من نژادپرست نیستم و از نژادپرستی متنفرم، اما خداییاش کسیکه سیاهپوست باشد عقلاش خوب کار نمیکند. ههههه. میدانم مرا متهم به داشتن نگاه راسیستی میکنید. اما به حضرت عباس قسم که این سخن را از روی تجربه میگویم و هرگز قصد ندارم به سیاهپوستان توهین کنم. خداوند در قرآن کریم میفرماید که گرامیترین شما در نزد من با تقواترین شماست. سیاهپوست تقوا ندارد، وگرنه هیچ افغان غیرتمندی از برادران سیاهپوست بدش نمیآمد. بههر حال، قصه از این قرار است که دیروز یکی از همسایههای سیاهپوست افریقایی ما از من خواهش کرد که در یکی از جشنهای بزرگ مذهبیشان شرکت کنم. گفتم چه جشنی است که ایشان آنقدر خوشحال است. گفت:
“جشن تولد اوکونگواوبوتو است. اوکونگواوبوتو بزرگترین و گرامیترین زن دنیا است. بشریت خیلی خوشبخت است که در تاریخاش خانم اوکونگواوبوتو بهدنیا آمده است و مدتی در این جهان زندهگی کرده است”.
تعجب کردم. چرا من هیچوقت نام این بزرگترین زن در تاریخ انسان را نشنیدهام؟ با خود گفتم حتماً این هم از همان اختراعات مغز ناقص برادران سیاهپوست است. پرسیدم:” این خانم اوکونگوبوتو چه کار کرده که شما اینهمه عزیزش میدارید؟”. خیلی ناراحت شد. اما سعی کرد ناراحتیاش تبدیل به مشت نشود و اگر تبدیل به مشت شد بر دهان من فرود نیاید. بعد از مکثی گفت:
“اوکونگوبوتو سرمشق همهی زنان جهان در تمام تاریخ است. او زیباترین، داناترین، پرهیزگارترین، مهربانترین و شریفترین زن در تاریخ بشر است و همهی زنان جهان باید به او اقتدا کنند. او در آن دوازده سالی که در این دنیا زیست هزاران سخن حکیمانه گفت و هزاران کار بزرگ کرد و انسان سرگردان را از تاریکی و حیرانی نجات داد…”.
گفتم ببخشید، از این خانم اوکونگوبوتو که دوازده سال در این جهان بوده و اینهمه حرفهای قشنگ زده و کارهای بزرگ کرده و از هر نظر”ترین” بوده، چیزی، اثری، کتابی برجا مانده؟ باز ناراحت شد. این بار با صدای بلند گفت:
” حتماً باید سخنی بهجا مانده باشد؟ حتماً باید اثری از او به تو نشان بدهم تا به کارهای بزرگش ایمان بیاوری؟ او بهقول یکی از نویسندهگان بزرگ افریقا در این محاسبات نمیگنجد. اوکونگوبوتو اوکونگوبوتو است”.
فردا میروم. من از بس بهخاطر غمهای دیگران بر سر و روی خود زدهام، کاملاً افسرده شدهام. یکروز هم بروم و جشن کنم.
اوکونگوبوتو را بشناسید
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه