در جشن پیروزی مجاهدین بر مردم افغانستان، داکتر فاروق اعظم شاکی بود که چرا هزارهها هر روز مکاتب مناطق پشتوننشین را به آتش میکشند و فرزندان مردم را از تحصیل محروم میکنند. البته در آن مورد حق با ایشان بود. و چون حق با ایشان بود، حضار نیز با کف زدن از سخنان او استقبال کردند. چنان که میدانیم پذیرفتن سخن حق بر بسیاری گران میآید. این است که غوغایی برخاست که داکتر فاروق چرا این حرف را زده. آنچه ایشان گفت خیلی ساده بود. فقط میخواست آن تعداد از هزارههای دایکندی (همه را نمیگفت چون منصف بود) که نمیگذارند بچههای پشتون به مکتب بروند، به پیشگاه عدالت احضار شوند و جواب پس بدهند. همین خواست ساده، خواست عدالت برای همه، عدهیی را بر آشفته بود.
خوشبختانه ما دولتی داریم که به نگرانیهای مشروع شهروندان، از جمله به نگرانیهای فاروقخان اعظم، گوش میدهد. آنوقت که ما از فاروق آغا پرسیدیم چهگونه میتوان میان کسانی که به مکتب میروند و کسانی که نمیروند، عدالت برقرار کرد، ایشان پیشنهاد کرد که هیچ کس مکتب نرود تا همه یک رقم شوند. دولت که دید حالا امکان ندارد کاری کنیم که بچههای دایکندی پارسال مکتب نرفته باشند (چون جمله خراب میشود)، خوب فکر کرد که برای حصول عدالت مورد نظر فاروقخان چه کار باید کرد. این است که دولت با ایشان مشوره کرد که برای اجرای عدالت چهطور است پروژهی خط برق توتاپ را نگذاریم که از بامیان بگذرد. این طرح خیلی در خوش ِ فاروق اعظم رفت. ایشان موافقت خود را نشان داد و گف: «بیخی صحیح است. ما نمیگوییم که وقتی بچههای ما مکتب نرفتند، بچههای دایکندی هم مکتب نروند. ما فقط همین قدر میخواهیم که هر وقت ما به خودمان ضربهیی زدیم، دولت لطف کند و یک ضربه به هزارهها هم بزند. دایکندی و بلخ و بامیان هم ندارد. عدالت هر قسم اجرا شود، موژ طرفدارش هستیم، اَ جان، آ.»
فاروق آغا شنیدی؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه