همایش هنری-ادبی «زلال همیشه جاری»

اطلاعات روز

ستاد گل سرخ
روز یک‌شنبه، 25 حوت 1392 ستاد گل سرخ همایش هنری-ادبی را تحت عنوان «زلال همیشه جاری» به مناسبت نوزدهمین سال‌گرد شهادت بابه مزاری و یارانش در هوتل کابل دبی برگزار کردند. در این مراسم هزاران نفر از فرهنگیان، دانشجویان و اقشار مختلف مردم کابل حضور داشتند. استیج با طرحی از بابه که از هزاران قطعه عکس کوچک شهیدان و بازماندگان دوره‌ی مقاومت غرب کابل تشکیل شده بود که نمایان‌گر تصویری از بابه بود.
برنامه با اجرای آهنگی توسط محبوبه و طاهره آغاز شد. قبل از آن چراغ‌ها خاموش شدند و در عقب پرده برشی از یک واقعیت تکان دهنده در جامعه به نمایش در‌آمد. در ادامه، شعری از سید ابوطالب مظفری؛ «‌سمند خوش قدم من، سپید پیشانه» دکلمه شد و آهنگ‌ دیگری با اجرای عبدالله و یارانش با دمبوره، زیر بغلی‌ و غیچک.
احد بهادری، خبرنگار خبرگزاری حزب وحدت در بخش فرهنگی و شخصی که نزدیک‌ترین تماس را با بابه داشت، با روایتی از آخرین روزهای مقاومت به روی استیج ظاهر شد. او در ابتدا از برگشتنش به کابل بعد از پیروزی مجاهدین در سال1371 گفت و از آغاز درگیری‌ها و بودنش در کنار حسين على، ياسين، مجيتى، سخى، جمعه خان و‌… در دیوان بیگی و حوزه‌ی پنجم. او آشنایی‌اش با شفیع را هم مربوط همین زمان می‌دانست. به گفته‌ی بهادری، شفيع يكى از كسانى بود كه اسم او براى مردمى كه از كينه‌ى دشمن هر‌اس داشتند، به همان ميزان مايه‌ى آرامش بود‌ كه در دل دشمن رعب و ترس خلق مى‌كرد. در کنار شفیع، بهادری از شخص‌ دیگری به نام انجنیر شیرحسین (‌آته محمد حسین‌) یاد کرد که به پاک‌ترین فرمانده‌‌ غرب کابل تعبیر می‌شد.‌ شفيع و آته محمد حسين و حاجى احمدى ده‌ها چهره‌ى مصمم و نام‌دار و گم‌نام ديگر حضور و نقش داشتند؛ مانند‌ جنرال سخى توپچى، قنبر، نصير رضايى، علي داد، طاهر، قاسم شفق، آهنگران، نصير سوز، اسماعيل جولى، انجنير يحيا، مرادى، پويا و ده‌ها تن دلاور ديگر…
بهادری ادامه داد، تاريخ ٢٠ سنبله‌ى ١٣٧٣ عازم كشور آذربايجان شدم و ١٠ حوت ١٣٧٣، يعنى ١٢ روز قبل از رفتن بابه مزارى به غرب كابل برگشتم. از آن سه نفر اول كه ياد كردم، يعنى شفيع و آته محمد حسين و حاجى احمدى، هيچ‌كدام در كابل نبودند. حاجى احمدى به مزار برگشته بود تا زمينه‌ی جمع‌آورى نيرو براى مقاومت غرب كابل فراهم كند، آته محمد حسين شهيد شده بود و شفيع با نيرو‌هايش براى مقابله با طالبان در غزنى بود. جنگ در پيش بود، جنگى كه احساس مى‌شد بزرگ‌ترين جنگ و دفاع مقاومت غرب كابل باشد‌ و بابه مزارى بيش‌تر از هر‌وقت ديگر تنها شده بود. از ١٦٠ نفر اعضاى شوراى مركزى تنها ١٦ نفر در كابل باقى مانده بود. 500 نفر از نيرو‌هاى زبده‌اش همراه با فرماندهان برجسته‌اش، مانند حاجى امينى و نصير رضايى و شفيع در غزنى مانده بودند، گرچه غرب كابل پس از ٢٣ سنبله كاملا يك‌دست و پاك شده بود. قبلا در جنگ‌ها يك چشم مدافعان ما به سنگر‌هاى روبه‌رو و دشمن بود و چشم ديگر‌شان به عقب جبهه بود تا با خنجر خيانت از پشت زخم نخورند، اما در اين آخرين و عظيم‌ترين جنگ غرب كابل، همه‌ى آنان كه معروف به خاينين ملى شدند، در جبهه‌ى دشمن قرار گرفته بودند.
بهادری از چشم‌دیدش از برگشت شفیع از غزنی و دیدارش با بابه‌ یادآوری کرد. او یاد‌آودر شد که‌ شفيع گزارش مختصر از وضعيت نيروهايش در غزنى براى بابه داد و بابه در حالى كه مستقيم طرف شفيع نگاه نمى‌كرد، گفت: خوب شد كه آمدى، شوراى نظار تصميم جنگ دارد و حمله‌اش حتمى است، تو هم سنگر‌هايت را تقويت كن و آمادگى بگیر براى دفاع. روح بابه با ترس بيگانه بود، اما قبل از آن نگرانى جنگ در چشمانش به‌خوبى قابل ديد بود. شوراى نظار قبلا از غرب تا شرق كابل درگير جنگ بود و امكانات و نيرويش در مقابل حزب وحدت و جنبش و حزب اسلامى پراكنده بود، اما در اين جنگ همه‌ی زرادخانه‌ى جنگى و نيرو‌هايش را متمركز ساخته بود و در غرب و جنوب مناطق حزب وحدت طالبان مستقر شده بودند. در طول مدتى كه بابه حرف مى‌زد، شفيع در حالي كه كمى خود را پايين كشيده بود، مستقيم به چشمان بابه مى‌نگريست. نگرانى بابه را به‌خوبى از چشمان بابه مى‌خواند و مى‌فهميد. صحبت بابه كه تمام شد، شفيع دست چپش را روى زانوى بابه گذاشت و گفت: از تصميم شوراى نظار براى حمله خبر شدم. به همان خاطر آمدم. هيچ راى نزن خو به‌زور خدا هيچ‌كارى كده نميتنن. اين‌گونه حرف زدن: هيچ راى نزن خو! به‌زور خدا هيچ‌كارى كده نميتنن، شيوه‌ى حرف زدن يك سرباز با يك فرمانده نيست‌، شيوه‌ى حرف زدن يك قوماندان با يك رهبر نيست. اين‌گونه مكالمه تنها مى‌تواند بين يك فرزند و يك بابه اتفاق بيفتد، يك بابه و يك فرزند…
بعد از روایت بهادری، برنامه با آهنگ اعتراضی رپ توسط اسد و شعری از شکریه عرفانی با اجرای سمیه فدایی ادامه یافت و فرزانه سروری نامه‌اش را خطاب به بابه خواند. فرزانه با زبان کودکانه‌اش با بابه حرف زد؛ بابه‌! ﺧﻴلی‌ها ﻫﻨﻮز نمی‌داﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ زدن ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻪ؛ آن‌هایی ﻫﻢ ﻛﻪ ﻣﻲداﻧﻨﺪ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ای ﻟﺒ‌‌‌ﺨﻨﺪ می‌زﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﺎ ﻟﺒ‌ﺨﻨﺪﺷﺎن ﻫﻴﭻ ﺧﺮﻳﺪاری ﻧﺪارد. ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﻟﺒ‌ﺨﻨﺪم، ﺑﺎﺑﻪ، ﻛﻮدﻛﻢ و زﻧﺪگی ﻛﻮدکی را دوﺳﺖ دارم. ﻣﻲ‌ﺧﻮاﻫﻢ اﻳﻦ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻟﺒ‌ﺨﻨﺪ ﻣﻌﻨﺎدار ﺷﻮد. می‌ﺧﻮاﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﻳﺎد ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﻟﺒ‌ﺨﻨﺪ زدن و ﻟﺒ‌ﺨﻨﺪ را دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ ﻫﺰﻳﻨﻪ‌ای ﻧﺪارد ﻛﻪ از آن ﺑﺘﺮﺳﻨﺪ. ﻛﺎفی اﺳﺖ ﺧﻮب ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻟﺒ‌ﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻨﺪ و ارزش ﻟﺒﺨﻨﺪ را درك ﻛﻨﻨﺪ.
بابه، نمی‌داﻧﻢ از ﻛﻪ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻛﻨﻢ. ﺣﺲ می‌‌ﻛﻨﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﻘﺼﺮﻳﻢ. ﻟﺒ‌ﺨﻨﺪ را از ﻣﺮدم درﻳﻎ ﻛﺮدن، از ﻛﻮدﻛﺎن دزدﻳﺪن، ﻇﻠمی ﺑﺰرگ اﺳﺖ و در اﻳﻦ ﻇﻠﻢ، ﻫﻤﺎنﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﻣﻮﻻﻳﻢ ﻋلی ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮد، ﻫﻢ ﻇﺎﻟﻢ و ﻫﻢ ﻣﻈﻠﻮم ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ و ﻫﺮ‌دو ﻣﻘﺼﺮ‌ﻧﺪ.
‌بیش از اﻳﻦ دﻳﮕﺮ ﺣﺮف نمی‌زﻧﻢ. ﭼﻮن ﺗﻮ می‌دانی ﻛﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ می‌ﺧﻮاﻫﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ. ﺗﻮ ﺣﺮف‌ﻫﺎ‌ﻳﻢ را درك‌ ﻣﻲﻛﻨﻲ و ﺑﻪ ﻣﻦ و اﺣﺴﺎس و ﻧﻮﺷﺘﻪ‌ام ﻧمی‌ﺧﻨﺪی. ﺑﺎﺑﻪ، ﻣﻲﺧﻮاﻫﻢ اﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﺧﻮاﺑﻢ ﺑﻴﺎیی‌ و ﻫﺮ‌ﭼﻪ را‌ می‌ﺧﻮاهی، دور از ﭼﺸﻢ و ﮔﻮش ﻧﺎﻣﺤﺮﻣﺎن ﺑﺮاﻳﻢ ﺑﮕﻮیی. ﻣﻦ ﺗﺸﻨﻪ‌ی ﺣﺮفﻫﺎی‌ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺑﺎﺑﻪ.
بعد از سخنان فرزانه، میثم داهی روی استیج رفت. میثم از آرمان‌های عدالت‌خواهانه‌ی بابه مزاری یاد کرد و تعهد کرد که او و هم‌نسلانش با دانش و علم راه بابه مزاری را ادامه خواهند داد.
در پایان، آهنگ (اشکی در گذرگاه تاریخ)‌، شعری از فریدون مشیری با اجرای نصیر احمد سهرابی و همراهانش اجرا شد. قبل از اجرای آهنگ‌، تمام چراغ‌های سالون خاموش شدند و بعد نصیر و همراهانش با شمع‌های‌ روشن به جایگاه رفتند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه