ستیزه‌ی زورمندان شمال افغانستان

حمید مهدوی
حمید مهدوی
عبدالحمید مهدوی متولد ۱۳۶۷ خورشیدی و فارغ التحصیل دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل از بهار ۱۳۹۲ به عنوان مترجم در روزنامه اطلاعات روز کار می‌کند.
Afghan General Abdul Rashid Dostum greets supporters from the Sar-e-Pol region during a gathering to which they came to pay their respects at his Palace in Shibergan in northern Afghanistan August 19, 2009. REUTERS/Caren Firouz

درگیری‌های قومی پتانسیل آن را دارد که در پیشرفت شکننده‌ی کشور اختلال ایجاد کند

[su_label]منبع: دیپلمات/عارف سحر[/su_label] +
[su_label]برگردان: حمید مهدوی[/su_label]


شهر راهبردی مزار شریف، مرکز ولایت شمالی بلخ، در ماه جاری شاهد رویارویی کلان میان حامیان جنرال عبدالرشید دوستم، رهبر ازبک و معاون رییس جمهور و حامیان جنرال عطامحمد نور، سرپرست ولایت بلخ بود. این برخورد که در 22 ماه مارچ رخ داد، با مداخله‌ی ریاست امنیت ملی این ولایت و شوراهای بزرگان به‌شکل صلح آمیزی پایان یافت. با این‌حال، تنش‌ها بر طرف نشد و در واقع در ولایت همجوار فاریاب نیز اثر گذاشت، ولایتی‌که یک روز بعد از آن شاهد خشونت مسلحانه‌یی بود که یک کشته و سه زخمی برجای گذاشت.
بلخ خانه‌ی جمعیت‌های کلان تمام گروه‌های قومی بزرگ است. خشونت در این‌جا بی‌پیشینه نیست و می‌توان آن را به نارضایتی‌های عمیق قومی – سیاسی‌یی ربط داد که بر سر تقسیم قدرت و منابع، به دنبال فروپاشی رژیم دست‌ساخته‌ی کمونیست‌ها در سال 1992 در کابل، انباشته شده است. پس از آن سال، تمام گروه‌های قومی در بلخ و مناطق همجوار آن قدرت قابل توجهی کسب کردند و تا سال 2003، زمانی که سازمان ملل متحد یک برنامه‌ی خلع سلاح و ادغام مجدد معرفی کرد که نور را به مقام والی این ولایت رساند، در جنگ‌های متناوب با هم درگیر شدند. نور با جابه‌جایی ملیشه‌هایش در نهادهای رسمی دولتی قدرتش را تحکیم بخشید، اقتصاد را به انحصارش درآورد و رقیبانش را پاکسازی کرد. تنش‌ها و نارضایتی‌های قومی – سیاسی، هرچند با شدت کمتری، ادامه یافته است.
آخرین‌سلسله‌ی خشونت‌ها با برداشتن عکس‌های دوستم از مرکز شهر آغاز شد، اقدامی که حامیان دوستم آن را به وابستگان نور نسبت دادند. یک سخن‌گوی دوستم ادعا کرد که عکس‌ها با هماهنگی مقام‌های محلی که موترهای پولیس را به این ماموریت اعزام کردند، برداشته شده‌اند. نور به سرعت عکس‌العمل نشان داد و تقصیر را به گردن «آشوبگرانی» انداخت که به دنبال ایجاد هرج و مرج هستند و از وضع شکننده بهره‌برداری می‌کنند.
با این‌حال، ساده‌لوحانه خواهد بود که صرف برداشته شدن عکس‌ها را عامل این تنش‌ها بدانیم. عوامل دیگری نیز نقش بازی می‌کنند. مهم ترین آن‌ها اقتصاد سیاسی پس از سال 2001 و هم‌چنین وابستگی‌ها و هویت‌های قومی‌اند که جناح‌های متعدد، گاهی با خشونت، بر سر آن رقاب می‌کنند و در امتداد روابط قومی – سیاسی شکل گرفته‌اند و تغییر شکل داده‌اند.
در افغانستان، نهادهای دولتی، جامعه‌ی مدنی و رسانه‌ها در اثر جنگ به‌شدت مختل شده بودند و هنوز برای ایجاد ظرفیت، مشروعیت و اعتبار به‌منظور وساطت در روابط گروه‌های متخاصم و بین شهروندان و دولت، برای کاهش چانس خشونت مجدد، به‌سختی مبارزه می‌کند. اقتصاد سیاسی و ساختارهای قدرت که احتمالاً در وهله‌ی اول به جنگ و خشونت دامن زده‌اند، هم‌چنان به‌مثابه‌ی عوامل حیاتی در تسهیل و یا منحرف کردن گذار شکننده عمل می کنند. باید روی نقشی تمرکز شود که یک اقتصاد سیاسی سالم می‌تواند در تحول یک جامعه‌یی به‌شدت شکننده به یک جامعه‌ی صلح آمیز و در شکل‌دهی و استفاده‌ی قدرت ایفا کند، به‌گونه‌یی‌که بتواند به‌طور عادلانه منابع را توزیع کند و به نارضایتی‌های قومی رسیدگی کند. اکنون، این زورمندان به‌شکل نامأنوسی در آشتی دادن به مخالفت‌های بنیادین‌شان نسبت به یک دیگر که محصول اقتصاد سیاسی و تضاد قومی است، ناتوان بوده‌اند؛ زورمندانی که موثریت قوی‌شان در استفاده از حوزه‌های قومی‌شان در شمال را در حالی به‌نمایش گذاشته‌اند که منطقه‌ی‌شان با تهدید فزاینده‌ی امنیتی از سوی طالبان مواجه است و می‌تواند برای قدرت و نفوذ خود آن‌ها مهلک و کشنده باشد. نور احتمالاً دوست داشت دوستم را در سطح یک مرد «محلی» یا به‌عبارت دیگر کسی در سطح خودش، ببیند. برای نور دشوار است دوستم را به‌عنوان معاون اول رییس جمهور، مردی که نور باید از او دستور بگیرد، تحمل کند. دوستم، به‌نوبت خودش، احتمالاً دوست دارد توانایی استفاده از موقعیتش برای حذف نور از این سمت را داشته باشد.
عامل دیگری که رویارویی‌های فعلی در اطراف آن می‌چرخد، هویت قومی است. قومیت و مطالبات قومی گروه‌های قومی مختلف که در گذشته با تسلط پشتون‌ها بر قدرت به انزوا رفته بودند، در جریان اشغال شوروی و پس از آن برجسته شد. در جریان 14 سال مقاومت (1992 – 1978)، نارضایتی‌های قومی یکی از عوامل کلانی بود که جناح‌های مختلف براساس آن مبارزات‌شان را پیش‌بینی می‌کردند. نمونه‌های صلح و جنگ میان جناح‌های سیاسی و نظامی در سال‌های جنگ داخلی نشان می‌دهد که هویت‌های قومی یک نیروی قوی فراهم کرد که این جناح‌ها را در برابر تهدید «دیگر» با هم نگهداشت. انعطاف‌پذیری قومیت در استفاده شدن به اهداف ابزاری زمانی بیشتر آشکار شد که مقاومت (جهاد) از یک انگیزه‌ی ایدیولوژیک به جنگ قومی محض تنزل داده شد.
ملت‌سازی یک روند زمانبر است. کشمکش بر سر منابع، دولت و قدرت، روایت‌های انتخاباتی و رفتار رأی‌دهی توده‌ای در جریان 15 سال گذشته، به‌وضوح نشان می‌دهد که تمایل به‌دشمنی قومی در آگاهی توده‌ها جاسازی شده است. اکنون، در حالی‌که حکومت وحدت ملی به‌سختی حکومت می‌کند و به تهدید فزاینده‌ی امنیتی از طرف طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی پاسخ می‌دهد، هردو مرد قدرتمند به‌دنبال تحمیل خودشان در عرصه‌ی سیاسی خواهند بود و برنامه‌های‌شان را با پوشش هویت قومی طرح خواهند کرد و به خورد مردم خواهند داد. تحلیل رسانه‌های وابسته به هر جناح از نزدیک، نشان می‌دهد که آخرین رویایی آن‌ها وضعی را ایجاد کرده است که در آن هردو گروه قومی ازبک و تاجیک به‌موقعیتشان در اقتصاد سیاسی تمرکز دارند.
موج فعلی خشونت و پیامدهای احتمالی آن برای شمال باید درک شود. این خشونت‌ها باید در چارچوب اقتصاد سیاسی گذار و نارضایتی‌های قومی‌یی که در طول چندین‌دهه بی‌عدالتی جنگ انباشته شده است، ارزیابی شود. جنگ لفظی میان نخبگان سیاسی، بسیج توده‌ها به‌شکل تظاهرات، دست بردن به اسلحه و بازسازی شبکه‌های نظامی گذشته و ملیشه‌ها همه نشان می‌دهند که جناج‌های مختلف برسر اقتصاد سیاسی روند دولت‌سازی رقابت دارند و تنش‌های قومی پتانسیل آن را دارد تا دولت شکننده را به‌سوی شکست سیاسی ببرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه