[su_label]منبع: نیویارک تایمز/ جواد سخنیار و راد نوردلند[/su_label]
[su_label]برگردان: حمید مهدوی[/su_label]
عطا محمد نور، یکی از بازیگران قدرتمندترین در افغانستان، میگوید که مایل است به مجردی که حکومت مرکزی دوباره او را به مقام ولایت بلخ منصوب کند، از سمتش بهعنوان والی این ولایت شمالی کنارهگیری کند. در واقع او یک سال و نیم قبل توسط رییس جمهور اشرف غنی، به عنوان بخشی از برکناری دسته جمعی والیهای تمام 34 ولایت افغانستان، از مقام ولایت بلخ برکنار شد. اما او از رها کردن دفتر یا قدرتهای این شغل که از سال 2004 بدینسو بهدست داشته است، خودداری کرده است و حکومت آقای غنی تا کنون علناً در این زمینه اقدام جدی نکرده است. این بنبست در مورد وضعیت سیاست داخلی در افغانستان و در مورد جنگ داخلییی که بین جناحهای مدعی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 2014 جریان دارد، کاملاً واضح است. آقای نور روز سه شنبه در یک مصاحبهی نادر با نیویارک تایمز گفت: «رییس جمهور باید به من تصدیق نامه بدهد.» وی گفت وقتی بار دیگر رسماً والی تعیین شود، «آن وقت در مورد آن تصمیم خواهیم گرفت». وی ادامه داد: «اگر حتمی است که باید کناره گیری کنم، ما تصمیم میگیریم که بعداً چه کار کنیم و چه کسی باید اینجا والی شود. آنها نمیتوانند به زور مرا برکنار کنند- من با مردمم هستم». تنشهای جناحی ماههاست که دستگاه سیاسی افغانستان را آشفته کرده است و یک هفته قبل، این آشفتگی به دنبال برداشته شدن عکس جنرال دوستم توسط مردانی که گفته میشود وفادار به آقای نور بودند، به خشونت بین طرفداران آقای نور و حامیان جنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول رییس جمهور و رقیب دیرینهی آقای نور انجامید. هرچند این دو مرد علیه شورشیان با حکومت هستند، اما افغانها جنگ داخلی دهه 1990 را یادآور شدند؛ زمانی که این دو مرد قدرتمند با هم به شدتی جنگیدند که با طالبان مخالفت میکنند. آقای نور قدرتمندترین سیاستمدار تاجیک در شمال افغانستان و حامی عبدالله عبدالله است؛ نامزد ریاست جمهورییی که اکنون به عنوان رییس اجرائیه حکومت وحدت ملی، شریک قدرت آقای غنی است. جنرال دوستم، رهبر اوزبیک تبار، از رییس جمهور غنی حمایت میکند. اردوگاه آقای غنی انگیزهی قوییی برای برطرف کردن آقای نور دارد: بلخ یک منبع غنی شغلهای حمایوی است. گزارشهای زیادی در مورد سرمایهدارشدن آقای نور از طریق کنترل تجارت منفعتبار فرامرزی با همسایههای شمالی، از جمله ازبکستان و تاجیکستان، به نشر رسیده است و از والی جدید انتظار خواهد رفت مقصد آن را تغییر بدهد. آقای نور نشست و در مورد آینده خود و حکومت وحدت ملی در محل اقامت شخصی مجللش، تحت یک چلچراغ کلان صحبت کرد که اغلب در مورد مخالفانش در حکومت با لحن تند صحبت میکرد. او به جنگ علیه طالبان کمتر اشاره کرد.
گزیدهیی از مصاحبهی او به شرح زیر است:
در مورد شایعات مبنی بر معامله به منظور ترک مقام ولایت: من در مورد آن پیامهایی دریافت نکردهام. دوبار بهصورت مفصل با رییس جمهور صحبت کردم. ما در مورد آوردن تغییرات صحبت کردیم، اما این را نیز به او گفتم که ولایت را به ارث نبردهام که برای همیشه والی آن باشم. من مثالی میدهم که اگر برای یک مدت بیش از حد زیاد در یک محل بماند، بوی تعفن خواهد گرفت. اما من همچنین به او گفتم: «نمیخواهم قربانی شعارهای انتخاباتی شما باشم». در مورد مشروعیت و ثبات حکومت: حکومت مشروع حکومتی است که در نتیجهی انتخابات آزاد و عادلانه تشکیل شود، در نتیجه ناخنهای مردمی که آبی رنگ میشود. میدانید که انتخابات ریاست جمهوری گذشته بدترین، طولانیترین و تقلبآمیزترین انتخابات دنیا بود. در عوض، حکومت بر اساس یک توافق سیاسی تشکیل شد. این حکومت صرف بهخاطر همان توافق سیاسی و امضای تیم ما مشروعیت دارد. این توافق صرف برای دو سال است، تا چهار ماه دیگر. در همین حال، آنها حالا حکومت و رای و اراده مردم را به سخره گرفتهاند … هرچند حکومت ما در حکومت [شامل] است، متاسفانه آنها به ما گوش نمیدهند. توافق سیاسی حکومت وحدت ملی عملی نشده است، متاسفانه. به استثنای تشکیل کابینه، هیچ یکی از چیزهایی که در توافق حکومت وحدت ملی است هنوز عملی نشده است. داکتر عبدالله در تصمیم گیریهای کلان، استراتژیک و ملی دخیل نیست …
من هرگز فروپاشی این حکومت را نمیخواهم. فرقی نمیکند که [حکومت] چقدر ضعیف خواهد بود، اما داشتنش از نداشتن یک حکومت به مراتب بهتر است. [نداشتن] آن بسیار خطرناک خواهد بود. تجربه دهههای گذشته برای مردم ما تکرار خواهد شد. هیچکسی نمیخواهد آن دهههای پر هرج و مرج تکرار شود.
در مورد خشونت میان مردان آقای عطا و جنرال دوستم: این [خشونت] توطئهیی برای مختل کردن صلح در این شهر بود. نمیخوهم در مورد دستاوردهایم لاف بزنم، اما این تنها ولایتی در کشور است که امنیت، توسعه، بازسازی و غیره در آن عالی است. آنها نتوانستند این را بپذیرند و میخواهند آن را تخریب کنند …
حامیان جنرال دوستم تلاش کردند تا از مواضع او به اینجا بیایند. آنها تلاش میکردند با تانک، هاموی، اسلحه و مهمات از ولایتهای دیگر به این ولایت بیایند، اما من در دروازههای مرزی جلوی آنها را گرفتم. متوقف کردن آنها دستور من بود. آنها بارها گفتند این کار غیر دموکراتیک است، اما من به آنها گفتم که آوردن مردم از ولایتهای دیگر با انگیزه خشونت دموکراتیک نیست. دموکراسی با هاوان و تانکها چه ارتباط دارد؟ آنها تمام این تانکها را از کاخ جنرال دوستم در شبرغان آورده بودند. واضح است که تعدادی از واحدهای نیروهای ملی امنیتی از دستورات معاون رییس جمهور اطاعت میکنند. اما ما مانع رسیدن این آشفتگی به مزار شریف شدیم.