مرکز افغانستان‌شناسی، یادواره‌ی عشق او

اطلاعات روز

منبع: LOSE ANGLES TIMES
برگردان: حمید مهدوی
این عشق، یک عشق خارج از ازدواج است، که روزی آوازه‌اش بازار کابل را پر کرده بود. عشقی که نقطه‌ی آغاز یک عمر سرگذشت‌های خاطره‌انگیز بوده و میراث ارزش‌مندی را در افغانستان از خود برجای گذاشته است. نانسی ‌هاچ دوپری، نویسنده‌‌ای است که به یاد عشق خود (لو‌یس دوپری‌ باستان‌شناس) اخیرا مرکز افغانستان‌شناسی در دانشگاه کابل را افتتاح کرده است و به کشوری که آن‌ها را به هم رساند، هدیه‌ای تقدیم کرده است.
نانسی زمانی که در سال 1962 به افغانستان قدم گذاشت، در مورد این که او در زندگی‌اش چه پیچ‌و‌تاب‌هایی را تجربه خواهد کرد، چیزی نمی‌دانست. در آن زمان شوهر او، «آلان ولف» دیپلماتی بود که در سفارت آمریکا در کابل ایفای وظیفه می‌کرد. سفیر امریکا در کابل نانسی را به عنوان یک تاریخ‌نگار به سفری در بامیان دعوت کرد، جایی که تندیس‌های باستانی بودا موقعیت داشتند.
نانسی حین بازگشتش به کابل به یکی از مقام‌های جهان‌گردی افغان در مورد این که فقدان حتا یک کتاب راهنما برای گردش‌گران در افغانستان چقدر افتضاح‌آمیز است، گوش‌زد کرد. اما این مقام به نانسی گفته بود که خودت یکی را تألیف کن!
وی با شنیدن این حرف به تحقیق آغاز کرد و ماه‌ها کتاب‌های اکادمیکی را که به زبان انگلیسی نوشته شده بودند، زیر و رو می‌کرد. وقتی که نانسی به نقطه‌ی پایان تحقیقاتش نزدیک می‌شد، چند نکته‌ بودند که باید واضح می‌شدند. به نانسی گفته شده بود که برای حل این معماها به «لویس دوپری» مراجعه کند. نانسی زمانی را که با خود فکر کرده بود «لویس دوپری دیگر چه کسی هست؟» به‌خاطر دارد.
لویس دوپری سرباز چترباز و باستان‌شناس آموزش دیده در دانشگاه ‌هاروارد بود، فردی که «ویلیام دالریپل»، تاریخ‌نگار و نویسنده از او به عنوان یک ماجراجو یاد کرده است. نانسی در صدد ردیابی «دوپری» برآمد‌ و دست‌خط‌هایی نوشت. وقتی نانسی چند روز بعد برگشت، نوشته‌هایش را در سطل آشغال یافت. دوپری گفت: «کافی است، اما هیچ‌چیز اصلی نیست». نانسی از او تشکر کرد و از خانه بیرون شد. اندکی بعد نانسی رویش را گرداند و گفت: «این برای گردش‌گران است، نه برای دانشگاهیان».
دوپری، نانسی را صدا کرده بود: «صبرکن، برگرد!»‌
نانسی اخیرا گفته است: «من برگشتم و هیچ‌گاه او را ترک نکردم». وی در ادامه گفته است: «چه کسی می‌دانست که او چرا از من خواست برگردم. البته در آن زمان من زیاد بد‌اندام هم نبودم. فکر می‌کنم که او مرا دوست داشت».
داستان عاشقانه‌ی آن‌ها گل کرد. اما از آن‌جایی که لو‌یس هم متأهل بود، این داستان عاشقانه «دو طلاق» را در پی داشت. نهایی کردن کار طلاق زمانی را در برگرفت. زمانی که نانسی به کابل برگشت تا کنار لویس بماند، به‌ویژه زمانی که شوهر قبلی نانسی با زن قبلی لویس ازدواج کرد، آوازه‌ی عشق آن‌ها به بازار کشید.
سفیر امریکا در کابل که با ماجرای «تعویض زن» کارمندانش مواجه شده بود، تصمیم گرفت تا با راه‌اندازی یک جشن بزرگ عروسی برای لویس و نانسی در سفارت با این پدیده روبه‌رو شود. سرانجام لویس و نانسی در سال 1966 به عقد هم در آمدند.
نانسی که در «کوپرز تاون» چشم به دنیا گشوده است، ماجراجویی را از پدرش که کارشناس توسعه‌ی روستایی بود و مادر هنر‌پیشه‌اش که ‌در امریکا،‌ هند، کوستاریکا و مکسیکو وی را بزرگ کرده بود، ‌به ارث برده است. به گفته‌ی نانسی، لویس در کارولینای شمالی چشم به دنیا گشوده و زمانی را هم پشت خطوط دشمن در جنگ جهانی دوم گذرانده بود و علاقه‌ی شدیدی به افغانستان داشته است.
آن‌ها سال‌ها زندگی عاشقانه‌ای را سپری کردند. لویس از سر کنجکاوی به آثار ماقبل تاریخی افغانستان سر می‌زد و نانسی در هر قدم با او بود و برای پنج کتاب و صد‌ها مقاله‌اش که نظر به خوش‌طبعی، بصیرت و وسعت نظر موجود در آن‌ها توجه خیلی‌ها را جلب کرده‌اند، اطلاعات جمع‌آوری می‌کرد. لویس با وسایل غیر‌عادی و قدیمی‌اش به چند کشف مهم دست یافته بود (بسیاری از یافته‌های او ممکن در دوران مجاهدین و طالبان از موزیم کابل چپاول شده باشند).
وقتی که هوا در بامیان به سردی می‌گرایید، این زوج به کابل بر می‌گشتند، کابلی که در آن زمان با داشتن گروه‌های موسیقی جاز، رستورانت‌ها،‌ زندگی اجتماعی غنی و غیره به پاریس شرق شهرت یافته بود. لویس پیوسته نانسی را ماه عسل وعده می‌داد، اما نانسی به خاطر دارد که همیشه به لویس می‌گفت: «بودن در کنار تو برای من ماه عسل است».
با این وجود، بعد از این که مارکسیست‌های افغان در سال 1978 کودتا راه‌اندازی کردند، همه‌چیز تغییر کرد. آن‌ها با فرض این که جاسوس‌های انگلیس سال‌ها از باستان‌شناسی به عنوان وسیله‌ا‌ی در زمینه‌ی اجرای مأموریت‌های‌شان استفاده کرده‌اند، لویس را به مأمور سی‌آی‌‌ای متهم کردند. زمانی که مارکسیست‌ها لویس را برای 10 روز در اسارت داشتند، به چند خانه سر زده و اشتتباها چمدان نانسی را هم ربوده بودند. نانسی گفت: «او در زندان بود و تنها چیزی که برای پوشیدن داشت، زیرپوش من بود».
‌سرانجام آن‌ها از افغانستان تبعید شدند و در پاکستان درخواست پناهندگی دادند. آن‌ها یک‌دهه‌ی دیگر را بین ایالات متحده‌ی آمریکا، جایی که لویس در دانشگاه «دوک» تحصیل کرده و در چندین دانشکده‌ی مشهور تدریس کرده بود و پشاور، جایی که تعداد مهاجران افغان هر روز بیش‌تر می‌شد، رفت و آمد داشتند. آن‌ها گاهی با جنگ‌جویان مجاهدین وارد افغانستان می‌شدند. کتابی را که او در سال 1973 تحت عنوان «افغانستان» تألیف کرد، به عنوان یک مرجع خوب در زمینه‌ی تاریخ و فرهنگ افغانستان جایگاه خود را حفظ کرده است.
در جریان اقامت‌شان در پشاور، نانسی پیوسته به گوشه و کنارهای این شهر سر می‌زد و این کار باعث شد تا وی با اسامه بن لادن که با وی در مورد صادرات تجهیزات ساختمانی سنگین به افغانستان صحبت کرد، برخورد مختصری داشته باشد. نانسی به خاطر دارد که اسامه بن لادن مرد کم‌رویی بود که به‌نرمی سخن می‌گفت.
نانسی هم‌چنین با حامد کرزی که وی را در رفع چالش‌ها در زمینه‌ی تأسیس این مرکز کمک رسانده است، دوست است. نانسی به خاطر پیوند طولانی‌ای که با افغانستان داشت، حتا در زمان طالبان چندین مرتبه از کابل دیدار کرد، زمانی که به تعداد اندکی از خارجی‌ها اجازه داده می‌شد به افغانستان سفر کنند.
وی می‌گوید، بسیاری اعضای گروه طالبان افراد عادی‌ای بودند که تلاش می‌کردند ‌وظایف‌شان را انجام دهند، به‌شمول کتاب‌دار‌های بی‌سوادی که صرف به دلیل اعتبار مذهبی و سیاسی‌شان استخدام شده بودند. وی می‌گوید: «همه‌ی آن‌ها شاخ و دم نداشتند».
بعد از این که سرطان در سال 1989 جان شوهرش را گرفت، نانسی برای ادامه‌ی راهی که در آن گام مانده بودند، به پاکستان ماند و به جمع‌آوری گزارش‌های سازمان ملل و سایر کشورها در مورد افغانستان مصروف شد، چیزی را که دیگران زباله‌‌ای بیش نمی‌دانستند. نانسی گنجینه‌های رو‌به‌افزایش اسناد را در خانه‌ی دوطبقه‌ای‌اش آرشیف کرده بود.
نانسی زمانی شایعاتی مبنی بر تخریب تندیس‌های بودای بامیان را شنید و پیامی را به ملا محمد عمر، رهبر منزوی گروه طالبان نوشت. وی می‌گوید که ملا عمر مرد دل‌سوزی بود، اما حتا ملیشه‌ها چالش‌های سازمانی مختص به خود را داشتند.
نانسی می‌گوید: «ملاعمر هشت اعلامیه‌ی مختلف را در مورد حراست از آثار تاریخی، به‌شمول تندیس‌های بودای بامیان صادر کرد. اما تندروان در یک جلسه‌ی کابینه تصمیم گرفتند تا این تندیس‌ها را منفجر سازند». وی می‌گوید که این خود گواهی است که ضعف ملا عمر در برابر افراط‌گرایان القاعده را شهادت می‌دهد. وی می‌گوید: «من به‌نوعی برای او تأسف خوردم». طالبان در حرکتی که جهان را تکان داد، دو تندیس بودای بامیان را با دینامیت، راکت، تانک و اسلحه‌ی ضد‌هوایی منفجر کردند.
بعد از فروپاشی رژیم طالبان در نتیجه‌ی حملات نیروهای به رهبری آمریکا، مهاجران زیادی به کابل برگشتند، اما نانسی در پشاور ماند و نگران بود که مبادا اوراق ارزش‌مندش طعمه‌ی بازی تندروان ‌یا بمب‌های نیروهای امریکایی شود.
سرانجام او در سال 2005 در حالی که 36.000 سند را در 299 کیسه‌ی پلاستیکی به شکل کودبندی شده جاسازی کرده و در موترهای باربری بار زده بود، بدون این که حتا یک ورق این اسناد ضایع شود‌ به کابل برگشت. با برگشت او به کابل، کلکسیون کتاب‌ها، مجله‌ها، گزارش‌های سازمان ملل و گزارش‌های مجاهدین به یک‌بارگی سه برابر شدند. روی هم رفته همه‌ی این‌ها نانسی را برآن داشت تا در مورد ایجاد مرکز افغانستان‌شناسی به ارزش 2 میلیون دالر که در سال جاری افتتاح شد، به کمپاین بپردازد.
تلاش‌های نانسی از باورهای شوهر اخیرش الهام می‌گرفت، کسی که باور داشت افغانستان شگوفا به شهروندان آگاه نیاز دارد. این مرکز که به کمک کشورهای ایالات متحده‌ی امریکا، افغانستان و برخی کشورهای اروپایی اعمار شده است، برای مردم افغانستان که در جهان بیش‌تر با انفجار و سیم‌های خاردار شهرت یافته است، به‌سان رای اعتماد می‌ماند. مجموعه‌ی اسناد جمع‌آوری شده توسط نانسی، اکنون دیجیتالی ساخته شده و نه تنها در تمام جهان در دست‌رس کاربرانش قرار دارد، بلکه از خطر نابودی در جریان هرگونه جنگ احتمالی در آینده مصئون است.
نسرین گروس، جامعه‌شناس مقم کابل می‌گوید: «این کار نانسی واقعا خارق‌العاده است. جمع‌آوری اطلاعات در مورد تمام طرف‌های درگیر عالی است و امیدوارم که این در زمینه‌ی تدریس به شیوه‌ی علمی مفید واقع شود. ما در کشور ما به نسل تحصیل‌ کرده ضرورت داریم».
نیم قرن کار عاشقانه‌ی نانسی در افغانستان در زمینه‌های تلاش‌های امداد‌رسانی، کمک به مهاجران، مشوره دهی به سازمان ملل و آگاهی‌دهی به خبرنگاران بی‌نهایت مفید بوده است. تأسیس کتاب‌خانه‌های کوچک و ارسال کتاب‌های جاسازی شده در جعبه‌ها و ارسال آن به ولایت‌ها (حتی در ولایاتی که تحت کنترول طالبان قرار دارند)، از جمله‌ی پروژه‌های کوچک نانسی‌اند.
نانسی در عین حال یک نقاد است، وی برنامه‌های راهبردی ناتو در افغانستان را محکوم می‌کند و می‌گوید که این برنامه‌ها باعث شده‌اند که خارجی‌ها را در پایگاه‌های‌شان محصور نگه‌داشته شده و به‌ندرت با افغان‌ها نشست و برخاست داشته باشند. وی در این زمینه گفت: «با پرداخت مبالغ هنگفتی که هیچ‌هدفی ندارد، نمی‌توانید دل و فکر مردم را به دست بیاورید. انکشاف مسیر طولانی است و ضرورت دارد پیاله‌‌های زیاد چای با هم نوشیده شوند».
او هم‌چنین افغان‌هایی را که جامعه‌ی‌شان قربانی هرج و مرج‌ها شده است، انتقاد می‌کند. وی می‌گوید: «افغان‌ها که به گروه‌های قومی مختلفی وابسته‌اند، مردمان صبوری بوده‌‌اند که قرن‌ها در صلح زیسته‌اند. این روزها زمانی که قرار است همه‌چیز در مسیر درستی قرار بگیرد، برخی‌ها با دامن زدن به تفاوت‌های قومی و شعار‌هایی- چون این یک مسلمان خوب است و آن یک مسلمان بد است- گل‌دان را می‌شکنند». نانسی که اکنون دهمین دهه‌ی زندگی‌اش را تجربه می‌کند، می‌خواهد مسئولیت‌های بیش‌تر را به افغان‌ها واگذار کرده و خودش به امریکا برگشته و توصیه‌های پدرش را از نو بشمارد.
او که در زندگی‌اش ماجراهای زیادی را تجربه کرده است، می‌خواهد به خانه‌اش در حومه‌ی یکی از شهرهای امریکا برگردد و از تماشای پرنده‌ها لذت ببرد. وی می‌گوید: «شما وقتی پیر شوید چه کار می‌کنید؟ من این کار را توصیه نمی‌کنم».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه