خالق ابراهیمی
آنچه را که دولت افغانستان در طی چند سال گذشته بیشتر از هر مسئلهای اهمیت داده، گفتوگوهای صلح با طالبان است، گفتوگوهایی که تا حال نتیجهی مطلوب نداشته و در گیرودار این مسئله و توجه بیش از حد دولت روی آن، سبب شده است که گروه طالبان روزبهروز قدرتمندتر و هدفمندتر از قبل عمل کند. گروه طالبان اگر روزی جنگ پنهانی میکرد، امروز حداقل مستقیم میجنگد. روزی اگر خواستشان مبهم بود، امروز خواستهای مشخصی دارند. روزی اگر اعتمادشان شکسته بود، امروز قویتر شدهاند. این جنگ از خواستهها و برنامههای طالبان گرفته تا حملات تروریستی، قتل و کشتار افراد ملکی و نظامی، به راه انداختن آشوب سراسری در کشور، تهدید برای امنیت کشور و نشان دهندهی قدرت سیاسی طالبان میباشد.
قدرت سیاسی که گویا دولت را به زانو درآورده و در آخرین اقداماتی که از درون ارگ ریاست جمهوری افغانستان انجام شده و در حال انجام شدن میباشد، آزادی زندانیان خطرناک طالبان که اکثرا در جنگ با نیروهای نظامی افغانستان و نظامیان خارجی دستگیر شدهاند، میباشد. برعلاوهی اینکه این اقدامات رییس جمهور با زیرپا کردن تعهدات بینالمللی افغانستان و قانون اساسی کشور همراهاند. پیام دیگر آن، ضعف دولت در مقابل گروه طالبان و تسلیم شدن در برابر خواست آنان میباشد. مسلما آنچه که رییس جمهور انجام میدهد، با واکنشهای ملی و بینالمللی نیز مواجه شده، اما رییس جمهور با تمام لجاجت همچنان روی موضع خودش پافشاری میکند.
رییس جمهور برادری میکند و برادر ناراضی پوزخند میزند. دوام این وضعیت، کشور را به بحران کشانده است. بحرانی که روزی شاید مهار کردنش خیلی سختتر از امروز شود. وقتی طالبان از چنین قدرتی برخوردارند که میتوانند تمام خواستههایشان را روی دوش حکومت تحمیل کنند، پس جای شکی باقی نمیماند که در آینده تمام قدرت سیاسی کشور را به دست گیرند. رییس جمهور متهم اصلی در برگشت دادن این وضعیت روی نقطهی اول میباشد. همان نقطهای که آغاز دورهی جدید بود. گویا ما مجبوریم که راه رفتهی یکدهه را دوباره برویم. از این جهت، انتخابات پیشرو یکی از دشوارترین مسایل سیاسی کشور میباشد. سرنوشت مردم افغانستان بسته به نتیجهی این انتخابات است. اگر انتخابات به شکل شفاف و با معیارهای ثابت بینالمللی برگزار شود و از گزند مداخلات رییس جمهور در امان باشد، نوعی تثبیت قدرت در کشور محسوب میشود. اگر قرار است انتخابات برگزار شود، ما شاهد نوسازی سیاسی در کشور خواهیم بود. تیم جدیدی که مدیریت سیاسی کشور را بهدست میآورد، با انواع و اقسام چالشها و مسئلهها درگیر خواهد بود. رییس جمهور آینده باید تمام کمکاری و کجکاریهای آقای کرزی را جبران کند. بدون شک، مهمترین مسئلهی تیم برنده، روشن کردن تکلیفشان با گروه طالبان است. باید یادآور شد که اینبار با گروه قدرتمندی به نامِ طالبان روبهرو خواهیم بود، نه آن گروه شکست خورده و پنهان در مغارهها.
با گذشتن از این مرحلهی دشوار، کم کم خود را به ثبات سیاسی میرسانیم، در غیر آن، «همان آش و همان کاسه». مردم افغانستان و نیروهای امنیتی کشور هر روز قربانی میدهند و امیدشان با عملکردهای رییس جمهور قطع میشود. چه اسفناک است، زمانیکه تروریست برادر خوانده میشود و نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، همچنان در سردرگمی همیشگی به سر میبرند. سربازی که روزها و ماهها در دشتها به خدمت مردم ایستاده است، وقتی میبیند که دشمنش با تمام احترام از بند آزاد میشود، ذره ذرهی وجودش را تب میگیرد و در درد خویش میسوزد. وقتی فرقی میان خدمت و خیانت دیده نمیشود، چگونه ادعای استقلالیت کشور و نجات کشور را در سر بپرورانیم؟
خیابان یکطرفهی صلح
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه