ما پنجهزار سال تاریخ داریم، از نظر اشرفغنی هرکسی قبول ندارد، خاک بر سرش. قبول! پنجهزار سال تاریخ داریم. در این پنجهزار سال، حکومتهای بسیاری آمده، بعد از مدتی سقوط کرده و جایش را به حکومت بعدی داده. حتا برادران عزیز و ارجمندان یک پدر برای رسیدن به اریکهی قدرت، هیچ کاری را از همدیگر دریغ نکردهاند. این کارها با افتخار تمام در طول این پنجهزار سال ثبت است. خلاصه عرض کنم که در این پنجهزار سال، پنج میلیارد کار و معامله صورت گرفته. همهی کارها و معاملات از چشم مردم پنهان بوده. حتا نزدیکان شاه خبر نمیشدند که حکومت چه برنامه دارد. دلیلش هم این بود که مردم، هیچگاهی برای هیچ حکومتی مهم نبوده. بههمین خاطر هیچ کاری، هیچ معاملهیی با مشوره مردم انجام نمیشد و همهچیز دور از چشم ملت صورت میگرفت.
پنجهزار سال هم طول دارد هم عرض. در طول آن مردم قرار دارد و در عرض آن حکومت. چیزیکه در این چند دههی اخیر باعث شادی و خوشحالی مغزهای فارغ ما شده، این است که در طول این پنجهزار سال، مردم همواره قربانی پنهانکاریها در عرض این پنجهزار سال شدهاند. اما مسألهیی نیست، چون قرار است گذشته را به فراموشی بسپاریم.
ما هم بیستوچهار ساعت در روز و هفت روز در هفته و هر سال مکمل، اثرات پنهانکاریهای پنجهزارساله را میبینیم و حس میکنیم. با چه حس میکنیم؟ بسیار ساده. با پوست، با گوشت، با استخوان، با موی و با ناخنهای خویش. ما که غیر از اینها چیزی دیگری نداریم، ورنه با همان هم حس میکردیم. حتا اگر بیادبی معاف باشد، اثرات پنجهزار سال گذشته را موقع رفع و دفع بلیات داخلی بدن نیز حس میکنیم، منتها چون مملکت ما از چندین سال به اینسو یک مملکت آزاده، قهرمانپرور و سرفراز است و مردم هم همیشه شهیدپرور، قهرمان، دلیر و همیشه در سنگر تشریف دارد، دوست نداریم آنچه را حس میکنیم، بفهمیم. یعنی دوست نداریم بفهمیم. شاید ربطی به سرفرازی مملکت و همیشه در سنگر بودن مردم دارد، اما مطمئن نیستم. به هر صورتش، ما تنها ملتی هستیم که دوست نداریم بفهمیم و همیشه 2000 درصد آمادهی قهرمانی و دلیری هستیم.
به هر صورتش، گذشتهها گذشته. قرار است بازهم پنجهزار سال دیگر تاریخ داشته باشیم و در میان انبوهی از استکبارهای جهانی، حی و حاضر باشیم. خیلی تفاوت نیامده. مثل پنجهزار سال گذشته، مردم بازهم در طول خوفناک تاریخ قرار دارد و حکومت در عرض پنهانکاریها. حکومت وحدت ملی بدون در جریان گذاشتن مردم و خواستن نظریات مردم، با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار وارد معامله شده است. باز خدا را شکر که حداقل مردم به رسانههای خارجی دسترسی دارند و از بعضی کارهای پنهان حکومت باخبر میشوند. ورنه شاید یک روز از خواب بیدار میشدیم، میخواستیم برویم شهر و میدیدیم که در سینما پامیر یک تابلوی کلان نصب کرده، عکس گلبدین حکمتیار و اشرفغنی را در حال بغلکشی و گوشماچی (شدت این بغلکشیها به حدی شده که دهانهای دو طرف از صورت همدیگر عبور میکنند و پاچ ماچ را روی گوشهای هم خالی میکنند) در آن نصب کرده و زیر آن نوشته که افغانستان همیشه سربلند بوده و از این به بعد سر آن را چند متر دیگر هم بلند خواهیم کرد.
حکومت تصمیم دارد حزب اسلامی را ببخشد. نهتنها ببخشد که سالانه چند میلیون دالر به آنها بدهد که دیگر جنگ نکنند. تمام زندانیهای این حزب را آزاد کند. زمینهی زندگی آنها را فراهم کند. گفته میشود تعداد حداقلی که حکومت باید برایشان مصئونیت و زمینهی زندگی را فراهم کند، بیست هزار نفر اعلام شده. به این معنا که حکومت وحدت ملی بهصورت پنهانی با بیست هزار حکمتیار به توافق رسیده که تمامی جرمهایشان را ببخشد، یاران دربندشان را آزاد نموده و به آنها اطمینان داده که کسی به شما مزاحمت نخواهد کرد.
حالا اگر شما بپرسید که حکمتیار کیست، میگویم حکمتیار کسیاست که از زمان بلوغش تابهحال، با تمام حکومتها مشکل داشته. حالا توافق با او که هزینه روی دوش حکومت گذاشته، آغاز پنجهزار سال دیگر است. او اگر بیاید، مطمئناً در طول پنجهزار سال قرار نخواهند گرفت، مسلماً در عرض برایش تُشک و بالش خواهند گذاشت. دیده شود که چند هفته را بدون خشونت سر میکند. شرط میزنم خیلی زود با زغال شریعت مخصوص خودش، مردم را در قلیان قدرت دود کند. برای آمدن بیست هزار حکمتیار آماده باشید.
بیست هزار حکمتیار
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه