آن دست‌های پنهان ِ دیگر

سخیداد هاتف

در میان تصمیم‌های غلط جذاب ِ مقاومت‌ناپذیر زنده‌گی من، یکی این است که سال‌ها پیش با خود گفتم باید بفهمم که تن و مغز و فیزیک آدمی چه‌گونه به شخصیت و باورهای آدم شکل می‌دهند. گشتی چندین ساله در ادبیات علمی مربوط به این حوزه دل‌انگیز و بی‌حاصل بود. دل‌انگیز، چون چشم‌اندازهای تازه می‌گشود؛ بی‌حاصل، چون آدمی از آن‌چه در باره‌ی تن و مغز خود می‌آموزد، استفاده‌ی اندکی می‌کند. در این راه، در جست‌وجوی آن‌چه من در پی‌اش بودم، گذار آدم به ساحات گوناگون می‌افتد؛ چون سوال‌ها بی‌وقفه می‌زایند و شاخه‌شاخه می‌شوند. با وجود این، ساحت اصلی جست‌وجو همان علوم شناختی/شناختاری می‌ماند و تا حدی روان‌شناسی (به‌عنوان ساحتی همبسته) و رفتارشناسی اقتصادی.
حالا که به پشت سر نگاه می‌کنم، می‌دانم که ذهن و شناختم از خودم و آدم‌های دیگر همانی نیست که قبلاً بود. می‌دانم بسیاری از چیزها که چهارده سال قبل حتا اسم «عامل» سرشان نمی‌گذاشتم، چه رسد به عامل تاثیرگذار، حالا در نزد من در فهرست عامل‌های تاثیرگذار بر ذهن و روان و تصمیم‌گیری‌های آدمی هستند. حالا حتا وقتی که در پای یک ساختمان صد طبقه‌یی ایستاده باشم، فکرم به این‌سو می‌رود که ممکن است صد طبقه بودن این ساختمانی که در پایش ایستاده‌ام سبب شود که فلان رقم فکر کنم یا فلان قسم تصمیم بگیرم.
اما در مجموع، کمتر پیش می‌آید که وارد شدن پاره‌یی از آگاهی‌های شناختی/ شناختاری و دریافت‌های همبسته‌شان به من کمک کند که تصمیم درست‌تری بگیرم. به بیانی دیگر، حاصل آن‌همه خواندن و شنا کردن در آب‌های ناشناخته و هیجان‌انگیز بسیار اندک است.
با همه‌ی این‌ها، اکنون به تدریج متوجه می‌شوم که دانش‌های شناختاری حتا اگر حاصل بسیار و انبوه نداشته باشند، پخش شدن‌شان در یک کشور تاثیرات مثبتی دارد. حداقل همین که شهروندان یک کشور به گوش‌شان خورده باشد که مثلاً در هر تصمیم‌گیری فردی یا جمعی عوامل نهانی از جنس عوامل‌شناختی و روان‌شناختی (و نه فقط آن عوامل سیاسی که بیرق دارند و شناخته هستند) دخیل‌اند، امکان رسیدن به یک تصمیم بهتر بالا می‌رود. در روشنی این دانش‌ها، مفاهیمی چون «اتحاد» و «پایداری» و «هم‌آهنگی» معناهای پیچیده‌تری می‌یابند. مثلاً اگر همه‌ی مردم افغانستان متحد و هم‌آهنگ شوند که در برابر موشک‌پرانی‌های پاکستان مقاومت نظامی کنند و در این راه از خود پایداری نشان بدهند، این اتحاد و هم‌آهنگی ملی و پایداری در برابر تجاوز فقط یک روی سکه است. دانش‌های شناختاری به ما می‌گویند که ببینید این وضعیت ممکن است چه معناهای دیگری هم داشته باشد. در مثل، ممکن است «هم‌آهنگی» مردم افغانستان در برابر پاکستان (در وضعیتی خاص) با حذف کردن تمام اطلاعاتی ممکن شده باشد که دانستن‌شان برای مردم افغانستان حیاتی بوده. به این معنا که اگر مردم می‌دانستند که پاکستانی‌ها فقط یک مشت دال‌خور ترسو نیستند و این بار حتا از بمب هسته‌یی هم استفاده خواهند کرد، شاید آن «هم‌آهنگی» کمی با تاخیر حاصل می‌شد یا تبدیل به نوعی ناهم‌آهنگی مفید می‌شد.
در کشور من و شما، تلاش برای رسیدن به امکان یک ارزیابی و تصمیم‌گیری عینی چندان دیده نمی‌شود. چرا که این نگرانی از همان ابتدا وجود ندارد که ممکن است برداشت‌های اولیه‌یی که بنیاد تصمیم‌گیری‌های ما هستند، به‌شدت تحت تاثیر عوامل نهان‌شناختی یا روانشناختی‌یی باشند که گاه ما را از دیدن تصویر درست مسأله ناتوان می‌کنند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه