتی از او پرسیدیم که در زمان اسارتش در خانههای مختلف تمام روز را چه کار میکردی؟ او پوزخند زد و گفت: «هیچ».
او در مورد این که بین ملیشههایی که او را اسیر گرفته بودند و مقامهایی که در صدد آزادی او بودند، چه جریان داشته، زیاد معلومات ندارد. خانم کاکر میگوید که دو زن در جریان اسارتش به او تلفون کرده و حالش را پرسیدهاند. آنها «مادر داکتر و زلیخا» هستند؛ اما در مورد این دو زن وارد جزئیات نمیشود. وی میگوید که بسیاری از زنان به او گفتهاند: «ما قدرت و صلاحیت این کار را نداشتیم».
کسانی که خانم کاکر را به اسارت گرفته بودند، مسلمانهای تندروی بودند که در غیاب عیالشان با او حرف نمیزدند. خانم کاکر از سوی سه یا چهار طالبی که صورت خود را نمیپوشاندند، مورد بازجویی قرار میگرفت. از او در مورد فعالیتهای سیاسیاش و این که آیا آقای کرزی را دیده است، سوالهایی میپرسیدند.
اما خانم کاکر میگوید که آنها با احترام کامل با وی برخورد کردهاند و حتا زمانی که خانم کاکر خسته بوده، از او سوالی نپرسیدهاند. خانم کاکر مانند خیلی از افغانها در این مدت زمان سختی را گذرانده است. او عمیقا از فقر موجود در اطرافش رنج میبرد. مکانی برای خوابیدن نداشته و غذاهایی که برای او میآوردند، اکثرا قابل خوردن نبودند. زمانی که به دوا ضرورت داشته، از پول خود به ملیشهها داده تا برای او دوا بیاورند. خانم کاکر گفت: «مردم در این روستاها حتا نمیدانستند که واکسین چیست».
چندروز قبل از این که ملیشهها خانم کاکر را رها کنند، یک نویسندهی هندی (سشمیتا) را که در مناطق شرقی افغانستان همراه با شوهر افغانیاش زندگی میکرد، ازخانهاش بیرون کردند به قتل رساندند. خاطرات این زن نویسنده در زمان حکومت طالبان که بعدا فیلم «فرار از طالبان» توسط هنرپیشههای بالیوود براساس آن ساخته شد، باعث شد طالبان او را به قتل برسانند.
خانم کاکر در هفتم سپتامبر رها شد. محافظ و رانندهی او نیز به شکل جداگانه رها شدند. اما در مورد این که حکومت در بدل آنها چه کسانی را رها کرده است، نظر یکسانی و جود ندارد. ژولینا فیضی، منشی شورای ولایتی غزنی یکی از محدود کسانی است که میخواهد دراین مورد صحبت کند. او به اسوشیتید پرس گفته است که در بدل رهایی خانم کاکر هفت مرد و یک زن رها شدهاند.
اما طالبان در بیانیهای در مورد آزادی خانم کاکر گفتند: «زندانیها چهار زن بیگناه و دو کودک بودند». ملیشهها همچنان تأکید کردند که به شکل اسلامی و انسانی با آنها رفتار کردهاند. نظر به گفتههای خانم کاکر، در بدل رهایی آنها چهار زن و ده کودک آزاد شدهاند. در این میان کودکانی که در زندان متولد شدهاند نیز شاملاند. مقامهای دولتی گفتهاند که در میان زنان آزاد شده کسانی شاملاند که از سوی شوهرانشان وادار به حمل مواد انفجاری شدهاند و این زنان در مورد این که چه را حمل میکنند، آگاهی نداشتهاند.
خانم کاکر بعد از این ماجرا، بهخصوص در مورد اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، مصممتر به نظر میرسد. وی گفت: «من اکنون شجاعتر از گذشتهام. من تا آخرین قطرهی خون خود از افغانستان، بهویژه از زنان، حمایت میکنم».
زمانی که خانم کاکر صحبت میکرد، تلویزیون گزارشی را در مورد قتل یک پولیس زن که در ولایت هلمند بهتازگی به قتل رسیده بود، نشر میکرد. این پولیس چندروز بعد از کشته شدن همکارش به قتل رسید.