حامد کرزی را چه به‌پیش می‌راند؟

اطلاعات روز

منبع: فارن پالیسی
نویسنده: کای آیده، نماینده‌ی ویژه‌ی سرمنشی ملل متحد در افغانستان از سال 2008 تا 2010. او درباره‌ی دوران مأموریتش در کابل کتابی نیز نوشته است.
برگردان: جواد زاولستانی
رییس جمهور افغانستان، حامد کرزی‌ معمولا به عنوان یک آدم غیرقابل پیش‌بینی و دمدمی مزاج شناخته می‌شود. تازه‌ترین نمونه‌ی آن موضع‌گیری کرزی درباره‌ی موافقت‌نامه‌ی‌ دوجانبه‌ی امنیتی-دفاعی با ایالات متحده است. اما‌ آیا این اتهامات موجه‌اند ‌یا این‌که بازهم این‌ها نشان ‌دهنده‌ی ناکامی در فهمیدن تفکر کرزی است؟ امروز، بحث تمرکز بسیار بر ایالات متحده‌ دارد و اهمیت درک افغانستانی‌ها و این‌که نگاه جامعه‌ی بین‌المللی در‌باره‌ی این مسایل درست شود، نادیده گرفته می‌شود. برای کرزی، موافقت‌نامه‌ي دو‌جانبه، فقط بخشی از یک مسئله‌ی کلان است که انتخابات پیش‌رو و گفت‌وگو با طالبان اجزای ضروری آن‌اند.
انتخابات ریاست جمهوری که قرار است در ماه حمل برگزار شود، عنصر کلیدی برای ساختن یک افغانستان با ثبات است. مشروعیت رییس جمهور جدید، وابسته به انتخابات بهتر از انتخابات سال 2009 است،‌ به‌ویژه در مناطق پشتون‌نشین که اشتراک بالاتر مردم نیازمند سازش با طالبان است. شوربختانه، گفت‌وگوها با طالبان به دلیل عدام توافق در داخل گروه طالبان، عدم همکاری پاکستان، بی‌میلی ایالات متحده و دیگر همکاران بین‌المللی متوقف شده است.‌ اما هنوز هم تماس بین طالبان و حکومت افغانستان وجود دارد. با آن‌که تاکنون نتایج مثبت این گفت‌وگوها خیلی اندک پنداشته شده است، غیرمسئولانه خواهد بود که رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب ناممکن دانسته شود و از ادامه‌ی گفت‌وگوها صرف نظر شود.
امضای زودهنگام و عجولانه‌ی موافقت‌نامه‌ی دو‌جانبه می‌توانست مخالفت طالبان با برگزاری انتخابات را تقویه کند که در نتیجه‌ی آن حمایت از حکومت جدید کاهش می‌یافت، بی‌ثباتی افزایش پیدا می‌کرد و باعث دوام یافتن جنگ می‌شد. اداره‌ی رییس جمهور اوباما باید از خیلی وقت پیش این زمینه را در نظر می‌داشت، با طالبان به صورت جدی وارد گفت‌وگو می‌شد و از وارد کردن فشارهای غیر‌ضروری بر رییس جمهور کرزی برای امضای‌ زود‌هنگام موافقت‌نامه‌ی دو‌جانبه‌‌ خودداری می‌کرد. افغانستانی‌ها، به‌شمول نامزدان ریاست جمهوری، از موافقت‌نامه‌ی دو‌جانبه‌ی امنیتی و دفاعی حمایت می‌کنند و خواستار دوستی با ایالات متحده‌اند. با آن‌هم، مردم افغانستان خواهان یک روند برای رسیدن به صلح‌اند. تلاش دوام‌دار و نیرومند برای راه‌اندازی روند صلح با دخالت قوی ایالات متحده، به‌شمول آوردن پاکستان بر میز مذاکرات، امضای موافقت‌نامه‌ را آسان‌تر خواهد کرد. در این صورت،‌ اگر آخرین تلاش‌ها پیش از انتخابات با ناکامی مواجه شوند، آن‌گاه‌ حداقل کرزی می‌تواند به مردم افغانستان رو کرده و بگوید که او و ایالات متحده هر تلاشی را که ممکن بود، به خرچ داده‌اند.
هنوز هم موافقت‌نامه‌ی دو‌جانبه‌ی امنیتی-دفاعی به نفع افغانستان و ایالات متحده است. برای افغانستان، نیروهای امنیتی‌اش تا هنوز قادر نیستند بدون درجه‌ای از حمایت نیروهای بین‌المللی عملیات انجام دهند. برای ایالات متحده نفعش این است که یک افغانستان که بی‌ثباتی در آن در حال افزایش است، بر منطقه و پاکستان تأثیر منفی خواهد گذاشت، پاکستانی که به شکل جدی از خشونت رنج می‌برد و دارای زرادخانه‌ی بزرگ اتمی است. باور کردن این‌که حضور نظامی در بیرون از افغانستان می‌تواند جاگزین حضور دوام‌دار در داخل کشور باشد، یک توهم است. با آن‌که این بحث و جنجال‌ها برای تمام طرف‌ها‌ خسته و ناامید کننده بوده‌اند، می‌توان درس‌های بزرگی از آن آموخت. درس نخست این است که ایالات متحده از تعیین ضرب‌الاجل‌های ساختگی خودداری کند. هم افغانستانی‌ها و هم ما که تا حدودی تجربه داریم‌، می‌دانند که این ضرب‌الاجل‌ها ساختگی‌اند و حتا باعث بی‌اعتمادی بیش‌تر می‌شوند. دوم این‌که ایالات متحده از فشار وارد کردن مداوم بر کرزی خودداری کند، چون کارگر واقع نمی‌شود. رییس جمهور افغانستان صدها سیاست‌مدار و حتا تعداد بیش‌تر سفیران و فرماندهان نظامی را ملاقات کرده است که برای او «پیام‌ها» آورده‌اند، در حالی‌که تعداد اندکی از آنان هوشیاری آن را داشته‌اند که بپرسند از چشم‌انداز سیاسی او چه کاری مفید است. درس سوم این است که ایالات متحده از بحث و جدل بر سر مسایل پیچیده در رسانه‌ها خود‌داری کند. این مناقشات در فضای عمومی سو ظن بیش‌تر ایجاد می‌کند و فضای ضروری رسیدن به یک توافق را تخریب می‌کند.
بدبختانه‌ در جریان سال‌های اخیر بی‌اعتمادی بین واشنگتن و کابل به صورت دوام‌دار افزایش یافته است و کرزی تقریبا توسط هرکس برای آن مقصر دانسته شده است. به‌رغم سرمایه‌گذاری عظیم انسانی و پولی ایالات متحده در افغانستان، احتمالا دلیلی برای بی‌اعتمادی کرزی نسبت به ایالات متحده وجود داشته باشد.
نخست این‌که پس از یک حمله در ماه آگست 2008 بر قریه‌ی عزیزآباد در غرب افغانستان که باعث کشته شدن حدود 90 نفر ملکی شد، کرزی از ایالات متحده و ناتو خواهان یک توافق شد که براساس آن حضور نیروهای بین‌المللی تنظیم شود. اما ایالات متحده و ناتو هیچ‌پاسخی به او ارائه نکردند. رییس جمهور کشور میزبان، آشکارا نادیده گرفته شده بود، با آن‌که موافقت‌نامه‌ی اصلی که در سال 2001 و پیش از تشکیل دولت افغانستان امضا شده بود، تاریخش گذشته بود. هنگامی که وزیر خارجه‌ی آن زمان، هیلاری کلینتون در حضور عموم در ماه مارچ 2009 در بروکسل اعلان کرد که یک کنفرانس بزرگ درباره‌ی افغانستان بیش‌تر از یک‌ماه دیگر در هاگ برگزار خواهد شد، کرزی و وزیر خارجه‌اش از این کنفرانس بی‌خبر بودند. آنان از طریق من، به عنوان نماینده‌ی خاص سرمنشی سازمان ملل متحد باخبر شدند. در جریان این بحث و جدل‌ها در خزان سال 2009، مقام‌های افغانستان نقش حاشیه‌ای بازی کردند. این بحث و جدل‌ها عمدتا پشت درهای بسته در واشنگتن انجام می‌شدند و وقتی‌که اولین تهاجم در ولسوالی مارجه در ماه فبروری 2010 راه‌اندازی شد، کرزی درباره‌ی تأثیر آن شک داشت. در این اواخر، استراتژی سکه و «جنگ برای به دست‌ آوردن قلب و ذهن مردم افغانستان» ناکام تلقی شده است. به عنوان نمونه، فرمانده پیشین نظامی در جنگ افغانستان و سفیر کارل آیکن بیری آن را ناکام دانسته‌اند.
وقتی‌که دفتر طالبان در قطر باز و بعد از چند روز در ماه جون 2013 بسته شد، دلیل آن مخالفت کرزی با نام آن دانسته شد. این در حالی بود که کرزی از اوباما تضمین دریافت کرده بود که نام این دفتر، دفتر سیاسی طالبان در دوحه گذاشته خواهد شد، نه دفتر «امارت اسلامی افغانستان». اما طالبان نام آن را دفتر «امارت اسلامی افغانستان» گذاشته بود. واکنش کرزی به شکل گسترده‌ای در داخل جامعه‌ی افغانستان هم‌صدا داشت. این کار طالبان به عنوان تلاشی برای رسمیت یافتن آنان در سطح بین‌المللی تلقی شد و ترس زیادی ایجاد کرده بود. این ناکامی در آغاز گفت‌وگوها اما نتیجه‌ی اعتراضات کرزی نبود، بلکه از مدیریت نادرست امریکا و قطر ناشی می‌شد.‌ احتمالا این تلاش‌ها برای آغاز گفت‌وگو، نوید‌بخش‌ترین تلاش بعد از چند سال بود. چنان‌که رابرت گیتس، وزیر دفاع پیشین ایالات متحده در کتابش گفته است، تلاشی جریان داشت تا کرزی را از دوباره انتخاب شدن در سال 2009 باز دارد. این تلاش‌ها توسط ریچارد هالبروک رهبری می‌شد. این تلاش‌ها نسبتا موفق بود، چون کرزی را از به دست ‌آوردن 50 درصد آرای لازم برای داشتن اعتبار در مقابل چشم مردمش بازداشت.
در روزهای آغازین رهبری او، کرزی تجربه‌‌ای در امر حکومت‌داری نداشت و فقط به «کارشناسان» خارجی اتکا داشت. اکنون که دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش پایان می‌یابد، او یک رهبر با تجربه‌ی یک کشور مستقل و شایسته‌ی احترام است. احتمالا او کشورش را بهتر از هر سیاست‌مدار دیگر افغانستان می‌شناسد. امیدواریم تجربه‌ی افغانستان درسی باشد که همه‌ی ما اشتیاق شنیدن آن را داشته باشیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه