نویسنده: ایوا گروس
برگردان: خلیلالله حمیدی
منبع: مؤسسهی مطالعات امنیتی اتحادیهی اروپا
مسلم است که پاکستان یکی از حساسترین بازیگران منطقهای در افغانستان بعد از سال 2014 خواهد بود. مشترکات فرهنگی و مذهبی و نیز روابط پاکستان با طالبان باعث شده که اسلامآباد از آن ابزارها به عنوان اهرم فشار در جریان گفتوگوی صلح حکومت افغانستان با شورشیان استفاده نماید. با این حال، باید اذعان کرد که حمایت از گروههای شورشی در افغانستان در دههی گذشته، عواقب ناخواستهی داخلی برای پاکستان داشته است، چنانچه در حال حاضر با افزایش حملات تروریستی ثبات داخلی پاکستان را به صورت قابل توجه مورد تهدید قرار داده است. در صورت عدم دسترسی واقعی به یک توافق سیاسی اسلامآباد با کابل، به نظر میرسد که ثبات داخلی پاکستان به مرور زمان ضعیف و کنترول گروههای شورشی در داخل پاکستان نیز سختتر خواهد شد. با وجود پیچیدگی روابط میان پاکستان و ایالات متحده- و با خروج کامل نیروهای ایالات متحده بعد از ختم سال 2014- خطر خلای امنیتی امتداد مرزی پاکستان را تهدید خواهد کرد که هیچگاه به نفع اسلامآباد نیست. با این حال، پیامد خروج و حتا کاهش قابل توجه نیروهای مبارزه با گروههای تروریستی که در برخی موارد از طرف ارتش در داخل پاکستان حمایت میشود، فرصت را برای رشد مجدد بنیادگرایان مهیا خواهد نمود.
بُعد دوجانبه
برای چند دهه نفوذ پاکستان در امور سیاسی افغانستان و حمایت از طالبان و سایر گروههای شورشی قابل توجه است. سازمان استخبارات داخلی پاکستان یا آیاسآی به صورت مستقیم در ایجاد جنبش طالبان دست داشت و پاکستان یکی از جمله سه کشور- بهشمول عربستان سعودی و امارات متحدهی عربی- است که دولت طالبان را به رسیمیت شناخته بود. از زمان سرنگونی رژیم طالبان بعد از یازده سپتامبر، پاکستان بارها به حمایت از شورشیان طالب در افغانستان متهم شده است. شورای کویته، رهبری طالبان افغانستان که در ایالت بلوچستان و در شهر کویته از سال 2001 تا حالا موقعیت دارد، براین ادعا مهر تأیید میگذارد. قابل تعجب نیست، این حمایتها نوعی فشارند تا کابل را وادار نمایند که خط دیورند را به عنوان مرز مشترک میان دو کشور به رسمیت بشناسد و این مرز به فقدان اعتماد میان دو کشور بیشتر کمک نموده است. روابط این دو کشور مشخصاً بعد از ختم حکومت نظامی و به میان آمدن دولت مردمی منتخب از سال 2008، بهبود یافته است. در سال 2011 هردو کشور کمیسیون مشترک برای گفتوگوی صلح راهاندازی کردند و دیدارهای رسمی نیز بین دو کشور تشدید پیدا نمود. بعد از انتخاب نواز شریف به عنوان نخستوزیر در ماه می سال گذشته، دیدارهای متقابل اسلامآباد و کابل را در سال 2013 بهدنبال داشته است. در طی این بازدید، شریف حمایت پاکستان را از روند گفتوگوی صلح میان دولت افغانستان و طالبان اعلام داشت و نیز تصریح ساخت که پاکستان زمینهی گفتوگو میان کابل و نمایندههای طالبان را مهیا خواهد نمود. بعد از آن پاکستان تعدادی از زندانیان طالب را آزاد کرد: این یک عمل حسن نیت بود تا طالبان برای مذاکره و حل و فصل اختشاشات تشویق شوند.
علاوه برآن، افغانستان و پاکستان روابط مستحکم اجتماعی و تجارتی دارند. قابل یادآوری است که بزرگترین تعداد مهاجرین افغانستان در پاکستان باقی مانده است، یعنی پاکستان میزبان 1.6 میلیون مهاجر راجستر شده و تقریباً یک میلیون مهاجر غیر راجستر شدهی افغانستان در خاک خود است و بیشتر این مهاجران در نواحی مرزی خیبر پختونخوا، مناطق قبایلی فدرال و بلوچستان موقعیت دارند.
اگرچه به تعداد 3.8 میلیون از پناهندگان بعد از سقوط رژیم طالبان دوباره به افغانستان برگشتهاند و اما احتمال آن میرود که در صورت بدتر شدن اوضاع امنیتی در افغانستان، تعدادی یا حتا اکثر آن پناهندگان دوباره به پاکستان برگردند. در این صورت، فشارهای گسترده بالای پاکستان وارد خواهند شد و پاکستان تمایل ندارد که بیشتر از این مهاجران را بپذیرد.
از لحاظ اقتصادی، پاکستان بزرگترین شریک تجاری افغانستان و مسیر دسترسی اصلی کابل به بازارهای خارجی است. توافقنامهی تجارتی میان افغانستان و پاکستان که در ماه جون سال 2012 به اجرا گذاشته شد، سهولتهایی در صادرات محصولات کشاورزی افغانستان از این مسیر ایجاد نموده است.
با توجه به آخرین آمار تجارتی، پاکستان به ارزش 1.5 میلیارد دالر کالا به افغانستان صادر نموده است و برعکس، به ارزش 111.5 میلیون دالر کالا وارد نموده است. با وجود اهمیت روابط اجتماعی و اقتصادی، تاکنون این کشورها قادر نبودهاند چالشها میان دو کشور را مدیریت و جایگزین روابط نیک را در روابط دوجانبه عیار نمایند.
خود در تله افتیدن
اهداف سیاسی پاکستان (عمق استراتژیک) در افغانستان، استفاده از طالبان به عنوان یک پارادوکس برای بیثبات ساختن این کشور به منظور مبارزه با نفوذ هند بوده است. اما در واقع، در اواخیر مشخص شد که وضعیت پیچیدهتر از آن است که ادعا شده است. حالا نه تنها اسلامآباد قادر به کنترول طالبان افغان نیست، بلکه در حال حاضر با توجه به ظهور طالبان پاکستان در سال 2007، امنیت داخلی خود این کشور نیز با تهدید جدی مواجه است. این امر پیامد تغییر استراتژی و استقرار سیاست جدید با تأکید بر ثبات افغانستان را به دنبال داشته است. مسلم است که ادامهی حضور امریکا در منطقه، تشنجات اضافی را به دنبال دارد، اما قابل ذکر است که بعد از حادثهی 9/11، ایالات متحده پاکستان را در جمع متحدان خود در مبارزه با تروریسم برشمرد. بعد از آن، چهرهی این کشور در دو تصویر؛ هم در خط مقدم مبارزه و هم در دریافت کمکهای دوجانبه، قابل تفسیر است، اما حفظ روابط دوجانبهی این دو کشور آسان نبوده است. احساسات ضدامریکایی در پاکستان از طرف افراطگرایان و از عناصر طالبان بهشدت دامن زده میشود و قشر بزرگی از جمعیت بنابر حضور نیروهای نظامی امریکا در منطقه ناخوشنود است، بهخصوص راجع به استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین توسط آمریکا برای شکار کردن افراطگرایان در مناطق مرزی بین افغانستان و پاکستان.
روابط پاکستان با ایالات متحده در اواخیر در نتیجهی نشستهای مکرر دیپلماتیک بهبود یافته است، چنانچه گفتوگوی استراتژیک جنوری سال 2014 بین ایالات متحده و پاکستان، اولین نشست بعد از اتفاق سال 2010 است و این نشست نمایی از ایجاد یک رابطهی سازندهتر بین دو کشور را به نمایش میگذارد. بسیاری از مشکلات افغانستان و پاکستان درهم تنیده است و باید به طور همزمان مورد توجه قرار گیرد. این امر بهویژه به همکاریهای اقتصادی و مسایل مرزی مانند پناهندگان قابل سنجش است، اما با توجه به اینکه پناهگاه امن شورشیان در هردو طرف مرز وجود دارد، یک مسئله است. در سطح دیگر، در صورت حل و فصل دشواریهای افغانستان و پاکستان، باید تغییر در محاسبات پاکستان راجع به افغانستان وارد شود و اسلامآباد باید تشویق شود که در مسایل بازسازی افغانستان سهم فعال بگیرد. حل تناقضات در سیاست پاکستان در قبال افغانستان نه اینکه تغییر در محاسبات ژیواستراتژیک خود در برابر هند ایجاد کند، بلکه دولت پاکستان باید به آدرس افراطگرایی در داخل کشور خود به صورت مؤثر توجه نماید. نخستوزیر نواز شریف میتواند چنین فرصتی را فراهم کند. حزب وی (مسلم لیگ- نواز) روابط گستردهی تجارتی با هند دارد و قبلاً نیز ثابت ساخته بود که طرفدار روابط نیک با هند است و نیز گفته بود که فشار سنگین بالای طالبان پاکستانی وارد خواهد کرد. علاوه براین، موقعیت و جایگاه آیاسآی در دولت پاکستان راجع به افغانستان روشن نیست، زیرا برخی از مقامها از داخل آیاسآی تا هنوز حامی طالبان است و این یک خطر جدی برای گسترش افراطگرایی در داخل پاکستان نیز قابل تأمل است.
فرصت برای همبستگی اقتصادی
گفتوگوهای بینالمللی میتوانند برای تقویت و تشویق دولت پاکستان جهت ایفای نقش سازندگی در افغانستان کمک کنند. این رویکرد با تأکید بر کمکهای ساختاری به منظور افزایش ظرفیتهای اقتصادی و اداری در افغانستان و پاکستان میتواند مؤثر واقع شود. بنابراین، با استفاده از همگرایی اقتصادی، اتحادیهی تجاران و همبستگی اقتصادی خود باعث میشود که وزنهی اقتصادی را روی برنامههای سیاسی بگذارد و به عنوان اهرمی برای ارائهی کمک و مبارزه با ضعف دولت و ناامنی در هردو کشور بازی کند. این رویکرد همبستگی اقتصادی در مناطق که بالاترین تنش را داراست، به استقبال گرم مواجه خواهد شد، از جمله در نواحی مرزی و چگونگی مدیریت پناهندگان. لذاست که اتحادیهی همگرایی اقتصادی باید همآهنگ و از نزدیک تلاش نماید تا فرصت اشتغال هم در افغانستان و هم در پاکستان ایجاد شود. همچنین مشارکتها در سطح سیاسی در چارچوب برنامهی پنج ساله به منظور همگرایی اقتصادی وجود دارند. این برنامه در ماه مارچ سال 2012 راهاندازی شد که مسایل استراتژی، سیاسی و حتا امنیتی، دموکراسی و حکومتداری، حقوق بشر و توسعهی اجتماعی-اقتصادی را نیز در برمیگیرد. دید و بازدید گسترده و همچنان گفتوگوهای بخشهای خصوصی میتوانند در روابط بین اسلامآباد و دهلی و همچنان برای نقش آیندهی پاکستان در افغانستان مؤثر باشند. در نتیجه، باید تأکید کرد که برنامههای همگرایی اقتصادی در روابط دو کشور به صورت قابل توجه بنابر منافع هردو طرف مؤثر است.